Ginoosarmy's Reading List
40 stories
The Manipulated (Vkook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 19,196
  • WpVote
    Votes 5,164
  • WpPart
    Parts 19
بازیچه کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی: نامجین و سپ. خلاصه: جونگ کوک، رئیس باند بلادی وینگز، آلفایی که هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد جفتش رو توی یه گل‌فروشی پیدا کنه. اما ورود تهیونگ، یه انیگمای مرموز با لبخندی دلنشین، اون رو وارد بازی‌ای می‌کنه که انگار از قبل براش برنامه‌ریزی شده. جونگ کوک به خطر عادت داشت، اما نه به تهیونگ؛ نه به نگاه‌های آرومش، نه به حضورش، و نه به حسی که هر روز بیش‌تر از قبل بهش وابسته‌اش می‌کرد. حالا فقط یه سؤال باقی می‌مونه؛ بازیچه اصلی کیه؟ ژانر ها: عاشقانه، امگاورس، اسمات، مافیا، جنایی، انگست، معمایی، امپرگ. روزهای پارت گذاری: شنبه و چهارشنبه✨ Start: 05/04/20 End:00/00/00 Rankings: 🥇Namjoon 🥈Fic 🥈Sope 🥉Farsi 🥉Hoseok 🥉Persian وضعیت: در حال آپ🤍 نویسنده: Desa🐝
𝐂𝐫𝐨𝐰𝐧 𝐨𝐫 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 | 𝐯𝐤  by dahlia_vk
dahlia_vk
  • WpView
    Reads 26,279
  • WpVote
    Votes 3,444
  • WpPart
    Parts 43
اسب زیبایش نوا، آرام در کنارش قدم برمی‌داشت. یال‌های بلندش در نسیم صبحگاهی می‌رقصیدند، سم‌های قوی‌اش هر از گاهی برگ‌های خشک را به هوا می‌فرستادند. دستی روی گردن اسب کشید و لبخند کمرنگی زد. "بازم فرار کردیم، هوم؟" . . . , . 𝑁𝑎𝑚𝑒 : 𝐶𝑙𝑜𝑤𝑛 𝑜𝑟 𝐻𝑒𝑎𝑟𝑡 / تاج یا قلب 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟 : 𝑍𝑎𝑖𝑛𝑎𝑏 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒 : 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒. 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡. 𝐾𝑖𝑛𝑔𝑑𝑜𝑚. 𝑆𝑚𝑢𝑡 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘 𝑈𝑝: 𝑠𝑢𝑛𝑑𝑎𝑦 . .
🌌Do Not Look At Me_VKOOK🌌 by Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    Reads 1,384,876
  • WpVote
    Votes 207,947
  • WpPart
    Parts 162
[به من نگاه نکن] -:میشه انقدر بهم زل نزنی؟ تهیونگ: خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی. جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست. _____ Couple:VKOOK
Daddy Long Legs || Taekook by Blind_Day
Blind_Day
  • WpView
    Reads 53,147
  • WpVote
    Votes 13,694
  • WpPart
    Parts 41
...Complete... ▪︎مقدمه: بابا لنگ دراز عزیز... تمام دل خوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی‌ام چیزی درون دلم فرو میریزد....چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم! بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند. نمیگذارم...نمیخواهم! بابا لنگ دراز من همین که هستی دوستت دارم... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم...! •کاپل اصلی:تهکوک •کاپل فرعی:یونمین،نامجین •ژانر:فلاف،درام،انگست،اسمات •تعداد قسمت ها:40 •زمان آپ:کامل شده ¤نکته: -این بوک 60 درصدش نامه های کوک به بابا لنگ دراز هست و بقیه ی 40 درصد به صورت داستانی بیان میشه. -داستان بابالنگ دراز ورژن تهکوک هست با تغییر. Start 1399/5/9 2020/7/30 End 1399/7/18 2020/10/9
