°•EXO•°
78 stories
🎪 Baek the best 🌍 by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 79,485
  • WpVote
    Votes 12,971
  • WpPart
    Parts 24
[کامل شده] FICTION : بهترین بک COUPLE : چانبک ، کایسو ، سورپرایز GENRE : انگست ، رومنس ، اسمات AUTHOR : #صفید READ ON: جمعه NC+18🔞 🎪STORY IS ABOUT : داستان زندگی بیون بکهیون، بندباز بیست و پنج ساله ی سیرک جهانی کره ای و ییشینگ و رز، بهترین دوستاش ، پارک چانیول ، پسر رهبر سیرک ، کیم کای ، پسر یتیم کره ای که به تنهایی توی لندن بزرگ شده ، کیم یی فان ، تنها کنت کره ای دربار انگلستان ، دو کیونگسو ، دانشجوی مغرور بهترین کالج انگلستان ، کیم جونگده ، نقاش پر احساس و سیرک بزرگ کره! که بکهیون 16 سال با اون بارها دور دنیارو سفر کرد ، توش برادرش رو گم کرد ، بهترین دوستش رو پیدا کرد ، گریه کرد ، خندید ، بزرگ شد ، عاشق شد و زندگی کرد! و رازی که مثل صاعقه توی زندگی این شش نفر ریشه کرده بود !
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 789,011
  • WpVote
    Votes 101,503
  • WpPart
    Parts 72
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017
Undertaker (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 447,086
  • WpVote
    Votes 105,796
  • WpPart
    Parts 86
✫چانیول، یه بوکسر زیرزمینی 35 سالست که تو روسیه‌ همه به اسم رایان میشناسنش و از بعد تصادف پارسالش، دنبال گذشتش و شخصی که از بعد تصادف فراموشش کرده میگرده. ✫بکهیون، بهترین بالرین و پاتیناژکار 28 ساله روسیه‌ست که به جز رنگ موهاش، انگار صورت و لحن و رفتاراش هم روکشی از یخ و سرما دارن و این حتی مشکوک‌ترش میکنه اونم وقتی از نگاهش نفرت خاصی بیرون میزنه... -بهت گفته بودم خوشم نمیاد دهنت تلخی اون قهوه لعنتی رو بگیره! -اما تو که نمیدونی بعدش لبات چقدر شیرین بنظر میرسه. -امشب عجیب نگام میکنی. -امشب زیباتر از همیشه­‌ای. -هربار بهم میگی. -هربار زیباتر میشی. -تو چی از عشق میدونی... -عشق چیز ثابتی نیست که همه به یک شکل بشناسنش و توضیح و توصیف بشه...اون فقط باارزش­ترین چیز برای داشتن، سخت‌ترین چیز برای به دست آوردن و...دردناک‌ترین چیز برای از دست دادنه. -نه...تو هیچی از عشق نمیدونی... 𖤐⃟🪦Fɪᴄ: Uɴᴅᴇʀᴛᴀᴋᴇʀ 𖤐⃟🪦Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ, HᴜɴHᴀɴ, KᴀɪSᴏᴏ 𖤐⃟🪦Gᴇɴʀᴇ: ᴍʏsᴛᴇʀʏ, Aɴɢsᴛ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Nᴄ+18 فیکشن مافیایی آندرتیکر رو از دست ندید...
The Type [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 230,474
  • WpVote
    Votes 43,647
  • WpPart
    Parts 68
دو نفر که آشنا شدنشون یه حادثه، عاشق شدنشون یه اتفاق و جدا شدنشون یه فاجعه بود. دونفری که کنار هم بهترین، شادترین و جذاب‌ترین کاپل رو تشکیل میدادن و به دور از هم پر از نقص بودن. دو نفر که سال‌ها پیش مسیرشون رو از هم جدا کردن. یکی برای تحصیل به آمریکا میره و روز به روز پیشرفت میکنه و دیگری، توی کره میمونه و... به قعر جهنم سقوط میکنه. پارک چانیول... آلفای مغرور و جدی‌ایی که به زودی قراره ازدواجش با دختر بزرگترین سهامدار شرکت‌های زنجیره‌ایی Mitchel اتفاق بیوفته. بیون بکهیون، امگایی که خانواده و دوستانش طردش میکنن، مجبور میشه درس و دانشگاهش رو ول کنه تا... بچه‌ایی رو که پدرش خبری از وجود داشتنش نداره بزرگ کنه. زندگی بعد از چهار سال... چه چیزی براشون داره؟ این دیدار مجددشون چطور میتونه رخ بده؟ آیا اون دلخوری‌ایی که از هم دارن، مانع این میشه که باز هم عاشق همدیگه بشن؟ ژانر داستان: فانتزی،امگاورس، رمنس، درام،اسمات، انگست، امپرگ
Hᴇʏ Dᴏʏʟᴇ ࿐ [ Completed ] by mari4708
mari4708
  • WpView
    Reads 68,541
  • WpVote
    Votes 13,943
  • WpPart
    Parts 11
بکهیون بعد از ۵ سال تو کما بودن بیدار میشه و میره دنبال کسی که ۵ سال پیش از خودکشی نجاتش داده و با پیگیری کردن این موضوع که اون فرد کیه به پارک چانیول میرسه...از نظر بکهیون، چانیول مرد مهربونیه ولی کی میدونه اون واقعا چجور ذاتی داره؟ اون واقعا یه فرشته‌ی نجاته یا یه هیولای خونگی؟! ژانر: روانشناسی؛ روزمره؛ رمنس ⚠️کتاب آخر مجموعه"وهم" ⛔اگه کتاب‌ قبل رو نخوندین اشکالی نداره⛔ ⚠️نام کتاب اول: من میدونم
