سرزمین رویاها•°
18 cerita
the atomic curse oleh angels0nfire
angels0nfire
  • WpView
    Membaca 2,544
  • WpVote
    Vote 580
  • WpPart
    Bab 28
چوی یونگجه یه خبرنگار با زندگی حوصله سر بود..تا اینکه با جه بوم اشنا شد. میلیونر جوون و خوش قیافه ایی که راز بزرگی رو پنهون کرده. دو رابطه، سه نفر، یک پیوند آیا عشق فقط مختص به زمان حال بود؟ یا نیرویی ماورایی که بُعد زمان براش معنایی نداشت؟ کاپل اصلی : دوجه کاپل فرعی: جینسون/ مارکبوم
Sins of Freedom oleh angels0nfire
angels0nfire
  • WpView
    Membaca 2,729
  • WpVote
    Vote 510
  • WpPart
    Bab 36
سرافکنده کردن کردن دیگران؟ عفو؟ فرصت دوباره؟ این کلمات توی زندگی جه بوم معنا نداشت اطاعت؟ قتل؟ خشونت؟ این کلمات زندگی جکسون رو خلاصه میکردن و یونگجه..اوه یونگجه نمیدونست خودشو توی چه منجلابی انداخته و برای ازادی باید چه گناهانی مرتکب بشه کاپل : دوجه/ جکبوم/ جکجه ژانر : جنایی/اسمات/بی دی اس ام
[ Kim Husky ] oleh phonix_L1485
phonix_L1485
  • WpView
    Membaca 12,899
  • WpVote
    Vote 3,152
  • WpPart
    Bab 40
* کیم هاسکی * " - هاسکی؟ هاسکی همون‌قدر که وحشیه، می‌تونه به همون اندازه هم آروم و دوستانه باشه ولی بستگی به این داره که چطور بزرگش کرده باشی! اینکه من اینجوریم بخاطر همه‌ی کساییه که هیچ‌وقت حتی سعی نکردن تا کمی احساسات منو بفهمن و از من یه آدم بی‌اعصاب و وحشی ساختن که نمی‌تونه هیچ‌کسو جز خودش تحمل کنه و فکر می‌کنه تموم دنیا آفریده شدن که برن روی مخش! و تو؟ تو از همه‌شون رو مخ‌تری! " *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* Main Couple: SuLay Side Couples: ChanBaek, SeKai Genre: Melodrama, Romance, angst Writer: Phonix_L1485 *کامل شده* سولی × لیهو چانبک × بکیول سکای × کایهون
⋆◦꙳ᴋʀɪsʜᴏ꙳◦⋆ oleh Melisamomo
Melisamomo
  • WpView
    Membaca 6,959
  • WpVote
    Vote 702
  • WpPart
    Bab 23
ʲᵘˢᵗ ᴋʀɪs♡︎ʜᴏ ᵐᵃʸᵇᵉ ᴛᴀᴏ♡︎ʟᴀʏ ʷʳⁱᵗᵉʳ ִֶָ ᴀᴊᴜᴍᴍᴀ ᴡɪɴᰔᩚ
💠ᒪOᐯᗴ 3500💠 oleh Nina_moody
Nina_moody
  • WpView
    Membaca 3,389
  • WpVote
    Vote 827
  • WpPart
    Bab 14
اینجا چه سالیه؟ سال 3500..قرن هاست زمین بوی جنس لطیف به خاکش نخورده و تمام ساکنین باقی مونده ی اون مرد هستن.. صبر کن..این چه وضعیه..فقط مرد؟ درسته..فقط مرد..و دیدن یه زن دیگه تبدیل به یه افسانه شده.. احتمالا دنیا به این شیوه ی مضخرف به حیات خودش ادامه بده اما یه نفر این طوری فکر نمی کرد.. اونم اوه سهونی بود که وقتی خیلی بی حوصله تو خرابه های نزدیک منطقه ی 61 پرسه میزد به طور اتفاقی کپسولی رو پیدا می‌کنه که یه نفر داره توش نفس می کشه.. ... دست روی جای سیلی گذاشت و با وجود باریکه خونی که از دماغش جاری بود با ذوق داد زد " صبر کن..تو روی سینه ات قلنبه داری.." دختر غرشی از حرص زد " خاک بر سر دختر ندیدت کنن.." Couple: Sehun X Lisa
HOMEMATE Season2🗝⏳ oleh bluecity_
bluecity_
  • WpView
    Membaca 351
  • WpVote
    Vote 59
  • WpPart
    Bab 5
┌─────⟢𖧵⟣───── در فصل دوم کیم بورا خواهر سوهو به دنبال پیدا کردن قاتل دوست دخترشه و برادرش کیم سوهو به دنبال فرار کردن از معشوق سابق خود که در یک شب آنرا نابود کرده بود. ودر اخر ماجرای تصادف ماشین اعزام وناپدید شدن کیونگسو و... عشق پارک چانیول و بیون بکهیون 🏳️‍🌈🔗🥀 └─────⟢𖧵⟣───── Couples:Krisho/ Chanbaek/Bofany/Kaisoo ☽🗝 Genre : Drum/Smut/Angst/Tragedy/Happy End🎬⏳ Writer: رآنا/rana... ID: realy_loey
HOMEMATE🗝⏳ oleh bluecity_
bluecity_
  • WpView
    Membaca 6,517
  • WpVote
    Vote 1,191
  • WpPart
    Bab 21
┌─────⟢𖧵⟣───── کیم جونمیون پزشکی که بخاطره پس گرفتن عمارت خونوادگیش برمیگرده به سئول. با کریس وو صاحب عمارت وخواننده ی پاپ روبه رو میشه.که شرطی رو برایه پس دادن اون عمارت جلوش میزاره. 🔗🥀 └─────⟢𖧵⟣───── Couples:Krisho/ Chanbaek/Bofany/Kaisoo ☽🗝 Genre : Drum/Smut/Angst/Tragedy/Happy End🎬⏳ Writer: رآنا/rana... ID: realy_loey
﹏•♡↬  great wrecking ball, great miracles_ S1 ↫♡•﹏ oleh feather_land
feather_land
  • WpView
    Membaca 13,567
  • WpVote
    Vote 4,182
  • WpPart
    Bab 42
←فیکشن: توپ مخرب گنده، معجزه های بزرگ-فصل اول ←وضعیت: کامل شده ←کاپل: کایسو • سهبک ←ژانر: کمدی • مدرسه ای • رمنس ←محدودیت سنی: +18 ‡خلاصه‡ "شاید اگه جونگین دو روز بعد از تولدش از خواب بیدار میشد و میدید که آدم فضایی ها به زمین حمله کردن و بیون بکهیون سر دسته شونه و شرط نجات زمین اینه که جونگین دوست پسرش باشه! و یا بیدار میشد و میدید توی کلیساس و داره سوگند ازدواجش با بیون بکهیون رو میخونه! و یا بیدار میشد و میدید هیکل لخت بیون بکهیون روشه و خودشم چیزی تنش نیس و تو پایین تنه و کمرش احساس درد شدید میکنه! و یا بیدار میشد و میدید حامله س و بیون بکهیون خودشو پدر بچه ی توی شکمش معرفی میکنه!، باورش براش آسون تر از این بود که یکی تو اتاقش سبز بشه و از قضا لخت باشه و مادرش هم اونو تو وضعیتی ببینه که نباید و از همه بدتر اون غریبه بگه قبلا یه پنگوئن عروسکی بوده و الان تبدیل به انسان شده!"