Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
I love it
90 stories
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 34,891
  • WpVote
    Votes 6,362
  • WpPart
    Parts 36
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
➘ Safeless Home ➚ #full by _Leviathan_Fiction_
_Leviathan_Fiction_
  • WpView
    Reads 6,595
  • WpVote
    Votes 1,045
  • WpPart
    Parts 29
اگه از بکهیون بپرسن، تو یه روز بارونی، نجاتش رو تو چشم‌های سرخ مرد بلند قد با موهای فر بلوندی پیدا کرد که خون آدم‌هارو تا آخرین قطره‌اش می‌نوشید و بازهم میتونست قلب رئوفی داشته باشه. چون خودش مثل خدا بزرگ بود اما قلبش فقط به اندازه‌ی اون مرد جا داشت. "بکهیون؛ تنها وارث خاندان مافیایی رینا که به‌خاطر نقص مادرزادیش ننگ شمرده میشد از ضعف قدرت میسازه و همه رو به پرستش و وحشت وامیداره‌. این داستان تا جایی ادامه پیدا میکنه که "خدا" شه." ❌اگر روحیه‌ی حساسی دارین داستان رو شروع نکنین❌ 🕸ғιcтιoɴ: #safeless_home خانه ناامن 👣 coυple: chanbaek 👣 ɢeɴre: Mystery-smut-supernatural- tragedy +21🚫 🕸 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: @yasibbh 🕸 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚗𝚎𝚕: AnDimo Fiction
Ichou by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 9,427
  • WpVote
    Votes 1,451
  • WpPart
    Parts 12
🍂فیکشن : ichou 🍂کاپل: چانبک 🍂ژانر: درام، تاریخی 🍂محدودیت سنی: +18 🍂 وضعیت: تمام شده
Freeze Frame by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 38,188
  • WpVote
    Votes 7,592
  • WpPart
    Parts 42
بکهیون بلاگر برجسته و معروفی که تقریبا میشه گفت عزیزدل نصف مردم کره جنوبی‌ـه؛ برای اولین بار در یک روز بهاری و خنک، پارک چانیول مدیرعامل کمپانی ARKAIOS رو ملاقات می‌کنه. این دیدار شاید گذرا به نظر می‌رسید اما فقط تا زمانی که قلب بکهیون در همون قاب و حین لایو پیش مرد قدبلند مو مشکی گیر نمی‌کرد! 🍋☽ قـاب یخ‌زده Freeze frame ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، اسـمات، روزمره ⛮ نویسـنده: السـا
𝖺𝖼𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝗂𝖼𝖾 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 9,870
  • WpVote
    Votes 2,038
  • WpPart
    Parts 30
«گاهی خاطره‌ها به بدترین شکنجه‌ها تبدیل میشن» این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خون‌آلودی از چهره والدینش لرز به اندامش می‌انداخت. -هم‌گنـاه -ژانر: عاشقـانه، جنایی، تراژدی، اسمـات، هپی‌اند -کاپل: چانبک -نویسنده: السا
MAYAN by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 239,039
  • WpVote
    Votes 47,762
  • WpPart
    Parts 77
💎فیکشن: MAYAN 💎کاپل: چانبک ، ویکوک ، یونمین 💎ژانر : رمنس، اکشن، جنایی 💎محدودیت سنی: +۱۸ _ اون شبیه یه شوالیه س...شوالیه ی من _اون لعنتی رو من بهت دادم! تو منو بخاطر شوالیه ای که خودم واست فرستادم پس میزنی؟! _احتمالا اگه بجاش قلبت رو میدادی وضعیتمون بهتر بود...میدونی چیه؟ اون زیاد حرف نمیزنه...مخصوصا وقتی پای احساسات وسط باشه..تمام این مدت عاشقانه ترین حرفی که بهم گفته یه "میخوامت" بوده ولی چه اهمیتی داره واقعا وقتی تک تک حرکاتش داد میزنه چقدر عاشقمه؟ اون بجای تو و تمام آدمای زندگیم فقط با بودنش بهم عشق داده..
paradox  by aapollo31
aapollo31
  • WpView
    Reads 3,304
  • WpVote
    Votes 460
  • WpPart
    Parts 22
پارک چانیول یه نویسنده ی جادوگر بود. نویسنده ای که از تاریکی دنیا می نوشت. یه روز ویولن سفید رنگی رو روی سنگ فرش خیابون دید. یه ویولن درست همرنگ موهای صاحبش. پارک چانیول به خدایی صاحب ویولن ایمان آورد. به نواختن بی نظیرش، به لبخند عمیقش. ولی هیچوقت نمی دونست که قراره برای همیشه دلتنگ لبخندهای درخشان تر از خورشید اون مرد بشه. حالا پارک چانیول عاشق بیون بکهیونی بود که لبخندش رو گم کرده بود. +تا جایی که یادمه، باید قشنگ ترین ویولن دنیا باشه! چوبش قهوه ای تیره و ماته...همونجوری که مامان دوست داشت. _ می خوام تیرگی شدید چوب رو کنار سفیدی بی نظیر موهات ببینم آپولو...این چیزیه که حتی زیباتره.
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 647,235
  • WpVote
    Votes 152,290
  • WpPart
    Parts 107
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 21,506
  • WpVote
    Votes 3,746
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
Infernal company [Completed] by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 166,367
  • WpVote
    Votes 32,403
  • WpPart
    Parts 99
کمپانی جهنمی ژانر: زندگی اجتماعی،ماجرایی،رومنس،اسمات🔞 کاپل ها: چانبک،کایسو،هونهان ************* خلاصه: یه مهندس معمار بیکار و تنها به اسم بکهیون که دنبال کار میگرده تا بتونه اجاره خونه‌اش رو بده و یه مرد قدرتمند و پولدار به اسم پارک چانیول که رئیس یکی از بزرگترین کمپانی های طراحی داخلی در کشور کره‌اس. چی میشه اگه فردی مثل بکهیون که مخالف معیارهای پارک چانیوله و به شدت هم ازش متنفره به زور تو کمپانیش استخدام بشه؟ اون هم به عنوان یه کارمند ویژه در کمپانی ای که یکی از بزرگترین رقیبهای کمپانی خانوادگی خودشه... ___________________________________________ _خیلی داری انرژی میذاری پارک.خودت به زودی خسته میشی. _ازت متنفرم بیون.به اندازه ی تک تک سلول های بدنم ازت متنفرم اما نه به یک سری دلایل تخمی.و بهت اطمینان میدم نفرتم اونقدر زیاد هست که تا آخرین نفسم از انرژیم براش استفاده کنم و خسته نشم. ___________________________________________ _بک پسر توعه بیون،هرچقدر از خودت بیشتر دورش کنی من بهش نزدیک تر میشم...اونقدر نزدیک که دیگه فاصله ای بینمون نمونه.کاری میکنم که پسرت با دستای خودش فرمانرواییت رو نابود کنه... ************** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