"اپراتور ۸۶_۱۳۰ هستم، از کلیسای ساکرامنتو.
شما با شماره ی فوریت های ممانعت از خودکشی تماس گرفتید، چه کمکی از دستم بر میاد؟"
.....
ما اینجا هستیم که با تو صحبت کنیم، با تو دعا کنیم و به تو عشق خداوند مهربان را نشان دهیم.
.....
ایده از آهنگ: baby hotline
"خشکشویی کوییک کلین! وقتی چیزی کثیف باشه ما تمیزش میکنیم، ملیسا صحبت میکنه."
"اه..."
"سلام؟.."
"من از یه دختر کیوت شماره تلفنش رو خواستم و این چیزیه که اون به من داده."
#1 in short story
Book 1 From Texts And Calls Series
Original Story By: @taledust
سلام سلامم👋🏻
فازی ایز هیر
همونطور که میبینید ما یه خانواده داریم.🥳..حالا اعضای این خانواده کی هستن🤔
پاپا جین....یه طراح بازی خفن و فعال در توییتر 😅
ددی نامجون یه آهنگساز مشهور که همیشه توی دردسره🎹
یونگی هیونگ خانواده که عسل خالصه🍯
هوسوک که حسابی پر انرژیه⚡️
دوقلو های ویمین که تا میتونن آتیش میسوزونن🔥
و در نهایت ته تغاری و مکنه ی خانواده که عزیز دل همه اس😇😇
این فیکشن در ایام تعطیلات عید هر روز آپ میشه و در قالب ایو
🥇namjoon
#Nightmare
کابوس🌙
اون روانشناس مرموز، کیم نامجون و برادرش تهیونگ فکر میکنن با چپوندن کلمهها به مغزم و تجویز داروهای روانپریشی میتونه من رو نجات بده! اما فقط من میدونم که باعث تمام اون توهمهای وحشتناکم کیه!
اون هیولا، حتی خانوادم رو هم خریده
برادر دوقلوم، جیمین.
برادر بزرگترم، جین.
حتی مادرم.
🔻وضعیت آپلود: کامل شده🔺
مونالیزا:
این فیکشن جزو اولین فیکهایی هست که نوشتم و میشه گفت مبتدیترینشون هست
ولی با تمام ایراداتش امیدوارم دوستش داشته باشید...
هرچند که خودم عاشقشم و حتی سعی ندارم ایراداتش رو رفع کنم💚
Writer: #Monalisa 🖤
Couple: JK & Girl / V & Girl / Namjin/Yoonmin
Genre: Action / Harsh / Angst / Psychological / Smut / Horror
،، وضعیت: پایانیافته 𓏲
⤎ کیم نامجون صاحب یکی از موفقترین شرکتهای پارچه سازی و مُد کشور بود که همه در برابرشش سست و هراسون میشدن اما اون تنها مقابل یک نفر ضعیف و عاشق بود.
همسرش لی هایون!
اما از کجا باید میدونست همسری که این همه مدت بهش عشق میورزید هیچوقت باهاش صادق نبوده؟
پیام عجیبی که داخلش همسرش رو یک خیانتکار خطاب میکرد و ورود شخص جدیدی به زندگی مشترکشون، باعث به وجود اومدن طوفان بزرگی شده بود!
⋅───╼─╾───⋅
_من هیچی به جز تو ندارم. اگه تو هم نباشی... دیگه دلیلی برای موندن ندارم.
اون لعنتی رگش رو زده بود!
نامجون با فریادی مردانه به سمت همسرش دوید و اون رو در آغوش کشید.
_ههری... لعنتی ههری با من بمون.
دستش رو روی برشی که با شیشه ایجاد کرده بود گرفت و فشار داد. نمیتونست فشار خونی که به کف دستش وارد میشه رو تحمل کنه.
این همسرش بود که داشت زیر دستش جون میداد.
_همیشه آرزوم بود... یک بار من رو با اسم خودم صدا بزنی!
ᝰ Couple:
⤷ Kim Namjoon
⤷ Lee HaYeon
⤷ Baek Hae Ri
ᝰ Genre:
⤷ Romance
⤷ Angst
⤷ Dram
مولتی شات
cover credit: dia
کاپل: تهگی
ژانر: روانشناسی،رومنس،انگست،اسمات و کتبوی
کیم تهیونگ روانپزشک جوان با یه پسر کیتن پلیر رها شده در تیمارستان روبرو میشه که همه اون رو به عنوان یه دیوانه میشناسن در حالی که تهیونگ معقتده اون پسر نه تنها دیوانه نیست بلکه آسیب دیدهست و تنها به این احتیاج داره که واقعیت وجودش رو از میان اون شخصیت ساختگی متصل به خودش بیرون بکشه.
مین شوگایی که در قرن ۲۰ام زندگی میکنه با همزاد خودش مین یونگی که پادشاه چوسان هست دیدار میکنه... بنظرتون چه اتفاقاتی میافته؟
کاپل: یونمین
ژانر: اسمات، انگست، جهانهای موازی، عاشقانه.
「Free Hugs 🪴」
𖦹 Namkook
𖦹 Romance, Fluff
𖦹 Translator: Nelin
𖦹 Writer: Themarmalade
"بغلِ مجانی"
"همهمون به یک نفر نیاز داریم"
نامجون دوباره با نوشتهی "بغل مجانی" توی پارک ایستاد؛ این کار قرار نبود نتیجه بده اما... دوندهی جذاب به سمتش اومد و بغلش کرد؛ آغوشش مثل بار اول، حس بهشت میداد و تمام تنش و اضطراب رو از بدنش بیرون کشید!
Namjoon Day 🐨💚
°° دیگه لازم نبود برای دیدن پسر دندون خرگوشی هرروز به اون کافه بره و از پشت میز نگاش کنه که چجوری براش آمریکانو حاضر میکنه،
از این به بعد میتونست هر ثانیه و هر لحظه اونو تو شرکت کنار خودش داشته باشه...
⇝ 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝐓𝐢𝐥𝐥 𝐈 𝐒𝐞𝐞 𝐘𝐨𝐮≣
⇝ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : NamKook
⇝ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance_Smut🔞𖨯~
⇝ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : as_mg