🌙↙︎「در ماه - in The 𝗺𝗼𝗼𝗻」
🔖↙︎کاپل ها⇜کوکمین - نامجین - ویمین - سپ
🐽↙︎ژانر⇜اسمات▪︎فلاف▪︎ددی کینگ▪︎مدرسه▪︎رومنس▪︎تراژدی▪︎کلاسیک▪︎جنایی
📄↙︎اِند⇜هپی•اِند
🗑↙︎نویسنده⇜𝘮𝘰𝘰𝘤𝘩𝘪
.
.
🗞↙︎خلاصه↯
شما به شانس اعتقاد دارید؟؟
درسته..اگر این سوال رو چند سال پیش ازم میپرسیدن شخصا میگفتم که زندگی ریده به لحظاتم!!
ولی همه این قضایا با ی اتفاقِ به ظاهر شِتی تغییر کرد!!
بزارید از اول بگم، زندگی فاکی من اینطور بود که ی شب بخاطر سرویس دادن مجبورم کردن که هرزه شخصیه ی آدم لاشی بشم!
به زور به ی عمارت فوق لاکچری بردنم و خداروشکر تا اون موقع به چیز بدی برخورد نکردم..
ولی اوضاع تا زمانی رو به راه بود که اونو ندیده بودم...
اوه! هیس! ی صدایی داره میاد-
فکر کنم مینگکوک بیدار شد!!
.
.
🔖↙︎بخشی از فیک↯
"..من مثل ماهی بودم که در هر طلوع منتظر خورشیدش بود...مثل هر زمستونی بودم که منتظر گرمای بهارش بود...مثل ژولیتی بودم که منتظر رومئوش بود...دوست دارم فرشته ی بدون بالم! و تا ابد عاشقت میمونم رومئو!.."
.
.
↙︎「امید وارم از فیک لذت ببرید..」
⬱میتونید بقیه بوک هام رو طریق اکانتم دنبال کنید..!!
.
.
~𝕜𝕠𝕠𝕜𝕞𝕚𝕟
~𝕟𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟
~𝕛𝕚𝕜𝕠𝕠𝕜
~𝕤𝕠𝕡𝕖
~𝕧𝕞𝕚𝕟
.
جیمین یه بوکسور و یه دانشجوی موفق پرستاریه که چیزی نمونده به مقام قهرمانی برسه ولی درست لحظه ای که فکر میکنه چیزی به رسیدن به خواسته هاش نمونده همه چیز تغییر میکنه و بدون اینکه متوجه بشه وارد یه دنیای سیاه و متفاوت میشه
.......
کاپل:کوکمین/جیکوک،نامجین
.......
ژانر:مافیایی ،رمنس،درام،جنایی با اندکی چاشنی ظنز
ارباب برده ای نیست و لطفا از همون پارت های اول قضاوتش نکنید
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
قسمتی از فیک
جیمین همونطور که صدای خنده های هیستریکش کل عمارت پر کرده بود برای دومین بار تفنگ مقابل صورت جسم بی جونی که غرق در خون روی زمین افتاده بود گرفت و شروع کرد به شلیک کردن ،جونگکوک که شوکه شده بود فقط ایستاده بود و چیزی =
نمیگقت جمیمین بی توجه به جسدی که حتی صورتشم دیگه قابل تشخیص نبود ،با خنده و شادی برگشت سمت کوک و با خنده گفت
بالاخره کشتمش کوک برادرش کشتم،حالا نوبت خودشه میخوام به وحشتناک ترین حالت ممکن ازش انتقام بگیرم+
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
" آمادِئوس"
دو پسر متفاوت
یکی وارث و دیگری رئیس..
یه ازدواج از پیش تعیین شده..ولی چی میشه اگه پسر کوچیک تر دل ببنده اما درست قبل مراسم ازدواج همه چی ازهم بپاشه؟!
