YoonMin/MinYoon
53 stories
Sketch [Yoonmin]~Completed by Moonellle
Moonellle
  • WpView
    Reads 83,908
  • WpVote
    Votes 12,902
  • WpPart
    Parts 18
" ميخواى به كلكسيون تتو هات يه شاهكار ديگه اضافه كنى؟" "آره، اسم تو رو، پارك جيمين."
the fall of destiny {سقوط سرنوشت} by Hamta818
Hamta818
  • WpView
    Reads 11,472
  • WpVote
    Votes 836
  • WpPart
    Parts 20
مرا ز تاریکی باکی نیست زیرا سمفونی نفس هایش آذین بخش دل تار من است. پایان یافته. اکانت قبلی پرید و یه اکانت قدیمی قدیمی برام بالا اومد بوک سقوط سر نوشت رو از اینجا دنبال کنید ✨️
رویا § Dream § by TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    Reads 38,825
  • WpVote
    Votes 6,335
  • WpPart
    Parts 61
پارک جیمین یا به اختصار جی ام ... نویسنده تازه وارد دنیای وبتون ... که طوفان به پا کرد .... گرد و خاکی که دامن خودش رو هم گرفت .... درست از بالای قله شهرت سقوط کرد .... درست لحظه ای که همچیز بهم ریخته بوده .... لحظه ای امید از بین رفته بود ... لحظه ای که دوستی ها به شک افتاد .... لحظه ای که زندگی به پایان رسید.... یه اتفاق غیر منتظره .... همه‌چیز رو زیرورو کرد .... یه رویا .... یه سفر ... یه زندگی جدید .... کاپل : اصلی » یونمین فرعی» تهکوک , نامجین ( فصل دوم ) ژانر : تاریخی ، انگست ، اسمات ، عاشقانه ، تناسخ فصل : دوتا
My pink boy [ Yoonmin ] by Donya_thv
Donya_thv
  • WpView
    Reads 173,295
  • WpVote
    Votes 15,777
  • WpPart
    Parts 42
✅کامل شده ✅ + اصلا خبر داری بابام هر هفته ، با چند میلیون وون حساب مامانتو پر می‌کنه ! _ خب میگی چیکار کنم ؟ + کمترین کاری که میتونی برای تشکر از بابام انجام بدی اینه که حداقل سوراخ پسرشو پر کنی ، درست نمیگم مین شوگا ؟ +18 🫦 SMUT💦 کاپل اصلی : یونمین
+17 more
Time; YoonMin | Per Translation by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 62,165
  • WpVote
    Votes 12,716
  • WpPart
    Parts 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
My PARTNER by HaniiMiin
HaniiMiin
  • WpView
    Reads 2,927
  • WpVote
    Votes 397
  • WpPart
    Parts 6
[شریک من] "+من می‌خوام... همراهم باشی، کنارم، دست تو دست، قدم به قدم، همیشه و همه‌جا، مثل نفس. _باهات می‌مونم." کاپل: جیون، یونمین،(ورس). ژانر: برشی از زندگی، روانشناسی سکسولوژی، اسمات. Couple: JiYoon, YoonMin,(Verse). Genre: Slice of Life, Psychology of Sexology, Smut.