「𝐖𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐂𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞, 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝'𝐯𝐞 || 𝗩𝗸𝗼𝗼𝗸」 by EmilAmour
EmilAmour
  • WpView
    Reads 82,047
  • WpVote
    Votes 7,923
  • WpPart
    Parts 19
「می‌خواستیم، می‌تونستیم، باید.」 پایان یافته. ژانر : رومنس / دراما / کمدی / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ هوپمین "من باید تو رو می‌دیدم نبات. وگرنه نمی‌تونستم بدون تو به زندگیم ادامه بدم." زندگی تهیونگ، خلبان معرکه‌ای که حسابی تو کارش ماهر و زبردسته با هدایت یه پرواز مهم برای همیشه زندگیش تغییر می‌کنه! چون رئیس شرکتش، جئون بزرگ تصمیم می‌گیره خلبان کیم رو برای شام به هتل دعوت کنه، درحالی‌که خوب میدونه پسرِ جئون، جونگکوک آتیش‌پاره، عامل اصلی تمام معرکه‌هاییه که بین شعله‌های آتیش می‌سوزن... *این داستان و شخصیت‌هایش، هیچ ربط و تاثیری روی زندگی واقعی اشخاص نمی‌گذارد. همه ساختگی بوده و ساخته‌ی ذهن نویسنده است. وضعیت : 「تمام شده┆۱۴۰۲/۱۱/۵」
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 56,016
  • WpVote
    Votes 7,494
  • WpPart
    Parts 29
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
Him ~|| VKook AU [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 39,624
  • WpVote
    Votes 6,686
  • WpPart
    Parts 16
کیم تهیونگ یه نویسنده ی موفق و پر طرفداره. توی آخرین کتابِ منتشر شده اش، اون معشوقه ای رو خلق کرده که هر روز از زندگیش انتظارش رو میکشیده و وقتی که انتظارش رو نداره، پسری رو ملاقات میکنه که اون خصوصیات رو داره. جئون جونگکوک زیبا که انگار که به دستِ فرشته ها برای اون خلق شده، و تهیونگ، کسی که از کلیشه ها نفرت داره اولین کلیشه ی زندگیش رو رقم میزنه. برای بودن با اون پسر. "ببخشید، من اون ور کافه نشسته بودم و از وقتی که اومدی داشتم تماشات میکردم، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و اینو بهت نگم... تو- یعنی شما.. مثل یه اثر هنریِ زنده اید...یه الهه‌ی زیبایی." ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: اون پسر 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ویکوک، نامجین، یونمین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: روزمره، فلاف، عاشقانه 🥇 in #Lovestory 🥉 in #Soft
𝑻𝑹𝑼𝑬 𝑩𝑬𝑨𝑼𝑻𝒀 by Nilan_Jk
Nilan_Jk
  • WpView
    Reads 3,330
  • WpVote
    Votes 344
  • WpPart
    Parts 14
°• زیبایی حقیقی •° جئون جونگ کوک یک دانش آموز دبیرستانی که شخصیت مهربان و آرومی داره اما به خاطر قیافه اش از کودکی مورد تمسخر قرارگرفته. به طور اتفاقی با دیدن ویدئو های آموزشی یاد میگیره چطور میکاپ کنه و قیافه اش رو تغییر بده، به طوریکه بعد از تغییر چهره اش کسی او را نمی شناسه. توی مدرسه جدیدش اتفاقی با پسری به نام کیم تهیونگ آشنا میشه که شخصیت خشک و بی احساسی داره،چی میشه اگه تهیونگ راز جونگ کوک رو بفهمه؟ Genre: Omegaverse,Angst Romance,Mpreg,Smut,School life زمان آپ: یکشنبه ها
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 46,850
  • WpVote
    Votes 3,725
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
Łuŋa fºresŧ | Vkook by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 13,251
  • WpVote
    Votes 2,265
  • WpPart
    Parts 18
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy