Lesbian.
26 verhalen
You stole my heart {Translated} door lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    reads 72,401
  • WpVote
    Stemmen 9,294
  • WpPart
    Delen 63
|Completed| جنی دختر میلیاردی که به معنای واقعی کلمه هر چیزی که می خواست رو داشت ، زیبا ، باهوش و تقریبا کامل! اما او یک آدم ناسپاس بود. از طرف دیگه لیسا کلاهبرداری بود که هر کاری برای بدست آوردن پول انجام میداد چون بدهی زیادی داشت! چه اتفاقی می افته اگه این دو نفر همدیگه رو ببینن؟؟ JENLISA
𝐌𝐲 𝐆𝐢𝐫𝐥 door widuo0h
widuo0h
  • WpView
    reads 14,486
  • WpVote
    Stemmen 650
  • WpPart
    Delen 2
-پرنسس چرا جیغ میزنی؟بگو ببینم! ...باید با تک تک سلولات دردی که من بهت میدمو حسش کنی...:) Smut‼️
Touch me door meow_627
meow_627
  • WpView
    reads 1,750
  • WpVote
    Stemmen 47
  • WpPart
    Delen 2
🔞این رمان برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود 🔞 دستش رو روی گونه ام کشید _ کاش مال من بودی ، کاش میتونستم لمست کنم . ولی ما هیچوقت نمیتونیم مال هم باشیم ، نمیتونیم همو ببوسیم ، دست همو بگیریم . متاسفم . لب هایم را روی لب هایش گذاشتم . دستانم را روی تنش کشیدم و سینه اش را در مشتم فشار دادم خیس شدنش را میتوانستم حس کنم و همین هیجانزده ام میکرد . دستم را داخل شرتش هل دادم و زمزمه ام میان لب هایش گم شد _ ما دقیقا مال همیم ! ** دختری خجالتی و ترسو که هیچوقت نتونسته جلوی خونوادش وایسه و از خودش دفاع کنه . حالا میتونه برای خواسته اش بجنگه و زندگیشو از بیخ و بن تغییر بده !؟؟
Fingers door Aphroditesin
Aphroditesin
  • WpView
    reads 110,958
  • WpVote
    Stemmen 4,262
  • WpPart
    Delen 107
دستش را خشن میان شیار کصش کشید: لذتی نبردی؟ میان پایش هنوز مرطوب بود چوچولش را فشرد و خیره ی چهره ی جمع شده از درد هلن شد: میخواستی نجات پیدا کنی؟ نمیخواست خودش که میدانست نمیخواست به نفس نفس افتاد: نه لبخند زد: دختر هورنیه من لبانش را به دندان کشید و ناله های هلن در دهانش خاموش شد دستان نوازشگرش بدنش را طی میکردند: یکی از آثار هنریمی هلن! زبان روی ترقوه اش کشید: همون قدر ظریفو شکستنی کمرش پیچو تاب میخورد: پس چرا باهام ظریف رفتار نمیکنی؟ دستانش دور پهلوهایش قرار گرفتند: اول باید شکل پیدا کنی همونطوری که میخوام پای کشیده ی هلن روی شانه ی دیان قرار گرفت: شکلم بده همین الان! دوست دارم زبونت شکلم بده
docile❣ door CallMeMinerva
CallMeMinerva
  • WpView
    reads 29,785
  • WpVote
    Stemmen 3,918
  • WpPart
    Delen 17
🍭ژانر:مامی‌کینک-امگاورس-اسمات-رمنس-روزمره- ❣کاپل اصلی:جنلیسا ❣کاپل فرعی: هونهان ~~~~~~~~~~~~~~~~~ همه چیز قرار بود عادی پیش بره! بورسیه لعنتی رو گرفته بود. می‌تونست روی پای خودش وایسته و لازم نباشه که نگران آینده بشه. ولی همه چیز قابل پیش‌بینی نیست و یکی از اونها پیش‌بینی آدمهاییه که لیسا قراره ملاقات کنه!
cerise door mdis_rty
mdis_rty
  • WpView
    reads 1,631
  • WpVote
    Stemmen 54
  • WpPart
    Delen 4
جلوتر اومد +: لعنتی ! لونا، لبات روشن ترین تناژ صورتیه! _: این تعریف بود یا اطلاعیه؟ مدیسون تک خندی زد و لباشونو به هم چسبوند و بوسه عمیقی به اون آبنباتای صورتی زد
watch yourself  door A_Hannah_A
A_Hannah_A
  • WpView
    reads 105
  • WpVote
    Stemmen 15
  • WpPart
    Delen 2
"مراقب خودت باش" برای بعضیا معنی دوستت دارم رو میده! یه سری‌ها هم عادت دارن که موقع خداحافظی بگن! گاهی هم داری راه میری و جلوی پات رو نمی‌بینی که اینو میشنوی.. ولی من اینو از کسی شنیدم که.. هی! وایسا! این یه تهدیده؟!
او door mhrsunnn
mhrsunnn
  • WpView
    reads 38
  • WpVote
    Stemmen 7
  • WpPart
    Delen 1
او زيبا بود با چشمهايي درخشان و موهايي جو گندمي كه در صورتش ميدرخشيد!او عشق من بود!عشق ممنوعه ي من!
Be My Eve door me_lika_f
me_lika_f
  • WpView
    reads 485
  • WpVote
    Stemmen 39
  • WpPart
    Delen 9
سلام ... :)) این اولین رمانم درمورد ی رابطه عاشقانست ... حوا و جانان ... از زندگی روستایی تا شهری و حتی مهاجرت داره ... از پایان های غم انگیز متنفرم پس خیالتون تخت ... درمورد اینکه چرا یکیشون ترنس و اینا اگر هتروسکشوال هستی نخونی بهتره حوصله هیت دادن تو کامنت هارو ندارم... رمان ی ترکیبی از تجربیاتم عاشق شدنم و زندگیمه پس یجورایی میتونیم بگیم بر اساس واقعیت نوشته شده ب محض تموم شدنش میرم سراغ ترجمش پس اگ دنبال رمان انگلیسی هستی اینم اوکیه ... امیدوارم ی روزی ایران ی کشور با امنیت و درک برای LGBTQ ها تبدیل بشه شاید نسل بعد ک ما باشیم بتونیم یکم تغییرش بدیم ؟ کسی چ میدونه ....
Anemoia | Jenlisa door rsnivx
rsnivx
  • WpView
    reads 1,669
  • WpVote
    Stemmen 237
  • WpPart
    Delen 5
‌‌⟣ به نـامـ چشمـانـت؛