marriyax
.وانشات.
"میدونی تن یاقوتها چه لباسی میکنن ؟"
مرد پرسید و زن با خیرهگی پلکهاش رو از ندونستن روی هم گذاشت.
'مگه تن یاقوت هم لباس میکنن ؟'
مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد :
"پارچهای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگهای، بدرخشه !"
روی لبهای زن لبخند محوی نشست و به انگشتهای کشیدهاش خیره شد؛ حرفهای مرد واضح بود و قلبش رو لمس میکرد.