L
175 stories
Blue Blooms [L.S] by meli_notes
meli_notes
  • WpView
    Reads 137
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 1
درد دوست داشتنت به تک تک استخوان هام نشسته بود. پیچک ها بیرحمانه نفس‌هام رو در آغوششون حبس کرده بودند و این اسارتِ خوش عطر، ترسناک بود. داشتم از درون متلاشی میشدم و تو هیچوقت نفهمیدی. چطور میتونی انقدر نسبت به منی که همیشه کنارت بودم، بی توجه باشی؟ شکوفه‌های آبی، وانشات لَری به ژانر هاناکی
fucking art (after story) by imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    Reads 43,201
  • WpVote
    Votes 3,825
  • WpPart
    Parts 10
welcome salite ha bdsm zouis top
Planes |L.S| [Persian Translation]  by BringMeToLifexx
BringMeToLifexx
  • WpView
    Reads 4,991
  • WpVote
    Votes 1,008
  • WpPart
    Parts 18
[ C O M P L E T E D ] بیا از این کشور بریم هری من اجازه نمیدم اون بهت آسیب بزنه All rights reserved @rachvol6
Suicide Notes by kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Reads 266,832
  • WpVote
    Votes 37,416
  • WpPart
    Parts 37
مجموعه اى از يادداشت هاى خودكشى.
Unknown number(persian translation)*Completed* by Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    Reads 103,602
  • WpVote
    Votes 14,980
  • WpPart
    Parts 36
شماره ی ناشناس: دوستت دارم. هری:باشه. شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری. هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب. شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن هری:تو کی هستی؟ شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟ هری:من هریم و تو؟ شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود. ---- وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن 12 Aug 2016 Highest rank: #5 in fanfiction
دوپنجره by ishouka
ishouka
  • WpView
    Reads 14,639
  • WpVote
    Votes 3,304
  • WpPart
    Parts 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Nude Artist [L.S] by mobina_k_h
mobina_k_h
  • WpView
    Reads 8,348
  • WpVote
    Votes 1,868
  • WpPart
    Parts 9
(Completed) :"پس واقعا تنهایی؟" :"چطور؟" :"تو دومین نقاشیت گفتی خرگوش نماد عشق و اهمیته و تا آخرین تابلو، من سی و دو تا خرگوش فراری دیدم." نگاهم را سمت دیوار برگرداندم و تعجب کردم که چطور به این موضوع دقت نکرده بودم... درون بیشتر تابلو ها ردپایی از حضور خرگوش بود. حتی پرت ترین نقطه ی تابلو، فضایی برای فراری دادن خرگوش داشت. و این من را غمگین می کرد. :"اوه.. متوجهشون نبودم." :"میفهمم." محتوای حساس : اثراتی از آسیب جسمی و خودکشی
My Unknown Lover ~[L.S]~ by Shishimoon
Shishimoon
  • WpView
    Reads 13,091
  • WpVote
    Votes 2,472
  • WpPart
    Parts 32
[compeleted] تاحالا ديدى يه آدم كور عاشق بشه ؟ من دقيقا مثل همونم . تنها دارايى من از اون ، حرفاشه . تاحالا نديدمش ، ولى ميدونم خيلى دوسش دارم ؛ شايد نتونم به خودش بگم ، ولى ميخوام كه يكى به جز خودم بدونه . برام مهم نيست چه شكليه ، هر مشكلى هم كه داشته باشه .. مهم نيست . من همه جوره مى پذيرمش ؛ چون ، با حرفاش بهم آرامش ميده . چيزايى رو ميگه كه هيچكس بهم نگفته ؛ طورى كه اون زندگى رو ميبينه ، منم ميخوام همونطورى ببينم . پس من الان ميرم و ملاقاتش ميكنم .
Hallucination [L.S] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 22,543
  • WpVote
    Votes 3,724
  • WpPart
    Parts 29
" من رو دوست داری؟" "به نفعته تا ازین خواب مسخره بیدار شی هری. دنیایی که ساختی برای من و تو هیچ جایی نداره."
Letters |L.S| by Itseta
Itseta
  • WpView
    Reads 23,468
  • WpVote
    Votes 6,781
  • WpPart
    Parts 33
این‌ها رو نوشتم، چون دلم برات تنگ شده.