moti_tot_84's Reading List
17 stories
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 497,236
  • WpVote
    Votes 74,907
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
Peanut butter🥜[taekook] by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 160,371
  • WpVote
    Votes 26,823
  • WpPart
    Parts 22
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشه‌ی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده می‌شد و به محض شنیدن این لقب، دندون‌هاش برای پاره کردن خرخره‌ی موجودات نمک‌ریز دورش تیز می‌شد. هیچ‌کس نمی‌دونست چی می‌تونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که می‌دونست جفت حقیقیش، جئون جونگ‌کوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیک‌تر به محض حس کردن بوی بادوم‌زمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگه‌ای روی کره‌ی زمین به بادوم‌زمینی حساسیت داره. 🥜 ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات زمان آپ: روزهای زوج - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Guillotine | Chanlix, Hyunin  by lPhilipl
lPhilipl
  • WpView
    Reads 14,033
  • WpVote
    Votes 3,001
  • WpPart
    Parts 22
در سرزمینی که چهار قلمروی شمالی، جنوبی، شرقی و غربیش هر کدوم توسط یک قبیله‌ی خاص از گرگینه‌ها فرمانروایی می‌شدن و هر چهار قبیله در صلح و آرامش زندگی می‌کردن، ناگهان جنگی بی‌سابقه، حاصل از حرص و طمع رهبر جدید آلفاهای شمالی به اسم کریستوفر بنگ شکل می‌گیره و سرزمین‌های زیادی رو به نابودی می‌کشونه. از جمله آثار مخرب این جنگ، نابودی قبیله‌ی جنوبی، خیانت قبیله‌ی شرقی و به اسارت گرفته شدن رهبر قبیله‌ی غربی به اسم فلیکس لی بود. حالا تنها رهبر باقی مونده، فلیکس لی، امگای رهبری بود که باید به تنهایی جلوی کریستوفر بنگ رو می‌گرفت. آیا فلیکس، رهبر لایق و شجاع قبیله‌ی غربی می‌تونست با وجود اسیر بودنش، آلفای قدرتمند و طماع قبیله‌ی شمالی رو شکست بده؟! ↝Couple: Chanlix, Hyunin ↝Genre: Werewolf, Historical, Harsh, Romance, Smut, NC +18 ↝Writer: Philip
36 questions of Destiel (Persian translation) by yaldakzm
yaldakzm
  • WpView
    Reads 15,469
  • WpVote
    Votes 3,143
  • WpPart
    Parts 38
~ برای یه پروژه، دین وینچستر و کستیل نواک، دو تا غریبه، مجبورن 36 سوال رو با صداقت کامل به هم دیگه جواب بدن. ولی سوالا خیلی شخصین و ممکنه بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردن راجب همدیگه بفهمن و با احساسات بیشتری رو به رو بشن. کتاب اصلی در پیج نویسنده: @laurenABlack سوال ها از کتاب ویکی گرنت برداشته شده: "36 questions that changed my mind about you" شخصیت ها متعلق به سریال سوپرنچرال است: «Supernatural»
Legend of Enchanter [KookV]  by KookieFamilyy
KookieFamilyy
  • WpView
    Reads 32,732
  • WpVote
    Votes 3,516
  • WpPart
    Parts 15
[افسانه ی افسونگر] 🌧 [ نویسنده] 🌧 اندیشه [ خلاصه ] 🌧 _مهم نیست مردم عادی چی صداش میکنن تقدیر؟؟ سرنوشت..؟؟ من و تو که میدونیم هیچ کدوم از اینها وجود ندارن..! اگه الان تو رو توی بغلم دارم نتیجش سرنوشت نبوده.....این فقط بازی انتخاب هاست...! من انتخاب کردم که افسونگری هات رو ببینم..... انتخاب کردم با چشم های سرکِشت افسونم کنی، قلبم رو لابه‌لای انگشت های ظریفت بگیری و ناباورانه بهش نگاه کنی.... مردمک مشکی چشم هات می لرزید و باور نداشتی بالاخره این افسر بی رحم و سنگدل بخش جنوبی اینطور در برابر نگاه افسونگرت شکست بخوره.... تو بُردی تهیونگ....! من بازنده نیستم، فکر میکردم با داشتن تو دیگه بازنده نیستم...! می خواستم همیشگی باشی.... پس چرا نبودی لعنتی؟؟ [ کاپل ] 🌧 کوکوی، یونمین [ ژانر ] 🌧 رمنس، جنایی، اسمات، انگست
Black gloves by Im_petal
Im_petal
  • WpView
    Reads 5,049
  • WpVote
    Votes 1,222
  • WpPart
    Parts 29
𝙾𝚗𝚐𝚘𝚒𝚗𝚐 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎𝚜: 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚕𝚒𝚡 , 𝙼𝚒𝚗𝚜𝚞𝚗𝚐 𝙶𝚎𝚗𝚛𝚎 : 𝙲𝚛𝚒𝚖e , 𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 , 𝙰𝚗𝚐𝚜𝚝, 𝚂𝚖𝚞𝚝 به صورت کلی چهار نوع قتل وجود داره "جنایتکارانه،قابل بخشیدن، قابل بهونه اوردن و تحسین برانگیز" دستکش چرمی مشکی رنگ سوخته کنار بدن های تکه تکه شده تنها نشونه موجود از قاتل ناشناس داخل شهره. برای اون قتل ابزاری برای جمع کردن زباله های متحرکی بود که روی زمین ازادانه قدم میزدن، میخوردن، مینوشیدن و خوش میگذروندن. "-تو یه قاتل لعنتی هستی.اینکه قربانیات چند تا مجرم کوفتین چیزی رو تغییر نمیده." "+توی این دنیا همه قاتلن.هزاران قاتل سریالی روی زمین راه میرن ولی دستگیر نمیشن چون کشتن روح جرم حساب نمیشه." "-تو توی جایگاهی نیستی که بخوای مردم رو مجازات کنی." "+باید بسپرمش به قانون؟و یا شاید به اون توهمی که شما احمقا به اسم خدا میشناسینش و منتظر رسیدن کمکشین؟ وقتشه بیدار شی.اینجا خدایی نیست،بهشت و زمینی هم نیست.اینجایی که زندگی میکنیم درست مرکز جهنمه."
Daisy  by Mina__vn
Mina__vn
  • WpView
    Reads 21,133
  • WpVote
    Votes 4,199
  • WpPart
    Parts 43
_برای مردن زیادی قشنگی، باهات چیکار کنم عروسک؟ چانلیکس -جنایی ، انگست ، ترسناک ، رمنس ، اسمات لی یونگ‌بوک، سوپر مدلی که لقب پرنس ران وی رو داره به طور اتفاقی شاهد نمایشی بعد از قتل میشه؛ جسدی که شبیه به یه اثر هنری میمونه و قاتلی که در حین خلقش، چهره بی نقص پرنس رو میبینه. در این صورت اون باید از سر راه برداشته بشه؟ انگار قاتل هنرمند فکر دیگه ای برای عروسکش داره.‌..
𝙐𝙜𝙡𝙮 𝘙𝘌𝘋🍒➬ •ᵛᵏ• by picha_vkooker
picha_vkooker
  • WpView
    Reads 13,066
  • WpVote
    Votes 2,181
  • WpPart
    Parts 13
🍒『قرمزِ زشت- ugly red』 📑↵خلـــاصــه↶ تا حالا پدری رو دیده بودید که فقط‌ پنج‌سال از پسرش بزرگتر باشه؟ خب..کیم تهیونگ جز اون موارد خاص بود که با 24‌ سال سن یه پسر 19 ساله به فرزندخواندگی گرفته بود نه نه اون یه منحرف کینکی نبود فقط به خاطر یه ماموریت فاکی مجبور بود اون بچه کله قرمز، سرتق و کوتوله رو تحمل کنه تا بتونه به دا‌‌نشگاه بزرگ هِرمت نفوذ کنه! 📌↵ژانـــر↶ اسکول لایف•جاسوسی•انگست•اسمات•روزمره•کمدی 🍷↵نــویـسـنـده↲ 𝙋𝘪𝙘𝘩𝘼 ⏰↵تــایــم اپ↲ســه‌‌شنـبه• 🍫↵کــاپــل↶ اصــلـی↵ویکوک فـرعـی↵یونمین•نامجین |𝘵𝘢𝘦𝘩𝘺𝘶𝘯𝘨➪ᵗᵒᵖ |𝘫𝘶𝘯𝘨𝘬𝘰𝘰𝘬➪ᵇᵒᵗᵗᵒᵐ 🔖↵قســمتـی از فـیـک↶ پسر با تمسخر بهش نگاه کرد و همونطور که دور پسر مو قرمز راه می‌رفت کلماتش رو پشت هم میچید _جئون‌جونگ کوک متولد یک سپتامبر سال 2004 با نوزده سال سن تا حالا هفده بار به سرپرستی گرفته شده‌ و هر بار برش گردوند..من از بعضیاشون دلیلش رو پرسیدم و میدونی اونا چی گفتند؟ _"با اینکه عاشق بچه هام ولی وقتی به اون بدن استخونی..پوستِ رنگِ مرده..چشمای ورقلمبیده و مهم تر از همه موهای قرمزش نگاه میکنم احساس حالت تهوع و ترس تموم وجودم رو میگیره!" جونگ کوک با نفرت نگاهش کرد _از جونم چی میخوای؟ _یه همکاری موقت!
𝑱𝑼𝑺𝑻 𝑫𝑶 𝑾𝑯𝑨𝑻𝑬𝑽𝑬𝑹 𝒀𝑶𝑼 𝑾𝑨𝑵𝑻! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 356,462
  • WpVote
    Votes 62,478
  • WpPart
    Parts 76
‏بی شک، من آفریده شدم تا دوستش داشته باشم. گاهی اوقات حس می‌کنم، من حتی قبل از این که متولد بشم هم، عاشقش بودم! من به این دنیا پا گذاشتم، تا آخرین راه نجاتش باشم. من اومدم تا حداقل اینبار، جلوی مرگش رو بگیرم. پس عقب نمی‌کشم، جا نمی‌زنم، نمی‌ترسم و تا آخرین لحظه، برای به دست آوردنت تمام دریاها رو، یه تنه شنا می‌کنم. چون این‌بار، قراره که من این بازی رو ببرم! 🥂 کاپل اصلی: کوکوی 🥂 وضعیت: کامل شده.
[Dear Diary] by BettercallmeCherry
BettercallmeCherry
  • WpView
    Reads 27,418
  • WpVote
    Votes 7,110
  • WpPart
    Parts 17
اما من نیاز دارم که دوباره ببینمت. به خاطر بابونه ها... [Book Two] •Couple: Taekook •Completed