[COMPLETED] Wrong Father -ChanBaek - Comedy Smut 🔞 by winfics
winfics
  • WpView
    Reads 110,914
  • WpVote
    Votes 20,629
  • WpPart
    Parts 18
پارک چانیول یه دزد خبره ست ؛ اما بخاطر یه اشتباه مجبوره نقش کشیش جدید شهر رو بازی کنه ... بیون بکهیون یه پسر مذهبیه که بخاطر گرایش عجیبش به پسرا سفره ی دلش رو تو اتاق اعتراف برای چانیول باز میکنه ... پس چانیول هم شروع میکنه به سوء استفاده ازش... ❗این فیکشن هم ورژن شیوچن داره و هم چانبک ... هرکدوم که باهاش راحت ترید رو بخونید ❗ Wrong Father📿 COUPLE : ChanBaek Ver. GENRE : COMEDY , SMUT , ROMANCE NC🔞
" UnderWorld "[Uncomplete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,820
  • WpVote
    Votes 3,376
  • WpPart
    Parts 35
•¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو •¬ژانر: فانتزی | عاشقانه | اساطیری •¬خلاصه: قدرتمند ترین خدا در میان دروازده تن از برترین ها و مالک نشان ماه و خورشید بود. نیرویی در اختیار داشت که هیچ کس توان مقابله در برابرش را در خود نمیدید. اگر میخواست؛ قدرت نابودی داشت و یا حیات میبخشید! این موهبتی بود که به اون هدیه شد. و این احساس شوم، ترس نام داشت یا حسادت؟ هر چه که بود؛ بنای یک طغیان شد و آشوب، هستی را در بر گرفت! یازده خدا و الهه با یکدیگر متحد شدند و در برابرش ایستادند؛ اما هیچ یک نتوانست او را به زانو درآورد... ارس؛ با نیرنگ او را به دام کشید و با جدا کردن دو نشان ماه و خورشید، او اسیر شد؛ روحش را به قسمت های مختلف تقسیم کردند و هر تکه برای پایداری عالم، در هستی تجسم گرفت. آفرودیت تکه عشق و دو نشان ماه و خورشید را به فرمانروای جهان برین داد و امید داشت، این توازن غیر مطلق، برای مدتی باقی باشد... اما او در جسم عشق بازگشت و این بار، بکهیون تمام قسمت های روحش را بازپس خواهد گرفت؛ و آن روز، پایان جهان است! ═ ∘♡༉∘ ═ #exist 🌿
🕸️🥀🦇Hybrid🦇🥀🕸️ by jeneraljang
jeneraljang
  • WpView
    Reads 54,577
  • WpVote
    Votes 13,845
  • WpPart
    Parts 95
🥀🕸️خلاصه: پارک چانیول آخرین بازمانده قبیله آتش یک دورگه نیمه انسان و نیمه خون آشام هست که در سن 170 سالگی متوجه توطئه کثیف و بزرگی که عموش در حق خاندانش کرده میشه و در حالی که دفترچه ای از اسرار بزرگی رو توی دستش میفشرد و زخمی و در حال مرگ بود از قلمرو خون آشام ها فرار میکنه و در دنیای آدم ها به طور اتفاقی با بکهیون برخورد میکنه و ازش میخواد اون رو نجات بده.. بکهیون با وجود این که چانیول یک غریبه عجیب و مشکوک بود اون رو نجات میده اما چان بلا فاصله بعد از بهوش اومدن بدون هیچ توضیحی بک رو ترک میکنه اما سرنوشت چیز دیگه ای برای اون ها تدارک دیده!... ✨ 🕷️نام: دورگه _فصل اول 🕷️ژانر :فانتزی (گرگینه. خون آشام. جن). ترسناک.عاشقانه. معمایی.اکشن.هیجانی 🕷️کاپل ها و نقش ها :چانبک. هونهان. کایسو +چن. سوهو. کریس 🕷️رده سنی : NC+18 ✒️نویسنده : #jeneraljang⚔️♠️
𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】 by Free_Mj
Free_Mj
  • WpView
    Reads 976
  • WpVote
    Votes 133
  • WpPart
    Parts 10
با صدای نسبتا بلندی صدا زد:"آقا!" نمی دانست اما گویا این لحظه ای بود که بار ها در اشعار عاشقانه ی چینی به خطِ چشم نوازِ کانجی، بر صفحه ی کاهیِ کاغذ سُراییده شده بودند... او هم زیر چشمی نگاهی به مرد انداخت و سرش را پایین آورد. +حالا دیدید نباید از من فرار میکردید؟...اگه من نبودم معلوم نبود.... _آخه من که شما رو نمیشناسم...گفتم شما هم... فوری حرفش را قطع کرد. صدایش چه گوش نواز و دلنشین بود. آه! مثل اینکه داشت خواب میدید. غم به دلش ریخت. متاسف شد که چرا تا آن مدت حتی یک بار فرصت اظهار عشق به او پیدا نکرده بود. +حالا من رو میشناسید؟ POSTER: Lisa Perrin