alvini-i01's Reading List
27 stories
Love Story by stancomabene
stancomabene
  • WpView
    Reads 24,032
  • WpVote
    Votes 4,124
  • WpPart
    Parts 31
𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 : اینجا دنیای منه... برخلاف تصور خیلیاتون ماها دیگه مثل قبل نیستیم.. جنسیت ثانویه‌مون انچنان که توی گذشته روی زندگیمون تاثیر داشت، برامون اهمیت نداره.. اما برای من، همه چیز متفاوته من یه امگام! یه امگای مذکر..کسی که حالا جزو گونه‌ی کمیاب به حساب میاد.. درسته..امگاهای مذکر دیگه خیلی نیستن..بخاطر برگردوندن نظم به دنیامون، تصمیم گرفته شد تا آلفاها جفت همجنس انتخاب نکنن و نتیجه‌ش شد ماهایی که دیگه کم مونده بود به انقراض برسیم.. و حالا؛ فکر میکنین تکلیف منی که یه امگای مذکرم و روی یه آلفای لعنتی کراش دارم چیه؟ زندگی ممکنه چه بازی‌هایی برام در بیاره؟ خودمم نظری ندارم.. فقط امیدوارم بتونم از همشون جون سالم بدر ببرم ═───~•⊱❃⊰•~───═ name- love story genre- romance, crime, omegaverse, au, smut couple- yizhan type- bjyx / yibo top part's- teaser + 26 ch. writer- yin jul 16.2023 --- june 05.2024 (پایان‌یافته)
Hot, Like Ice {کامل‌شده} by meow_hera
meow_hera
  • WpView
    Reads 43,972
  • WpVote
    Votes 7,234
  • WpPart
    Parts 32
Name: Hot Like Ice [ییجان] Genre: Romance, Mystery, Smut Type: Yibo Top «میتونم همین الان و همینجا بکشمت ! چون ده سال از عمرمو کشتی! سعی نکن جلوی من وایسی و شاخ و شونه بکشی! چون تو هنوزم همون بچه دبیرستانیه عقده ای هستی که روان مریضت از آزار دادن آدم پولدار ها ارضا میشه!» قصه مردی که آسیب دیده؛ کسی که برای درمان زخم هاش به سمت کسی که باعث و بانیشِ برمیگرده. اما می‌تونه به راحتی ِ پیش بینی هاش انتقامش رو بگیره؟!
Free Fall by nilarrrrrrr
nilarrrrrrr
  • WpView
    Reads 2,034
  • WpVote
    Votes 398
  • WpPart
    Parts 20
کاپل: ییژان ییبو تاپ ژانر: درام عاشقانه امگاورس هیچ حسی نباید از مرز های خودش فراتر بره وگرنه می‌تونه واقعا باعث آسیب یک نفر بشه و ژان برای آسیب دیدن آماده بود؟
Peacock by lm______taeran
lm______taeran
  • WpView
    Reads 3,662
  • WpVote
    Votes 703
  • WpPart
    Parts 35
کامل شده «حالا چرا طاووس؟» «چون زیبا و دلفریبه.» «فقط همین؟» «...چون هیچ وقت خیانت نمیکنه.»
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 80,187
  • WpVote
    Votes 19,637
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 164,636
  • WpVote
    Votes 30,003
  • WpPart
    Parts 62
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
Elayne by lm______taeran
lm______taeran
  • WpView
    Reads 3,140
  • WpVote
    Votes 579
  • WpPart
    Parts 64
[کامل شده] «در تاریکی ایستاده بودم. نور بودی؛ آمدی و آنچنان بر تن سرما زده ام تابیدی که پس از تو نورانی شدم.»