noonaamia's Reading List
58 histoires
mission completed 😎  par ndmrstudio
ndmrstudio
  • WpView
    Lectures 72
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Chapitres 1
One shot story📜 By:Nana.pink🐷 Gener:romance,comedy°•°♡ Couple:kaisoo{chanbaek,hunhan □■□■□■□■□ یک دعوای کوچولو کم کم بزرگ شد...حالا به کمک پسرا میخواد با کیونگسو آشتی کنه(:
﴾ dutch Little ﴿ par inbloom_fic
inbloom_fic
  • WpView
    Lectures 1,047
  • WpVote
    Votes 189
  • WpPart
    Chapitres 3
‍ ‌‌❀... ╔═══ ೋ 🍃🌸 ೋ ═══╗ ღ DUTCH LITTLE ღ ╚═══ ೋ 🌸🍃 ೋ ═══╝ ╔═══════°•❂•°══════╗ ☘نام: کوچولوی هلندی 🌷ژانر: فلاف | رمنس | تخیلی ☘کاپل: کایسو 🌷نویسنده : seohoo ✍📋خلاصه مینی فیک : کیونگسو یه شاگرد گل فروشیه💐یه دسته بزرگ گل رز صورتی هلندی میخره🌷اما وقتی که داشت از رایحه بی نظیرشون لذت میبرد،یه دفعه دید که یکی از غنچه های کوچیک تکون میخوره! #DUTCH_LITTLE 🌷 ⊱ꕥ @Inbloom_fic ꕥ
Dream A Little Dream Of Me 🌌 par Mlii_21
Mlii_21
  • WpView
    Lectures 479
  • WpVote
    Votes 147
  • WpPart
    Chapitres 2
𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛: Dream a little Dream of Me 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Kaisoo 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: Romance, Angst 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: Honey Bee 𝐷𝑒𝑠𝑐𝑟𝑖𝑝𝑡𝑖𝑜𝑛: با بیرون اومدن تخت چرخدار از ساختمون با اخم کمرنگی به جونگین که به طرفش میرفت نگاه کرد و دنبالش راه افتاد. _تقصیر خودته! باید باهام میومدی بازم نمیتونی چهرش رو ببینی. با کنار رفتن پارچه و بدون تغییر موندن فضا با تعجب ابروهاش رو بالا انداخت و جلو رفت. به چهره ی جمع شده و خیس از اشک جونگین نگاه گیجی انداخت و سرش رو پایین گرفت. بدون اینکه پلک بزنه به آدم روی تخت خیره شده بود و هرلحظه بیشتر از قبل توی بهت فرو میرفت. با صدای جونگین سرش رو بالا گرفت و فهمید مخاطب حرف هاش پسر خوابیده روی تخته. +متاسفم هیونگ...متاسفم. نباید اینکارو میکردم. دوباره به طرف جونگین برگشت و با تکون دادن شونش سعی کرد توجهش رو جلب کنه. _جونگین؟ منو نگاه کن! هی! جونگین! منو میبینی مگه نه؟ میشنوی چی میگم؟ با وحشت به دست هاش نگاه کرد. وجودش هرلحظه کمرنگ تر از قبل میشد. _این...این واقعیه! اشک هاش روی صورتش جاری شدن و دوباره به جسد روی تخت خیره شد. _این...این منم!
PAPARAZZI [kaisoo](boyxboy)  par jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Lectures 6,025
  • WpVote
    Votes 1,168
  • WpPart
    Chapitres 25
«پاپاراتزی | paparazzi»📸 دو کیونگسو، همیشه توی سایه مونده. اون یه خبرنگار جسور ، با وسواس زیاده که برای رسیدن به سر تیتر خبر ها، چشمش رو دوخته به بزرگترین سوژه ی کشور : «یعنی کیم کای، ایدولی محبوب، با شهرت بین المللی!» اون تمام تلاشش رو میکنه تا هویت دوست دختر مخفی اون رو فاش کنه، حتی شده با دروغ، خودش رو بندازه وسط زندگی خصوصی کیم کای! اما غافل از اینکه، خیلی وقته جای شکار و شکارچی...عوض شده...! 📸•کاپل: کایسو | سهبک 📸•ژانر:عاشقانه |هیجان انگیز |اسمات|اجتماعی|طنز 📺•رده سنی:🔞 📸•نویسنده: جِی.جِی 🥇#Kyungsoo 🥇#kai 🥇#Kaisoo
Dark Mind par Setia_612
Setia_612
  • WpView
    Lectures 993
  • WpVote
    Votes 353
  • WpPart
    Chapitres 18
من همه ی کلماتی که میدونستم رو فراموش خواهم کرد اما قسم میخورم تورو فراموش نمیکنم اگه صدام میتونست گذشته رو برگردونه... در گوشت زمزمه می کردم: "اوه عزیزم، ای کاش اینجا بودی!" نام⇠ذهن تاریک ژانر⇠رومنس/ درام / مدرسه ای کاپل ها⇠چانسو/ بکسو/ کایسو نویسنده⇠ستیا وضعیت⇠در حال آپ
𝑫𝒆𝒂𝒅 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕༄ par fairyuwu_
fairyuwu_
  • WpView
    Lectures 9,534
  • WpVote
    Votes 1,991
  • WpPart
    Chapitres 26
