arezoo000111's Reading List
139 histoires
𝙗𝙚𝙜𝙜𝙖𝙧 𝙤𝙛 𝙡𝙤𝙫𝙚 par Sahel328
Sahel328
  • WpView
    LECTURES 2,334
  • WpVote
    Votes 543
  • WpPart
    Chapitres 13
• عنوان: گدای عشق • جان تاپ، تاریخی، اسمات، انگست، عاشقانه. _من عاشقت نیستم. _پس عاشقت می‌کنم. _هرگز عاشقت نمی‌شم. _می‌شی. کاری می‌کنم جوری بهم دل ببندی و قلبت به قلبم گره بخوره، که برای یک لحظه دیدنم آسمون رو به زمین بکشی. امپراطوری قدرتمند و سرزمینی سلطه‌گر... عشقی سوزاننده که زبانه‌های آتشش سرزمینی را به خاکستر مبدل می‌کند... جنگی خونین که سرزمینی را در خود می‌بلعد... نفرت... دلتنگی... عذاب... غرور... انتقام... پشیمانی... یک قلب شکسته چگونه به حالت قبل بازمی‌گردد؟ یک روح مرده چگونه بار دیگر زنده می‌شود؟ عشق چگونه دو نفر را به گدایی از این احساس وا می‌دارد؟ _متوقف_
Innocent killer (قاتل بی گناه) par PedeNanaz
PedeNanaz
  • WpView
    LECTURES 2,588
  • WpVote
    Votes 679
  • WpPart
    Chapitres 33
(Release soon) نام داستان:(قاتل بی گناه) 🔪 تعداد پارت: نامشخص وضعیت: در حال آپ ✍🏻 ژانر: (عاشقانه ،معمایی، گی ) کاپل: ( ییژان) نویسنده:(pershia) روز های آپ: چهار شنبه ها °•°•°•°•°•°•°•° ⭐ برشی از داستان: - « منظورت چیه که یه قاتل به اینجا اومده» خانم وانگ سرش را تکان داد و ماجرا را برای پسرش اینطور تعریف کرد +« حدود دو سال پیش اینجا یه خونه ساخته شد ، برای معلمی که از شهر اومده بود. اون رو فرستاده بودن تا به بچه های دهکده درس بده و اینجا ساکن شد... همه چیز خوب بود و تقریباً همه از معلم جدید راضی بودن، اون خیلی محترم و خوش اخلاق بود ،و بی نهایت زیبا. درست مثل فرشته ها بود، انگاری که خدا اون رو از بهشت فرستاده بود زمین. باورت میشه حتی لبخند از روی لبش یه لحظه هم کنار نمی رفت!!!» اما بعدش...... با سکوت خانم وانگ ،ییبو که غرق در افکار و صحبت های مادرش شده بود سرش رو بلند کرد و با کنجکاوی گفت:«اما بعدش چی؟!» خانم وانگ کمی جا به جا شد و اینطور ادامه داد :« اما بعدش اون قتل های عجیب رخ داد. .... •°•°•°•°• همه جا صحبت از اون قاتلِ شیطانی و بی رحم بود.... اما آیا اون واقعاً قاتل بود؟! «خودتون به زودی متوجه خواهید شد» ⭐ دوستان این اولین بوک من داخل واتپد هست، میشه لطفاً ازش حمایت کنید و اگه مشکل با کم و کاستی داره من رو در بهبود داس
In the Name of Love: Blood and Duty
 
  par Farysky
Farysky
  • WpView
    LECTURES 512
  • WpVote
    Votes 128
  • WpPart
    Chapitres 6
همون کلیشه‌ی ییبوی سرباز و جان پزشک ولی اینبار یکم متفاوت😉 ❀ کاپل: ⌊ییجان⌉ ❀ ژانـر: ‌‌ ⌊پزشکی، اکشن، جنگی، درام⌉ ❀ نویسنده: ‌‌⌊#Stardust ✨️⌉ جان پزشک بدنامی است که سعی در پشت سر گذاشتن گدشته‌اش دارد.با اینحال پس از دیدن شخصی آشنا در میان بحران جدید زندگی‌اش متوجه می‌شود که هیچگاه نمیتواند از گذشته فرار کند. پس با او همراه می‌شود تا در مسیر ماجرای جدیدی قدم بردارد.
desire/ هَوَس par enigma_hellhex
enigma_hellhex
  • WpView
    LECTURES 1,941
  • WpVote
    Votes 159
  • WpPart
    Chapitres 22
○ ناول دیزایر ~ رمان معروف سریال بی ال هوس # یه خوشگلِ مرموز و حساب‌گر که خودش رو مظلوم نشون می‌ده # یه پلی‌بویِ عشوه‌گر که فکر می‌کنه همیشه اون بالاست ... مترجم :dead haze/havoc
Silence par Yasi_100
Yasi_100
  • WpView
    LECTURES 223
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Chapitres 3
عنوان: سکوت کاپل: ییجان ژانر: عاشقانه، روانشناختی، جنایی، اسمات وضعیت: به زودی خلاصه: شیائو جان، پسری با گذشته‌ای تاریک، در سکوتی مطلق فرو رفته؛ سکوتی که حتی روانشناس‌ها هم نتوانسته‌اند آن را بشکنند. تنها پشت پرده‌ی موهای بلندش نفس می‌کشد، و به زمین خیره می‌شود. وقتی وانگ ییبو، روانشناس جوان، وارد زندگی‌اش می‌شود، نه کلمات بلکه نگاه‌ها آغازگر داستانی می‌شوند که میانشان شکل می‌گیرد؛ داستانی که مرز میان عشق و جنون، نجات و سقوط را در هم می‌شکند. اما هرچه ییبو به او نزدیک‌تر می‌شود، دیوارهای خاموشی ترک برمی‌دارند و رازهایی سر برمی‌آورند که می‌توانند هر دو را با خود به تاریکی بکشند. + می‌دونی سکوتت ترسناک‌تر از هر حرفیه که می‌تونی بزنی؟ _ حرف زدن... یعنی بیدار کردن چیزایی که بهتره خواب بمونن. + اما اینجوری اونی که نابود میشه تویی! _ آدم‌ها نمی‌فهمن... بعضی صداها رو نمی‌شه خاموش کرد، فقط می‌شه یاد گرفت باهاشون زندگی کرد...
