Beloved
48 stories
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 481,962
  • WpVote
    Votes 62,233
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Eros by Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    Reads 267,500
  • WpVote
    Votes 21,838
  • WpPart
    Parts 49
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
𝖠𝖱𝖮𝖬𝖠 | 𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵 by hanwll
hanwll
  • WpView
    Reads 8,632
  • WpVote
    Votes 1,468
  • WpPart
    Parts 25
〄 خلاصه: روایت عاشقانه عطرساز جوانی که کاپیتان کشتی رو مغلوب و شیفته خودش میکنه...کاپیتانی که از فرط خستگی و سنگینی غم از دست دادن همسرش، به اون کشتی و آدم‌هاش پناه میاره! آوای پرنده های ساحلِ اسکله و گرمای ساختمان های در آغوشِ هم! بوی شوریِ آب و عطرِ قهوه در فنجان‌ سرامیکی! نواخته شدن کرنای حرکتِ کشتی و برخورد امواج متلاطم اقیانوس و در آخر شروع عاشقانه‌ای از جنس دریا... 〄 بخشی از متن: - من وقتی تو رو داشته باشم، حتی ماه هم دیگه نمیتونه حواسمو برای خودش کنه. پس تلاش میکنه از خودش یه رد بندازه تا توجه منو جلب کنه اما نمیتونه، چرا؟ چون نمیدونه مبتلا بودن یعنی چی! نمیدونه ردی که انداخته، رو بدن محبوبِ من نشسته و شده مکان امنِ بوسه‌هام...شده ماه‌گرفتگی‌ِ تو! 〄 Genre: Romance, Dram, Angst, Smut 〄 Couple: KOOKV & HopeMin 〄 Up day: Every Saturday | شنبه‌ها 〄 Writer: Hanel نکته: این فیک به زبان عامیانه نوشته شده و تنها نامه‌ها و نقل‌قول‌ها به زبان ادبیست.
𝖠𝖱𝖮𝖬𝖠 | 𝖵𝖪𝗈𝗈𝗄 by hanwll
hanwll
  • WpView
    Reads 2,074
  • WpVote
    Votes 274
  • WpPart
    Parts 12
〄 خلاصه: روایت عاشقانه عطرساز جوانی که کاپیتان کشتی رو مغلوب و شیفته خودش میکنه...کاپیتانی که از فرط خستگی و سنگینی غم از دست دادن همسرش، به اون کشتی و آدم‌هاش پناه میاره! آوای پرنده های ساحلِ اسکله و گرمای ساختمان های در آغوشِ هم! بوی شوریِ آب و عطرِ قهوه در فنجان‌ سرامیکی! نواخته شدن کرنای حرکتِ کشتی و برخورد امواج متلاطم اقیانوس و در آخر شروع عاشقانه‌ای از جنس دریا... 〄 بخشی از متن: - من وقتی تو رو داشته باشم، حتی ماه هم دیگه نمیتونه حواسمو برای خودش کنه. پس تلاش میکنه از خودش یه رد بندازه تا توجه منو جلب کنه اما نمیتونه، چرا؟ چون نمیدونه مبتلا بودن یعنی چی! نمیدونه ردی که انداخته، رو بدن محبوبِ من نشسته و شده مکان امنِ بوسه‌هام...شده ماه‌گرفتگی‌ِ تو! 〄 Genre: Romance, Dram, Angst, Smut 〄 Couple: Vkook & HopeMin 〄 Up day: Every Saturday | شنبه‌ها 〄 Writer: Hanel نکته: این فیک به زبان عامیانه نوشته شده و تنها نامه‌ها و نقل‌قول‌ها به زبان ادبیست.
Night Fall "ورژن اصلی" KOOKV by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 33,067
  • WpVote
    Votes 3,958
  • WpPart
    Parts 20
تهیونگ قراره کشیش بشه و انجیلش همیشه باهاشه. اما بزودی با یک مافیای شرور آشنا میشه که زندگیش رو جهنم میکنه.
No One Was Like You | Vkook  by itshopeblossom
itshopeblossom
  • WpView
    Reads 55,350
  • WpVote
    Votes 6,256
  • WpPart
    Parts 51
- مهم اینه توی بدترین شرایط زندگیم برای اخرین بار اغوشی رو تجربه میکنم که برام ارزوی محال شده بود... - چطور میتونی انقدر بیرحم باشی؟ به صورت بقیه زل بزنی و با پوزخندت از پشت بهشون خنجر بزنی؟ Genre: Angest / Drama / Mystery / Romance
ÁSVALDUR | VKOOK 'Completed  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 5,378
  • WpVote
    Votes 834
  • WpPart
    Parts 25
وضعیت؛ پایان یافته✓ _همین‌جا بمون، نزدیک به من، کنارِ من. می‌خوام به هرجایی‌که قدم برمی‌دارم عطرت رو حس کنم. _تا کجا می‌خواید ادامه‌اش بدید ولیعهد؟! نزدیک نگهداشتن دشمنتون رو... نگهداشتن من رو، تا کجا پیش می‌برید؟ _انقدر که حس کنم از رگ گردنم هم بهم نزدیک‌تری! ~☆ نمایندگانی به‌ آوازه‌ی "شاه" از سوی خدایان با پرندگان بزرگی به زمین آمدند و راه و رسم زندگی را به مردم آموختند... آن‌ها وارث اژدها بودند و قدرت در رگ‌هایشان می‌جوشید! «مهم نیست چند کالبد و چند زندگیِ جدید رو تجربه کنم. انتهای تمامی داستان‌های من، به زندگی و مرگ همراه با تو گره می‌خوره.» این افسانه، یک تاریخچه‌ی کوچک از مردمانی‌‌است که بر سر وارثانِ خون، دلدادگی‌های ممنوعه، نفرت و جنون جنگیدند. _چشمهات عجیبن سیَه‌مو. جمله‌ای کوتاه با قصه‌ای بلند. چشمانش را پیش کشید، سکوت کرد و به تماشا نشست. مردِ مشکین‌مو قائده را با پیش کشیدن چشم‌های آران، پیش برد: _و تو... چشم‌های یک اژدها رو داری آران. -ÁSVALDUR- ازوالدور Epic-Fantasy, Adventure, Romance, Action, Angst, Smut. Written by.Dmitri
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,553,084
  • WpVote
    Votes 69,039
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
dear (عزیز کرده) by im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    Reads 186,835
  • WpVote
    Votes 20,014
  • WpPart
    Parts 24
اسم:dear (عزیز کرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس٫امپرگ٫تاریخی٫اسمات ، علمی تخیلی... کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان جئون معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستند همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون جئون ها را داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فردِ چینی که سفیر پادشاهیه چین بود تو بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو به زور با خودش تا گیشا خانه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندان جئون بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاقه گیشا خانه آویزون میکنه و خود کشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان جئون امگایی از خون خود نداشتن و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود جونگکوک کوچولوی ما این نفرین شکسته شد. روز های اپ:تمام شده این فیک خیلی گوگولی مگولی و سافت و بی دردسره و روزمرست پارت هاش هم احتمالا کم باشن 🎀ورژن کوکوی توی همین اکانت با همین اسم🎀