به نظرتون امکان داره که بتونن بازم باهم باشن..؟
_________________________________
جیمین احمق نبود..نمی خواست از چاله در بیاد بیفته تو چاه...نمی خواست کاری کنه خانوادش نامزدی رو بهم بزنن و به غرورشون لطمه بخوره..با سرنوشتش کنار میاد..به نظرتون میتونه با دوست داشتن یونگی هم کنار بیاد..؟
__________________________________
نمیخواست باور کنه که اون کوچولو رو از دست داده..لعنت به خودش..حالا باید تقاص کارهاش رو پس میداد..تقاص بلاهایی که سر اون موچی اومده بود و مسببش خودش بود..!
_ولی تو از دستش دادی..اون روز میاد که ببینی داری از درد نداشتنش دیوونه میشی..عشق خیلی چیزه خطرناکیه یونگی..!
___________________________________
✧ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 | 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 | 𝐒𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞 | 𝐒𝐦𝐮𝐭 | 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲
✧ 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
✧ 𝐒𝐮𝐛 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 - 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧
✧ 𝐈𝐭 𝐢𝐬 𝐬𝐭𝐨𝐩𝐩𝐞𝐝 𝐟𝐨𝐫 𝐧𝐨𝐰💠
✧ 𝐑𝐚𝐧𝐤𝐢𝐧𝐠:
#2 in فنفیکشن
داستان راجب جونگکوک ۲۵ساله است که با پسر ۵سالش جونگ سوک زندگی میکنند...اما همه چیز باپیدا شدن سروکله پدر جونگ سوک عوض میشه.....
couple:Namkook,Namjin,Yoonmin,secret
genre:omegavers,drama,angest,smut
Mperg
نام فن فیکشن : سرنوشت
کاپل ها : تهکوکگی ، مینیون ، تهکوک
ژانر : رمنس ، اکشن ، اسمات ، تریسام ، جنایی ، معمایی و روان گردان
رده سنی : +۱۸
خلاصه :
داستان درباره ی زندگی مین یونگی هست که چطور از کیتن لوس ددیاش تبدیل به یه قاتل تحت تعقیب پلیس میشه .
❌پارت ها کوتاهن ❌( ولی در عین حال زیادن )
🔞استاد ما🔞
🔞فکر میکنید که چی میشه اگه تهیونگ استاد دانشگاهی که جونگ کوک و جیمین داخلش درس میخونن توی تاریکی جاده ای که فقط صدای زوزهی گرگ میومد جیمین و جونگ کوک رو در حالی که انگار از دست کسی فرار میکنن ببینه و نجاتشون بده و......🔞
کاپل های اصلی:تهمینکوک🔞تهیونگ_جیمین_جونگ کوک
...
این فیک یه فیک طولانیه💫😊
و لازمه بگم تو اولای فیک بیشتر رو ویمین زومم و بعد ویکوک و بعد ویمینکوک.(گفتم بیشتر چون کل این ویمینکوکه)
...
و امیدوارم خوشتون بیاد😂
"آلبالو در انگلستان"
داستانی از دل جنگ،خودخواهی و روحیهی حقیقت طلبی.
پارک جیمین،خیلی میدونست. این برای فردی که خودش رو وسط کشمکشهای کشورش پیداکنه،چیز جالبی نیست.
این رو درست لحظهای فهمید که به مرد رو به روش نگاه میکرد.روزنامهنگار مرموزی که بوی دردسر میداد.
کدومش؟ همکاری با یک گروه تحقیقاتی و به ظاهر «منجی»،یا کنارهگیری و درخفا مردن؟.
-گایا همینه آمادور،گایا برای خیلی ها،دلیل زندگیه.مثل تو
مثل تو،برای من.
**
_شايد خدا وجود نداشته باشه،ولي يقين دارم روح آدم ها هميشه باقي مي مونن.نگران نباش،حتي اگه هيچكس يادش نموند تو كي هستي،من يادم مي مونه!.