L
Истории 172
Suicide Notes на kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Прочтений 266,163
  • WpVote
    Голосов 37,364
  • WpPart
    Частей 37
مجموعه اى از يادداشت هاى خودكشى.
Unknown number(persian translation)*Completed* на Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    Прочтений 103,588
  • WpVote
    Голосов 14,980
  • WpPart
    Частей 36
شماره ی ناشناس: دوستت دارم. هری:باشه. شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری. هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب. شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن هری:تو کی هستی؟ شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟ هری:من هریم و تو؟ شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود. ---- وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن 12 Aug 2016 Highest rank: #5 in fanfiction
دوپنجره на ishouka
ishouka
  • WpView
    Прочтений 14,613
  • WpVote
    Голосов 3,296
  • WpPart
    Частей 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Nude Artist [L.S] на mobina_k_h
mobina_k_h
  • WpView
    Прочтений 8,318
  • WpVote
    Голосов 1,866
  • WpPart
    Частей 9
(Completed) :"پس واقعا تنهایی؟" :"چطور؟" :"تو دومین نقاشیت گفتی خرگوش نماد عشق و اهمیته و تا آخرین تابلو، من سی و دو تا خرگوش فراری دیدم." نگاهم را سمت دیوار برگرداندم و تعجب کردم که چطور به این موضوع دقت نکرده بودم... درون بیشتر تابلو ها ردپایی از حضور خرگوش بود. حتی پرت ترین نقطه ی تابلو، فضایی برای فراری دادن خرگوش داشت. و این من را غمگین می کرد. :"اوه.. متوجهشون نبودم." :"میفهمم." محتوای حساس : اثراتی از آسیب جسمی و خودکشی
My Unknown Lover ~[L.S]~ на Shishimoon
Shishimoon
  • WpView
    Прочтений 13,091
  • WpVote
    Голосов 2,472
  • WpPart
    Частей 32
[compeleted] تاحالا ديدى يه آدم كور عاشق بشه ؟ من دقيقا مثل همونم . تنها دارايى من از اون ، حرفاشه . تاحالا نديدمش ، ولى ميدونم خيلى دوسش دارم ؛ شايد نتونم به خودش بگم ، ولى ميخوام كه يكى به جز خودم بدونه . برام مهم نيست چه شكليه ، هر مشكلى هم كه داشته باشه .. مهم نيست . من همه جوره مى پذيرمش ؛ چون ، با حرفاش بهم آرامش ميده . چيزايى رو ميگه كه هيچكس بهم نگفته ؛ طورى كه اون زندگى رو ميبينه ، منم ميخوام همونطورى ببينم . پس من الان ميرم و ملاقاتش ميكنم .
Hallucination [L.S] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 22,483
  • WpVote
    Голосов 3,724
  • WpPart
    Частей 29
" من رو دوست داری؟" "به نفعته تا ازین خواب مسخره بیدار شی هری. دنیایی که ساختی برای من و تو هیچ جایی نداره."
Letters |L.S| на Itseta
Itseta
  • WpView
    Прочтений 23,398
  • WpVote
    Голосов 6,755
  • WpPart
    Частей 33
این‌ها رو نوشتم، چون دلم برات تنگ شده.
00:00 *completed* [L.S] на blueanditshades
blueanditshades
  • WpView
    Прочтений 23,829
  • WpVote
    Голосов 5,026
  • WpPart
    Частей 68
ساعت ۱۲:۰۰ سیندرلا پرنسش رو ترک میکنه و یه کفش شیشه ای رو روی پله های مرمر راه پله ی بزرگ جا میزاره... ساعت ۱۲:۰۰ از اون فرار کردم... ولی برعکس سیندرلا،من یه چیز کوچیک رو تو راهم جا نزاشتم. •رتبه اول توی داستان های کوتاه بهترین داستان کوتاه در مسابقه فیکشن اواردز سال ۲۰۱۶ #8 tape
[Dark Sleep](L.S & Z.M)  на zoiarry
zoiarry
  • WpView
    Прочтений 5,691
  • WpVote
    Голосов 1,071
  • WpPart
    Частей 30
الان زمان مناسبی نبود، زمان مناسبی برای یک دیدار مجدد بعد از پنج سال برای دیدن کسی که جوونه چشم هاش حیات چشمهاتو فراهم می‌کرد برای دیدن کسی که همیشه برات فرشته بوده جهنم جای مناسبی نبود اون مال اینجا نیست! جهنم جایی برای فرشته ها نداره لری /زیام هردو کاپل مهم ان Love you alllll... 🤍
I'm Sorry, Louis. || Larry Stylinson AU на iRahax
iRahax
  • WpView
    Прочтений 100,077
  • WpVote
    Голосов 18,038
  • WpPart
    Частей 39
ازینکه گی ام معذرت میخوام، لویی. -دوست صمیمیت، هری. Larry Stylinson AU