Beatiful
27 stories
doll [Completed] by Arshin_billie_1D
Arshin_billie_1D
  • WpView
    Reads 956
  • WpVote
    Votes 91
  • WpPart
    Parts 6
داستان کوتاه کامل شده. به دختر روبه روم نگاه کردم. داشت گریه میکرد. "خو، خواهش می، میکنم. م، من نمی،خوا، بمیرم." شوکه بهش نگاه کردم. من داشتم چیکار میکردم؟ با این که هی خون بالا می‌اورد همچنان سعی میکرد که با التماس برای خودش یک زندگی بخره. [لطفا کسانی که خیلی خیلی حساسند این داستان را نخونن، چون بعصی قسمت‌هاش مربوط به قتل و ادم کُشیه. درست مثل همین تیکه ای که به عنوان نمونه گذاشتم]
the trust by Arshin_billie_1D
Arshin_billie_1D
  • WpView
    Reads 162
  • WpVote
    Votes 30
  • WpPart
    Parts 10
|اعتماد| شاخه‌های قطور و بلندش را دور بدنم پیچید. کاملا واضح بود که قصد له کردنم را دارد. حتی نمی‌توانستم یکی از انگشتانم را تکان دهم. صدای خورد شدن استخوان‌های دنده‌ام را می‌شنیدم. دیگر امیدی به زنده ماندن نداشتم.
گلون زیبای من by Arshin_billie_1D
Arshin_billie_1D
  • WpView
    Reads 9
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 2
دوباره به دنبالم بیا گلون زیبای من [Completed]
illegal|l.S by nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    Reads 124,993
  • WpVote
    Votes 24,796
  • WpPart
    Parts 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,314,905
  • WpVote
    Votes 303,373
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
far from love [Z.M]°•°[L.S] by sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    Reads 112,986
  • WpVote
    Votes 17,088
  • WpPart
    Parts 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
pretty boy (Persian Translation) by StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Reads 437,797
  • WpVote
    Votes 70,382
  • WpPart
    Parts 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
little Devil by risa80
risa80
  • WpView
    Reads 93,883
  • WpVote
    Votes 16,876
  • WpPart
    Parts 70
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
Car Lover [Z.M]~[completed] by ngra20
ngra20
  • WpView
    Reads 343,701
  • WpVote
    Votes 42,464
  • WpPart
    Parts 56
معشوقه های اون پسر ماشین ها بودن اما از کجا میدونست میل به دست آوردن اون ال وی ان تک ساخت قراره به کجاها بکشونش؟ #1 - fanfiction #1 - ziammayne
Nemo (ziam) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 27,843
  • WpVote
    Votes 2,720
  • WpPart
    Parts 31
"-از من چی میخوای؟ +بادیگارد پسرم باش!" ژانر: امگاورس/ فلاف/ اسمات. کاپل: زیام. (زین تاپ) -تمام شده-