چی میشه اگه کیم تهیونگ برای این که دوستاشو از دست رئیس یاکوزا " جئون جونگکوک " نجات بده ، قبول کنه باهاش توی یه رابطه ی فیک بره ...
ولی ایا اصلا جئون قراره سر قولایی که به تهیونگ وایسته ؟! اون واقعا دیگه کاری به تهیونگ و دوستاش نداره ؟!
ژانر : دارک ، فول اسمات ، تناسخی ، مافیایی 🩸
اگر دنبال یه داستانی هستید که سافت باشه و روتین خاصی رو پیگیری کنه این فیکشن اصلا مناسب شما نیست ، چون تو هر پارت هیجان بیشتری به داستان اضافه میشه
کاپل : کوکوی🩸
.وانشات.
"میدونی تن یاقوتها چه لباسی میکنن ؟"
مرد پرسید و زن با خیرهگی پلکهاش رو از ندونستن روی هم گذاشت.
'مگه تن یاقوت هم لباس میکنن ؟'
مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد :
"پارچهای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگهای، بدرخشه !"
روی لبهای زن لبخند محوی نشست و به انگشتهای کشیدهاش خیره شد؛ حرفهای مرد واضح بود و قلبش رو لمس میکرد.