Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
‌‌‌‌
35 stories
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 110,049
  • WpVote
    Votes 10,155
  • WpPart
    Parts 23
[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................
he is my alpha (kookv) by lilylilychan13bl
lilylilychan13bl
  • WpView
    Reads 98,154
  • WpVote
    Votes 8,084
  • WpPart
    Parts 45
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس
DARK HUNTER (KOOKV)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 4,336
  • WpVote
    Votes 546
  • WpPart
    Parts 4
تهیونگ لاله و نمیتونه حرف بزنه. هر روز پشت مغازه‌ی شیرینی فروشیش یه دسته گل می‌بینه و نمیدونه اون گلا رو یه قاتل براش میذاره که عاشقشه
𝙉𝙪𝙢𝙗𝙚𝙧10 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by GryEdviL
GryEdviL
  • WpView
    Reads 81,366
  • WpVote
    Votes 10,325
  • WpPart
    Parts 62
جونگ کوک، پسر بیخیال و خوشگذرونی که فکر نمیکرد با نصب اپ دوست یابی و قرار گذاشتن با پسر های مختلف ایتالیایی زندگیش تبدیل به جهنم شه! هیجانی، سوپرنچرال، اسمات فایل کامل در چنل تلگرام: @VIKWRITE
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 389,001
  • WpVote
    Votes 31,602
  • WpPart
    Parts 39
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
•°UNCLE°• by Silver_Sly
Silver_Sly
  • WpView
    Reads 309,252
  • WpVote
    Votes 28,150
  • WpPart
    Parts 40
Name•° Uncle | Completed Genre•° action•romance•mystery•smut Couple•° Vkook •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• کیم تهیونگ، ملقب به وی، عموی ناتنی جئون جونگ‌کوکه. بعد 13 سال، یه اتفاق اندوه‌بار اونا رو کنار هم برمی‌گردونه. اگه بخوان باهم انتقام خانواده‌شونو بگیرن، داستان‌شون رو دنبال می‌کنید؟ •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• _من به نظر مقتول‌هام احترام می‌ذارم. کدوم قسمت بدنت رو بیشتر دوست داری؟ کدومش بنظرت بیشتر از همه ارزش داره؟ می‌دونی که اگه راستشو نگی چی میشه؟ "ق-ق-قربان معذ-رت می-می‌خوام. م-منو ببخ-" _جواب‌مو نگرفتم. "ق-قل-بم." _هوم، هانجه. دقت کن. داری اشتباه می‌کنی. در حال حاضر زبون تو باارزش‌ترین عضو بدنته. می‌دونی چرا؟ چون برادرزاده‌ی منو چشیده. مگه نه؟
whiplash by haniehislamy
haniehislamy
  • WpView
    Reads 46,224
  • WpVote
    Votes 2,933
  • WpPart
    Parts 16
[شَ‍ـــــلاق] - [vkook] ژانر : راز آلود ، رمنس ، مافیایی ، روانپریشی ، BDSM ، اسمات کاپل : ویکوک _ سپ _ جلوی پام زانو بزن... تا همه‌ی دنیا رو آتیش نزدم.... ـ***** ....منِ شش ساله اونجا بودم..... درست روبروی اون شعله های آتیشی که از دامن گلگلی مادرم بالا و بالاتر میرفتند.... شعله هایی که نوزده سال بعد ، رسیدند به دستهای بسته ی مادر تو.... و شاید سرنوشت ، فقط همین یک سناریویِ دردناک رو داشت برای رسوندن دستای کوچیکت به من.... _ زندگی با یه روانی چه طعمی داره ؟ زبونشو توی دهنش چرخوند و با حس طعم گسِ خون زمزمه کرد : شوره ! [دارای صحنه های خشونت آمیز] نویسنده : هانا
Affliction  by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 177,648
  • WpVote
    Votes 14,694
  • WpPart
    Parts 55
جئون جونگکوک، کسی که دقیقا‌ً مثل یک آفت درست وسط زندگی کیم‌ تهیونگ افتاده، یک بوکسور ماهره،ولی تهیونگ اینطور فکر نمی‌کنه، به‌نظر تهیونگ، جونگکوک بداخلاق‌ترین، بی‌ادب‌ترین، و بدترین آدمی هست که اون به چشمش دیده. ولی مرز بین عشق و نفرت، یک مرز باریکه. و اون‌ها باید از اون مرز بگذرن تا متوجه بشن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 429,188
  • WpVote
    Votes 38,311
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.