Bülows favorite books 2
200 stories
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 27,431
  • WpVote
    Votes 5,027
  • WpPart
    Parts 30
🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Cherry Red~ Chanbaek~ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 3,287
  • WpVote
    Votes 654
  • WpPart
    Parts 7
"بهت گفته بودم من عاشق رنگ قرمزم؟ ولی همه چی عوض شد وقتی تو اونجوری بهش نگاه کردی. یهویی انگار دلم میخواست برم تمام گیلاسای دنیا رو به خاطرت رنگ بزنم که مبادا چشمت بهش بیوفته" ______ هیچوقت ادمهایی که از یک رنگ به خصوص متنفر بودند رو درک نمیکرد تا وقتی که اون پیام روی گوشی همسرش ظاهر شد و هیچوقت دلبسته ی هیچ رایحه ای نشده بود تا وقتی که عطر لیموی تازه به مشامش خورد. بعد از اون بیون بکهیون یه مرد عادی نبود، اون مردی بود که در آستانه ی طلاق، لیمویی ترین پسر دنیا رو ملاقات کرد. ____ Cherry Red Genere: Melodrama, Agegap
Perfume by NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    Reads 2,533
  • WpVote
    Votes 569
  • WpPart
    Parts 8
× 𝙋𝙚𝙧𝙛𝙪𝙢𝙚: 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐞𝐚𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐟𝐨𝐫𝐦𝐮𝐥𝐚 × ژانـــر: هیجانی، ازدواج اجباری، اسمات🔞 × کاپــل: چانبــک، سوپرایزی × نویسنـــده: 𝙉𝙚𝙤𝙢𝙖 × چنـــل: NeomaStory@ ~🌲 این فقط یه سرقت رِسِپی عطر ساده نبود!! این اشتباه‌ترین تصمیمی بود که گرفت. رایحه‌ی خاصی که توی بینی بیون بکهیون، رئیس شرکت عطرسازی بیولین پیچید و جرقه‌ای که توی چشم‌های فریبنده‌اش افتاد. از جنس ریسک، حرص، طمع یا بلندپروازی.. هرچیزی که بود، این بازی خطرناک‌تر از چیزی بود که فکرشو می‌کرد!! چون ایندفعه رقیبش هرکسی نبود. اون پارک چانیول بود، ملقب به فِرال. و بهم اعتماد کن!! نمی‌خوای معنیش رو بدونی.. #Perfume
Fear... by TheMiraMoon
TheMiraMoon
  • WpView
    Reads 27,674
  • WpVote
    Votes 2,399
  • WpPart
    Parts 6
-ماله من میشی؟! سرشو به طرفین تکون داد.. -نه؟! همراه با عصبانیتی که با ترس همراه شده بود داد زد: چرا باید ماله یه روانی بشم؟؟! چرا باید پیشه یه دیوونه بمونم؟؟!منو ازاد کن برم... این کارای مزخرفتو تموم کن...
7 Days. by TheMiraMoon
TheMiraMoon
  • WpView
    Reads 723
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 7
"هفت روز. توی هفت روز اونا اهداف زندگیشون رو میگفتن. تک‌تکشون پر از تنفر بودن." آروم گونه‌ش رو نوازش کرد و ادامه داد. "منتظر بودم. منتظر کسی که بخواد خورشید خونه‌ی تاریک و سردم بشه." "و پیداش کردم. آفتاب گرمم رو توی سردترین نقطه‌ی اِلیزیوم. جایی که قراره با وجودت گرمش کنی."
Oblivion  by Itsmeriina
Itsmeriina
  • WpView
    Reads 537
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Parts 1
"فــــــراموشـ๛ی" کای پروانش رو دوست داشت ولی بهش اجازه پرواز نمیداد. بال های نازکش رو نوازش و بعد توی یه حباب شیشه‌ای زندانیش می‌کرد. کای پروانش رو می‌بوسید ،بوسه هایی که درد داشتن. در آغوش می‌گرفتش ونمی‌تونست جلوی خودشو بگیره تا یه کبودی روی تنش به جا نزاره.. #وانشات •Couple : Kaihun •Genre : drama.angst.smut •writter : Meriina
●•°○I Sold My Virginity Online○°•● by _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Reads 133,166
  • WpVote
    Votes 25,322
  • WpPart
    Parts 14
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه . از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .‌ چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر . تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .‌ پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه . توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
Profundity  by Xuarwq
Xuarwq
  • WpView
    Reads 737
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Parts 13
من بیون بکهیونم. شیفته مردی شده بودم که به گفته‌ی مردِ غریبه واقعی نبوده. همش توهم من بوده! و پارک چانیول داخل خونه‌ای زندگی می‌کنه که مَرده موردعلاقه‌ام دیگه داخلش نیست. ناپدید شده. Nᴀᴍᴇ: #Profundity Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ Gᴇɴʀᴇ: Dʀᴀᴍᴀ. Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ. Aɴɢsᴛ. Psʏᴄʜᴏʟᴏɢʏ. [ Nᴄ +𝟷𝟾 ]
Mistery Desire by vio__ll
vio__ll
  • WpView
    Reads 8,480
  • WpVote
    Votes 1,592
  • WpPart
    Parts 5
داستان کوتاه: میل مبهم ✓کاپل: چانبک♡ ✓ژانر: رمنس، اسمات 🔞 📝خلاصه: چانیول با بحران بی‌پولی، بعدِ از دست دادن کارش دست و پنجه نرم میکنه. اون تازه با پسری آشنا شده که حس میکنه حسابی استایلشه و همینم تحمل اوضاع رو آسون‌تر میکنه... اما درست صبح روزی که فکر میکرد قراره با دوست پسر جدیدش خوش بگذرونه سر و کله ی جونمیون پیدا میشه. اونا دوتایی سفری‌رو آغاز میکنن که میتونه خیلی چیزارو تغییر بده...!🌴