 *Mon amour* Completed  by nino8278
nino8278
  • WpView
    Reads 29,834
  • WpVote
    Votes 4,154
  • WpPart
    Parts 28
mon amour---->یک کلمه فرانسوی به معنای دلبر ژانر>>>==امگاورس-امپرگ-فلاف-درام-روزمره- هپی اند- رویال ادیتور و سازنده عکس کاور بوک:crystala1234 کاپل اصلی>>=یونمین ساید کاپل>>=کوکوی .....سو این فیکو مینویسم برای بخش صورتی پرنگ و اکلیلی روحم تا وقتایی که میزان قند عسل خونم میزنه بالا تخلیش کنم. پس گایز بدون گارد گرفتن خودتون شل کنین وبا گذاشتن تمام درگیری های زندگی پشت درپارت اول وارد شید .میخوام تو این بخش یکم از دغدغه های روزانه دورتون کنم. تا یکمم که شده اینجا با مقداری احساس خوب برین سراغ برنامه زندگیتون. خلاصه دوستون دارم و حمایتش کنین تا همرو شل کنیم. Nino-
رقصنده‌ی سفید پوش < The dancer in white > یونمین by roro_Rabia
roro_Rabia
  • WpView
    Reads 3,106
  • WpVote
    Votes 544
  • WpPart
    Parts 14
رقصنده‌ی سفید پوش ژانر: فانتزی / رازآلود/ انگست کاپل: یونمین ◇◇◇◇◇ از اون جای نفرین شده بیا بیرون جیمین اون مرده. یادته اون شب توی تئاتر یه چیزای دیدی،فکر کن من بعضی وقتا همچین چیزی رو توی خونه میبنم همین الان توضیح میدی کیم‌نامجون دونسونگ من درگیر چی شده، توی این عمارت لعنتی چه‌خبره؟ بهش بگو اومدم میشه بگی اینجا چه‌خبره؟ چرا تو نباید روی اون تئاتر برقصی؟ کی رو میگفت که مرده؟ تو منتظر کی بودی که میگفتی نیومده؟ من دارم دیوونه میشم تاوان هرچیزی که ازم گرفتی رو پس میدی ،از لیوان آبی که گرفتی تا جونی که تقدیمت کردم
Quiet Death | YoonMin by Phoenix_shi
Phoenix_shi
  • WpView
    Reads 353
  • WpVote
    Votes 67
  • WpPart
    Parts 13
|..مرگ آرام..| "جیمین، جوانی گمشده در تاریکی ذهنش، بین مرز واقعیت و توهم زندگی می‌کند. در اتاق ۲۱۷ بیمارستان، او با صدایی آشنا اما خیالی آرامش می‌یابد؛ صدای کسی که نیست، اما برای جیمین همه‌چیز است. آیا عشق به این پسر ناشناخته راهی به سوی نجات است، یا دریچه‌ای به سمت مرگ آرام؟ افسانه‌ای که از دل تاریکی می‌آید و بهای عشق را با آرامش ابدی می‌سنجد...!" یونمین نویسنده: ققنوس~
 𝔓𝔲𝔯𝔢 by StheCherry
StheCherry
  • WpView
    Reads 248,046
  • WpVote
    Votes 32,330
  • WpPart
    Parts 57
Pure [ Mpreg ] ▪Yoonmin ▪Kookv بخشی از فیک: جیمین: اون ... اون قضیه یه اجبار بود! من به محض اینکه بتونم کمکت رو جبران میکنم تا برای همیشه کارمون باهم دیگه تموم بشه تو هم مجبور نباشی هرزه ای مثل منو ببینی! مرد خنده ی مستی سر داد ، طوری که صدای خنده هاش لرز ترسی به جون پسر می انداخت، آروم سمتش قدم برداشت و جلوی اون ایستاد ، سایه ی مرد روی سرش افتاده بود انگار اون مانع تموم نوری بود که بهش میخورد و زندگیش رو تاریک میکرد... جیمین نگاهش رو به کف خونه انداخت و اخم ظریفی کرد تا ترسش رو از اون مرد پنهان کنه ، اون تونسته بود از گذشته ی تاریکش فرار کنه ... اما حالا انگار سرنوشت نمیخواست اون آینده ی روشنی داشته باشه. یونگی: تو به من چیزی بدهکار نیستی هرزه کوچولو... صدای ضخیم شده ی مرد که باعثش الکل بود با بوی تند نفس های اون به بینیش میخورد. یونگی: ولی یه سری چیزا هست که نمیذاره به این راحتیا دست از سرت بردارم... دستش رو جلو برد و با تیکه ای موهای نرم و رنگ شده ی اون پسر بازی کرد یونگی : هرچقدر بخوای میتونی از دستم فرار کنی ، هر چقدر بخوای جیمین! ولی ... پوزخندی وسط حرفاش زد اون همیشه مطمئن میشد که در مقابله باهاش از تحقیر آمیز ترین لحنش استفاده کنه و همین جیمین رو عذاب میداد. یونگی :... ولی تو نمیتونی از چیزی که درست پشت سرته فرار کنی..