alreadyitsgone's Reading List
7 stories
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 124,294
  • WpVote
    Votes 18,844
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
Return to the world of magic[Drarry] by masih1234567
masih1234567
  • WpView
    Reads 42,890
  • WpVote
    Votes 4,865
  • WpPart
    Parts 74
سلام گایز ! خیلی با خودم فکر کردم که خب کاپل دراری بزارم یا نه و خب بلاخره به این نتيجه رسیدم که بزارم🤌 .... داستان از اونجایی شروع میشه که ، دراکو مالفوی از دنیای جادو اخراج میشه و به دنیای ماگل ها تبعید میشه و یک کتابخانه سیار و البته جادویی رو می‌سازه. حالا چی میشه اگر بعد از دوسال زندگی توی دنیای ماگل ها یک نوزاد به زندگی اون راه پیدا کنه ! ... حالا پانزده سال از زمان که از دنیای جادو اخراج شده گذشته . چی میشه که پسرش به او اسرار می‌کند که به دنیای جادو بره ! دیدار دوباره با گذشته ... کاپل : دراری
Accursed | Kookv by zkdlinsahar
zkdlinsahar
  • WpView
    Reads 213,725
  • WpVote
    Votes 28,352
  • WpPart
    Parts 44
Accursed Genre: Historical..angst..smut..omegavers..mpreg Couple: kookv Sub Couple: kookmin..yoonmin Up Day: Monday خلاصه: تهیونگ به طور خیلییی اتفاقی اولین امگای تاریخه ک با وجود فقر و نداشتن پدر از مادر مریضش نگه داری میکنه. چی میشه اگر توی روز هیتش ولیعهد چین به رم بیاد و چی میشه اگر ولیعهد جفت تهیونگ باشه ...
Panacea | Woosan fanfiction by Shin_bloom
Shin_bloom
  • WpView
    Reads 3,875
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 22
"تو... توام یه خاکستری ای!" "آره... ولی من یه خاکستریم که میخواد خاکستری لعنتی تو باشه!" ~خلاصه: وویونگ یه پالت رنگه... کسیه که توی رنگ ها و حس ها قوطه‌وره. سان خاکستریه و درکی از احساسات نداره. وقتی یکیشون ناخواسته مکنده رنگ های دیگری شده و تنها هاله ای از طیف های خاکستری به جا میذاره و دیگری با کمال میل می‌بازه. و این دقیقترین برداشت از یک عشق سمیه. ~کاپل ووسان ~رمنس، درام، انگست، روزمره، روانشناختی، هپی اند •اتمام یافته
𝑪𝑹𝒀𝑩𝑨𝑩𝒀 by UcallmeSuki
UcallmeSuki
  • WpView
    Reads 5,825
  • WpVote
    Votes 978
  • WpPart
    Parts 21
فرشته‌ای ساختم تا گریه کنه، تا بسوزه به‌جای من.
Play Boy [Enhypen AU] by itsmeHanieh
itsmeHanieh
  • WpView
    Reads 6,864
  • WpVote
    Votes 1,074
  • WpPart
    Parts 11
ترجمه فیک playboy از @jungwoniverse_ کاپل اصلی : جیوون ژانر: فلاف/رمنس/دراما/مدرسه ای "باهاشون بازی میکنی و چیزی رو جدی نمیگیری . وگرنه اونا با تو بازی میکنن و قلبت رو میشکنن" این چیزیه که جی بهش باور داشت تا وقتی که یانگ جونگوون، کسی که میتونست همه رو روی انگشتش بچرخونه، اومد و همه چیز رو عوض کرد .
❌● 𝙏𝙊𝙔 ●❌ by _Hotoke02_
_Hotoke02_
  • WpView
    Reads 22,335
  • WpVote
    Votes 2,361
  • WpPart
    Parts 26
~اولین فیک فارسی انهایپن در واتپد _روی زمین کشیده میشد...مقاومت نمیکرد...نمیتونست و...نمی‌خواست...بی حس بود...به داخل حولش دادنو درو روش بستن...بی جون روی زمین افتاده بود...پاهاشو توی شکمش جمع کرد...سرد بود...تاریک بود...ولی اون حس نمیکرد...فقط گاهی خطه اشکی گونه هاشو میسوزوند...گونه هاش و قلبش رو...صدای بارونی که به نرده های فلزیه پنجره ی کوچیک بالای دیوار میکوبید توی سرش اکو میشد...سلول انفرادی زیادی سردو تاریک بود. . فیک : Toy (بازیچه) کاپل : جیوون ، جیکهون ژانر : رمنس ، انگست ، اسمات ، مافیایی نویسنده : Hotoke (leeba)