‌𝆺𝅥𝇁𝇃𝇂 𝐒𝐡𝐞𝐥𝐭𝐞𝐫 𝇁𝇃𝇂‌𝆺𝅥 par Phantommoh
Phantommoh
  • WpView
    LECTURES 5,838
  • WpVote
    Votes 921
  • WpPart
    Chapitres 20
وانگ ییبو یک مافیای قدرتمند در ایتالیاست و شیائو جان تحت عنوان ″معلم پیانو″ برای پسر کوچک وانگ ییبو، در عمارت او استخدام می‌شود. در طی یک داستان پر پیچ و خم و پرماجرا، شاهد این هستیم که چطور زندگی این دو نفر دستخوش تغییر و تحولات می‌شود. تغییراتی که ممکن است چندان خوب نباشند... ૢ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Phantom ૢ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Mafia, Romance, Smut, Angst, Drama ૢ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Yizhan (BJYX) ૢ𝐢𝐝.𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦: @PhantomIuna
I hate you but I love you | ازت متنفرم اما دوستت دارم par i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    LECTURES 4,318
  • WpVote
    Votes 1,015
  • WpPart
    Chapitres 19
📌وضعیت: پایان یافته💜📚 I hate you but I love you... روزی که اسمش رو در لیست متهمان دید، همه‌چیز در وجودش فرو ریخت. کسی که روزی عشقش بود، حالا در لباس نارنجی زندان، متهم به قتل نشسته بود... شیائو ژان، وکیلی نابغه، مردی که همیشه قانون برایش مقدس بود- حالا متهم است به قتل یکی از موکلانش، ساموئل ال جکسون، ثروتمندی که نامش لرزه به جان شهر می‌انداخت. اما پشت این قتل، رازی نهفته است... رازی که تنها ژان و وانگ‌ییبو از آن خبر دارند. وقتی عشقِ کهنه دوباره مقابلت می‌نشیند، وقتی میان وظیفه و احساس، قانون و وجدان، گرفتار می‌مانی- دیگر هیچ بازجویی ساده‌ای وجود ندارد. او گفته بود: «اون مرد لیاقت زنده بودن رو نداشت.» اما چرا؟ و حالا وانگ‌ییبو باید بفهمد، قاتلِ معشوق سابقش است... یا قربانیِ سیستمی که حقیقت را پنهان کرده. یک عشق ممنوعه. یک جنایت رازآلود. و دو قلب که هنوز هم، میان نفرت و عشق، به هم گره خورده‌اند. #رمان_ازت_متنفرم_اما_عاشقتم یه سر بزن پشیمون نمیشی❤️ #ییبوتاپ #هپی‌اند #S_M_H
SWITCH  par 2027nia
2027nia
  • WpView
    LECTURES 10,940
  • WpVote
    Votes 1,760
  • WpPart
    Chapitres 49
وانگ ییبو از صحبت های دانشجوها در مورد پروفسور شیائو ژان شنیده که پروفسور مردی سختگیره و آرامش کاریزماتیکی داره که می تونه هرکسی رو به آرومی بکشه. ییبو قبلاً اونو ندیده بود و واقعاً اهمیتی نمی‌داد چون اون استاد در بخش تاریخ هنر، باستان‌شناسی تدریس میکرد؛ در حالی که خودش تو بخش رقص بود و حتی با اینکه بخش‌ها در کنار همدیگه هستن، هیچ راهی وجود نداره که همدیگه رو ببینن. خب، این همون چیزی بود که ییبو فکر می کرد تا اینکه به طور تصادفی آینه بغل ماشین استاد باستان شناسی رو شکست.
force marriage  par crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    LECTURES 8,554
  • WpVote
    Votes 1,660
  • WpPart
    Chapitres 39
NAME: FORCE MARRIAGE 👫 COUPLE: YIZHAN GANR:drama/angest/smat🔞 WRITER: LEILA سلام عشقا💙 این فیک از اولش قرار بود فقط یه وانشات یه قسمته باشه ولی به اصرار و پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتم تبدیل به فیکش کنم.🥰 در ضمن فیک بازگردانی شده است کاپل اصلی MINV خلاصه: پدر تو یه جورایی نجاتت داد. به خاطر خودت اینکارو کرد حداقلش اینه که اینطور فکر میکرده که داره برای تو اینکارو میکنه ولی .....‌‌‌ ولی پدر من چی؟ پدرم در واقع منو فروخت، میفهمی جیمین؟ فروختم.💔🤧
In the name of love par Farysky
Farysky
  • WpView
    LECTURES 228
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Chapitres 1
من با خوابم نبرد🤷🏻‍♀️