⧉ خلاصه: کیونگسو حتی فکرش رو نمیکرد با رفتن به مدرسه جدید توی چه دردسر هایی بیفته. مدرسه ای که از بیرون فوق العاده بنظر میرسید اما آدم های داخلش اینطور نبودن! چی میشه اگه سر و کله قلدر هایی پیدا بشه که نزارن یه آب خوش از گلوش پایین بره؟ اون میتونه بین اون همه غریبه به کسی اعتماد کنه؟ ꒰ Fiction: قلب مرده ꒱ ꒰ All Couples: سهکای،چانسو،کایسو،چانبک،هونهو ꒱ ꒰ Genre:مدرسه ای،زورگویی،رومنس،درام ꒱ ꒰ writer: Moonfairy ꒱
+12 autres
Sound Of Silence🌼|Chanbaek  par exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Lectures 13,559
  • WpVote
    Votes 2,356
  • WpPart
    Chapitres 43
✅️Completed Sound Of Silence🌼|🌼آوای سکوت ─Couples: ChanBaek, KaiSoo, HunHan ─Genres: DailyLife, School, Family AU, Musical ─Author: Yas_Exowhale ─About: در دنیای مدرسه، چانیول با قلدری‌هایش شناخته می‌شود، اما در دلش رازهای پنهانی نهفته است. بک، پسر ساکت و بی‌خطر، به عنوان طعمه‌ای برای چانیول انتخاب می‌شود. اما یک روز، صدای دلنشین بک به گوش چانیول می‌رسد و قلب او را به تپش می‌اندازد. آیا این عشق تازه می‌تواند از میان قلدری‌ها و سکوت‌ها عبور کند؟ آیا بک می‌تواند عشق چانیول را پاسخ دهد یا سرنوشت دیگری در انتظارشان است؟ داستان پشت این سکوت چه چیزی میتواند باشد؟ "مسلما گاهی تظاهر میکردم زندگی را جدی می‌گیرم. اما خیلی زود، این جدی بودن به نظرم بی‌ارزش و کودکانه می آمد و تا جایی که میتوانستم به بازی نقشم ادامه می‌دادم." "و در آخر هر زمان که جای بیشتری را می‌گرفتم، غایب بودم!" "آدم تا به تمام دروغ هایش اعتراف نکند، نمی‌تواند بمیرد." 💛💛💛 برای تمام کسانی که بال آرزو هاشون ، به پرواز در نیامده ، چیده شد ! 💛💛💛💛💛💛💛💛💛
Betting/ziam ~ By Atusa20 par atusa20
atusa20
  • WpView
    Lectures 102,234
  • WpVote
    Votes 11,026
  • WpPart
    Chapitres 24
جایی که لیام استاد هات زینه! زین پسریه که سر خوابیدن با استادش شرط میبنه لری هم داره ولی کم داستانی شاید کوتاه از زیام !completed! ---- Start : 1st jan 2018 End : 28st jan 2018
Among the Ordinary par ShadyRey
ShadyRey
  • WpView
    Lectures 184
  • WpVote
    Votes 28
  • WpPart
    Chapitres 7
Among the Ordinary | در میان عادی بودن "بین عادی‌ترین لحظه‌ها، تو اومدی و خاص‌ترین اتفاق زندگیم شدی!" ❤️✨ این داستان نه دراماهای عجیب غریبی داره و نه اتفاقات غیرمنتظره. یه قصه‌ی ساده‌ست؛ درباره‌ی دو دوست که کم‌کم متوجه میشن دلشون میخواد رابطشون عمیق‌تر بشه و وقت بیشتری باهم بگذرونن. جونگین و کیونگسو، توی دنیایی پر از شلوغی، بین اتفاقات معمولی و لحظه‌های کوچیک، عشقو پیدا می‌کنن. آروم، واقعی، و بدون عجله؛ مثل یه کاسه سوپ داغ تو یه عصر سرد زمستونی. Slice of life | Romance | Kaisoo
Infernal company [Completed] par sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Lectures 170,131
  • WpVote
    Votes 32,779
  • WpPart
    Chapitres 99
کمپانی جهنمی ژانر: زندگی اجتماعی،ماجرایی،رومنس،اسمات🔞 کاپل ها: چانبک،کایسو،هونهان ************* خلاصه: یه مهندس معمار بیکار و تنها به اسم بکهیون که دنبال کار میگرده تا بتونه اجاره خونه‌اش رو بده و یه مرد قدرتمند و پولدار به اسم پارک چانیول که رئیس یکی از بزرگترین کمپانی های طراحی داخلی در کشور کره‌اس. چی میشه اگه فردی مثل بکهیون که مخالف معیارهای پارک چانیوله و به شدت هم ازش متنفره به زور تو کمپانیش استخدام بشه؟ اون هم به عنوان یه کارمند ویژه در کمپانی ای که یکی از بزرگترین رقیبهای کمپانی خانوادگی خودشه... ___________________________________________ _خیلی داری انرژی میذاری پارک.خودت به زودی خسته میشی. _ازت متنفرم بیون.به اندازه ی تک تک سلول های بدنم ازت متنفرم اما نه به یک سری دلایل تخمی.و بهت اطمینان میدم نفرتم اونقدر زیاد هست که تا آخرین نفسم از انرژیم براش استفاده کنم و خسته نشم. ___________________________________________ _بک پسر توعه بیون،هرچقدر از خودت بیشتر دورش کنی من بهش نزدیک تر میشم...اونقدر نزدیک که دیگه فاصله ای بینمون نمونه.کاری میکنم که پسرت با دستای خودش فرمانرواییت رو نابود کنه... ************** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