میخوام که بخونم...
141 stories
My daddy long legs | Vkook  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 274
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 2
خلاصه: کیم تهیونگ؛ خواننده‌ای معروف از بزرگ‌ترین گروه کیپاپ کره جنوبی. پسری که این روزها درگیر نامه‌هایی از یه طرفدار ناشناس شده. طرفداری که تونسته قلب خواننده معروف گروه پروانه رو هدف قرار بده. بخشی از داستان: _ اهلی کردن... یعنی عشق؟ جونگ‌کوک به سقف خیره شد و جواب داد: _ این هم می‌تونه باشه. با دم عمیقی هوای اطرافش رو که آغشته به عطر ناآشنایی بود توی ریه‌هاش کشید و گفت: _ اگه اهلی کردن یعنی عشق؛ پس من روباهم و تو گل. شازده کوچولو هم عشقه. چیزی که گل و روباه رو به هم پیوند می‌زنه. Couple: Vkook Sub Couple: hopemin Genre: Romance, slice of life, angst, smut Writer: dia Telegram: @Papacita_01
Sweet Gambling💲 by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 135,126
  • WpVote
    Votes 8,183
  • WpPart
    Parts 53
Sweet Gambling قمار شیرین ■پایان یافته■ برای به دست آوردن قلبت خیلی صبوری به خرج دادم ... عشق واقعی ارزش صبر کردن داره ... ژانر:رومنس•اسمات•انگست•ازدواج اجباری کاپل: تهکوک - یونمین
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 4,792
  • WpVote
    Votes 848
  • WpPart
    Parts 17
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 66,469
  • WpVote
    Votes 7,980
  • WpPart
    Parts 56
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* by melish00k
melish00k
  • WpView
    Reads 156,311
  • WpVote
    Votes 20,198
  • WpPart
    Parts 57
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
Control Room «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 2,185
  • WpVote
    Votes 158
  • WpPart
    Parts 1
وان‌شاتِ اتاق کنترل💦 کیم تهیونگ، بادیگاردی که مدت‌هاست روی همکار خوشگلش کراش زده، بالأخره اون رو یک شب در اتاق کنترل تنها گیر میاره! «حالا تا من گردن و سینه‌ی وسوسه‌انگیزت رو غرق بوسه می‌کنم، توام خودت رو برام لمس کن. می‌تونی انجامش بدی؟ می‌تونی حین لمس‌کردن خودت، اسم منو ناله کنی؟» «دوربین‌ها رو بپا جونگ‌کوک... این که دیکم داخلته، دلیل نمی‌شه وظیفه‌ات رو فراموش بکنی کارینو!» کاپل: ویکوک ژانر: اسمات ⭕توجه: این وان‌شات در چنل kimtae_family@ آپ شده.
فقط بهم بگو/Just Tell me by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 410,363
  • WpVote
    Votes 29,605
  • WpPart
    Parts 38
فقط بهم بگو/Just tell me🔞 (کامل شده) چی میشه اگه جفت حقیقی کیم تهیونگ امگایی باشه که به آلفای دیگه ای قولش داده باشن. و تهیونگی که فقط به آلفا های مذکر گرایش داره... چی میشه که اون امگارو انتخاب میکنه؟ اون آلفا چیکار میکنه وقتی امگاش جفت حقیقیش پیدا میکنه؟ . . _انقدر از اون فورمونای فاکیت واسه کنترل کردنم استفاده نکن کیم . . Couple: taekook _ namjiin _ sope Omegaverse, Smut, Romance.... 🔞این فیکشن اسمات داره پس اگه زیر 18 سالتونه و جنبه ندارید نخونید. در این فیکشن فقط از اسم اعضای بی تی اس استفاده شده و هیچ ربطی به زندگی شخصی اعضا نداره.
Beyond Family | Taekook by vkookfic_
vkookfic_
  • WpView
    Reads 59,121
  • WpVote
    Votes 6,162
  • WpPart
    Parts 35
فراتر از خانواده | تکمیل شده تغییر حس‌های حمایتگرانه به عاشقانه داستان عشقی بین پدرخوانده و پسرخوانده خلاصه: وقتی تهیونگ سرپرستی جونگکوک رو قبول کرد، هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد سال‌ها بعد نگاهش به پسر تغییر کنه. خونه‌ای که قرار بود پناه باشه، کم‌کم به مکان شوم تبدیل شد. جونگکوک چطور قراره از این درامای ممنوعه نجات پیدا کنه؟⛓🔞 «جونگکوکیِ من! برای من! برای تهیونگ و تا آخرین روزی که نفس می‌کشه.» • کاپل: تهکوک • ژانر: ممنوعه، عاشقانه، درام، روزمره و اسمات • نویسنده: Helli ‼️فیک محارم نیست‼️