fiction
67 stories
Fucking Kim | vkook by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 7,565
  • WpVote
    Votes 1,235
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک از زندگی بی دردسرش کاملا راضی بود ولی نمی‌فهمید کجای راهو اشتباه رفته که گیر کیم تهیونگ افتاده، یه دیلف عوضی استاکر، که افتاده دنبال کونش و هیچ جوره هم ولش نمیکنه. تهیونگ تا حلقه مورد نظرش رو توی انگشت جونگ‌کوک نندازه بی خیالش نمیشه و جونگ‌کوک هم کاملا معتقده که تهیونگ میتونه بیاد بشینه سرش.
Sunflower by EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Reads 63,586
  • WpVote
    Votes 6,131
  • WpPart
    Parts 61
وضعیت: پایان یافته❤️ به پرنده ای فکر کن که تو قفس بدنیا اومده و کل دنیاش تو قفس خلاصه میشه پرنده خوشحاله چون نمیدونه اون بیرون چه خبره تا این که یه روز یه پرنده‌ی آزاد رو میبینه اون بیرون یه جایی اونطرف این میله ها و به نظرت زندگیش شبیه قبل میشه؟! کیم تهیونگ یه پسر حرف گوش‌کن و البته موفقه، همه چیز خوب پیش میره تا شبی که تو یه مهمونی متوجه می‌شه سبک های بهتری هم برای زندگی کردن وجود داره، یه چیزی شبیه به کاری که جئون جونگکوک داره انجام میده! امیدوارم از این فیکشن حمایت کنید و دوستش داشته باشید کاپل: تهکوک _ یونمین_ نامجین 🔞❤🌻 #romance #smut #angst #fluff
Play You Like An Instrument by KimArYan_
KimArYan_
  • WpView
    Reads 17,080
  • WpVote
    Votes 1,455
  • WpPart
    Parts 5
تهیونگ با تمام وجود آماده بود که در خونه همسایه ی مردم آزار و عوضیش رو بزنه و همون بلندگوی لعنتیش رو مستقیم فرو کنه توش، چون واقعا دیگه از این همه سر و صدا خسته شده بود! ولـی شـرایط بـا درامـر اونطـور کـه برنـامشـو ریخـتـه بـود پیـش نـرفـت... "...تو چرا نمیای شریک جرمم شی که فکر لو دادنم از سرت بپره...؟" "من اهل سر و صدایی که شما بهش میگید موسیقی نیستم..." "میتونی فقط بـرام جیـغ بزنـی..." "میخوای واسه آهنگتون جیـغ بزنـم؟!" "میخوام زیـرم جیـغ بزنـی...!"
𝘬𝘰𝘰𝘬 𝘋𝘪𝘢𝘳𝘺 •vkook• by o0OvinO0o
o0OvinO0o
  • WpView
    Reads 63,168
  • WpVote
    Votes 10,556
  • WpPart
    Parts 61
«کامل شده» •دفترچه خاطرات کوک• زندگی مضحک، مزخرف و افتضاح جئون جانگکوک با موهای صورتی! در دفترچه خاطرات ⁶⁰ برگ •vkook•
𝐖𝐨𝐫𝐭𝐡 𝐨𝐧𝐞 𝐬𝐞𝐜𝐨𝐧𝐝|𝐕𝐤| by Nika_vkookheaven_
Nika_vkookheaven_
  • WpView
    Reads 3,933
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 8
جونگکوک همیشه فقط به یک دلیل به پارک کنار خونه‌اش می‌رفت، غذا دادن به پرنده‌ها و دیدن اون مرد غمگین. بعد از ماه‌‌‌ها اون بالاخره خواست با مرد حرف بزنه و انجامش داد ولی جوابی نگرفت. شب اول با فکر کردن به غرور و تکبر اون مرد چشم رو هم نذاشت، میخواست اون رو تیکه تیکه کنه شاید هم خودش رو؟ روز دوم اومد، اما باز هم رد شد، دوباره رفت به اون مکان و دوباره حرف زد و دوباره جوابی نگرفت. _ هی تو! می‌دونی همین غرورت باعث شده تنها اینجا غمگین بشینی؟ اما با گرفتن شدن تیکه کاغذی مقابلش و رفتن اون‌مرد ساکت شد. + ببخشید اگه باعث ناراحتیت شدم، دیروز کاغذ همراهم نبود بهت جواب بدم، امروز هم صبر نکردی. Name: Worth one second Genre: Romance, Smut, fluff, slice of life Couple: Vkook Writer: Nika
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 21,466
  • WpVote
    Votes 2,434
  • WpPart
    Parts 10
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Daddy Long Legs || Taekook by Blind_Day
Blind_Day
  • WpView
    Reads 53,536
  • WpVote
    Votes 13,737
  • WpPart
    Parts 41
...Complete... ▪︎مقدمه: بابا لنگ دراز عزیز... تمام دل خوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی‌ام چیزی درون دلم فرو میریزد....چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم! بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند. نمیگذارم...نمیخواهم! بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم...! •کاپل اصلی:تهکوک •کاپل فرعی:یونمین،نامجین •ژانر:فلاف،درام،انگست،اسمات •تعداد قسمت ها:40 •زمان آپ:کامل شده ¤نکته: -این بوک 60 درصدش نامه های کوک به بابا لنگ دراز هست و بقیه ی 40 درصد به صورت داستانی بیان میشه. -داستان بابالنگ دراز ورژن تهکوک هست با تغییر. Start 1399/5/9 2020/7/30 End 1399/7/18 2020/10/9
تپه آرزوها by kimiikimi
kimiikimi
  • WpView
    Reads 249
  • WpVote
    Votes 46
  • WpPart
    Parts 3
نمیشه خودت و از اینجا پرت نکنی؟ باید فکرش و میکردم که میخواد جلوی مردنم و بگیره پکی به سیگار زدم تا بتونم حرف بزنم که ادامه داد_ صورتت واس له شدن زیادی جذابه بیا بریم با گیوتین خودت و بکش سرت و بده من تاکسیدرمیش کنم... بخدا ازش خوب مراقبت میکنم اسمتم میزنم زیرش و یه جای خوب توی خونم آویزونش میکنم.
Peanut butter🥜[taekook] by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 171,717
  • WpVote
    Votes 27,712
  • WpPart
    Parts 22
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشه‌ی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده می‌شد و به محض شنیدن این لقب، دندون‌هاش برای پاره کردن خرخره‌ی موجودات نمک‌ریز دورش تیز می‌شد. هیچ‌کس نمی‌دونست چی می‌تونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که می‌دونست جفت حقیقیش، جئون جونگ‌کوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیک‌تر به محض حس کردن بوی بادوم‌زمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگه‌ای روی کره‌ی زمین به بادوم‌زمینی حساسیت داره. 🥜 ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات زمان آپ: روزهای زوج - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,911,395
  • WpVote
    Votes 136,794
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut