Vkook [completed]
-من از ماشینت سواری گرفتم کیم.
-میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون.
...
-ازت خواستم بمونی.
-اره ازم خواستی...
اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم.
...
دو نفر.
از دو خانواده ی متفاوت.
پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن.
اما خب...
کسی یادش نبود.
اون دو شیطان هرشب باهم...
میرقصن.
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و...
ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی)
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست.
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩
𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩
زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه میداشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر میشدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده...
پیوندی که نمیدونست سرنوشتش رو چطور تغییر خواهد داد!
___________________________________________________
- از من میخوای که رازت رو نگه دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمیدم.
- باید... باید بهم تضمین بدی!
- پس بیا یه قرار داد ببندیم.
- قرارداد؟ چی به من میرسه؟
- اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه میدارم؟
- در عوض ازم چی میخوای؟
- خودتو، خودتو بهم بده دالیا!
___________________________________________________
- گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمیترسی که با یک اشاره، پژمردهت کنم؟
" کامل شده"
_ سکسپیر میگه.. عشقم را در برابر دست تو و دستم را در عشق تو می نهم
ماگ قهوه اشو پایین اورد و چشماشو توی حدقه چرخوند
+ اولا اون شکسپیره نه سکسپیر احمق.. و بعدم اون جمله کوفتی اینه.. عشقم را در برابر عشق تو و دستم را در دست تو می نهم.
چرا وقتی بلد نیستی اصرار داری که استفادش کنی.. با اینکارات قرار نیست بزارم اینجا بمونی نه تا وقتی که حداقل اسم کوفتی شکسپیرو درست بگی
_ بیخیال عروسک.. میدونم توام توی اعماق قلبت دلت نمیخاد از دستم خلاص شی
با چشمایی بی حس به لبخند خرگوشی پسر مقابلش زل زد و از توی جیبش گوشیشو برداشت و شماره ای گرفت
_ اداره پلیس کلانشهر سئول بفرمایید؟
.
.
.
کاپل : kookv
ژانر: رمنس،درام، اسمات، روزمره
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin
|تکمیل شده|
سعی کن دوباره دستت رو بلند کنی تا دیگه انگشتت هم به اون دوست دختر کوچولوت نخوره...
این یه تهدید توخالی نبود، کیم تهیونگ میتونست حرفهاش رو عملی کنه!
جئون جونگکوک از اینکه شاهد تهدید شدن یکی از معشوقههای چاپلوسش توسط اون پسر تازه وارد بود نهایت لذت رو میبرد.
این داستان درباره کیم تهیونگه، کسی که مرکز توجه دوتا خواهر و برادر، جئون جونگکوک و جئون آرورا میشه کسایی که پسر و دختر بد مدرسه ان.
کاپل اصلی:کوکوی
کاپل فرعی:سپمین
ژانر:روزمره، مدرسهای، رومنس، اسمات
شروع اپ:2021/5/14
پایان اپ:2022/3/11
″credits to @TaeNiaV who wrote this beautiful fanfiction″
cover by: ADA