We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
کتابخانه مرجانی 🏖
66 stories
Emmanuel | Taekook, Sope | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 163,152
  • WpVote
    Votes 28,599
  • WpPart
    Parts 49
خلاصه ی آیو: امانوئل(جونگکوک) رقاص و ساقی 24 ساله، اهل مکزیکه که تصمیم میگیره برای دیدن نامزدش یو جی‌ته که رئیس یکی از باندهای قاچاق مواد مخدره، به سئول بیاد. اما با اومدنش به این شهر از طریق هوسوک مشاور شخصی جی‌ته، متوجه میشه که نامزدش قصد جوش دادن معاملاتی رو با کیم تهیونگ، دلال و رابط پر سابقه ای که توی زندگیش برای برای اطرافیانش مثل یک راز بوده رو داره. چی میشه اگر این پسر مکزیکی تصمیم بگیره دور از چشم نامزدش به تهیونگ پیام بده و سعی کنه سر از کارش در بیاره؟! پیج نویسنده: @sylvie_fic Up: Sunday Couple: Vkook, Sope Genre: Dram, Romance, Crime, Smut 🔞🔥 Writer: Sylvie Editor: Noyan
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 123,897
  • WpVote
    Votes 18,958
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
+22 more
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 30,957
  • WpVote
    Votes 2,857
  • WpPart
    Parts 13
[*کامل شده*] چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانشجوی جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 233,543
  • WpVote
    Votes 25,556
  • WpPart
    Parts 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
HeartBeat Hospital | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 799,630
  • WpVote
    Votes 78,936
  • WpPart
    Parts 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
𝗦𝗵𝗮𝗺𝗲ⱽᵏᵒᵒᵏ ᵃᵘ by imdorin
imdorin
  • WpView
    Reads 305,061
  • WpVote
    Votes 33,950
  • WpPart
    Parts 29
|کامل شده| تهیونگ بخاطر یه شرط با جونگکوک وارد رابطه میشه! البته هیچوقت فکرشم نمیکرد که واقعا عاشقش بشه! چی میشه اگه جونگکوک از اون شرط مسخره باخبر بشه؟ "-تو دوست پسرمی جونگکوک!" "+معلومه! بالاخره تو شرط بسته بودی که دوست پسرت باشم!" 𝐍𝐚𝐦𝐞:𝐬𝐡𝐚𝐦𝐞 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐟𝐚𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐭,𝐬𝐩𝐨𝐫𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤
 𝐀𝐩𝐩𝐥𝐞&𝐂𝐨𝐜𝐨𝐚 by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 61,384
  • WpVote
    Votes 7,899
  • WpPart
    Parts 40
🍏𝐀𝐩𝐩𝐥𝐞&𝐂𝐨𝐜𝐨𝐚🍫 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐭𓍯 ⊹اسـم: سـیب و کـاکـائو ⊹خـلاصه: جونگ‌کوک، امگای سیبِ سبز دانشگاه، به‌اجبار باید یک شب رو با آلفای کاکائویی به‌تنهایی صبح کنه و درست همون شب... بدن جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره با هیت بی‌موقعش، همه‌چیز رو پیچیده‌تر کنه. - متأسفی؟! دقیقاً برای کدوم کارت؟ برای اینکه مارکم کردی؟ برای اینکه ناتم کردی؟ یا برای اینکه ولم کردی و با نامزد لعنتیت بودی؟! ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: اگاورس، رومنس، انگست، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: فول
STAR (season 1) | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 262,875
  • WpVote
    Votes 37,629
  • WpPart
    Parts 41
When The Stars Appear وقتی ستاره ها ظاهر شدند (فصل اول) -تمام شده- - این گستاخیه اگه بگم دوست دارم با ولیعهد یک رابطه ی عجیب رو شروع کنم؟ + چه رابطه ی عجیبی...؟ - رابطه ای توش نه دوستیم نه رقیب... این گستاخیه سرورم...؟ اگه گستاخیه فقط بهم بگید... فراموشش میکنم... Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Historical
STAR ( Season 2) | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 186,454
  • WpVote
    Votes 24,361
  • WpPart
    Parts 35
When A Star Disappears وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم) -تمام شده- قسمتی از فیک: - میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟ جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد: - نه... چطور‌‌... تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد: - تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...! جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد: - اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست... تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد: - ولی شاید خوشمون اومد... writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook Genre: Drama. Romance. Smut
My birthday wish [Completed] by me_master_momo
me_master_momo
  • WpView
    Reads 368,402
  • WpVote
    Votes 59,852
  • WpPart
    Parts 79
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟ خب منم آرزو کردم ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد... من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم! و منظورم هر وارد شدنی نیست... بله! من به داخل داستان پرت شدم! کاپل : ویکوک ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی