hdssbgh's Reading List
12 stories
Blue Side [KookV] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 212,474
  • WpVote
    Votes 31,696
  • WpPart
    Parts 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 12,974
  • WpVote
    Votes 2,448
  • WpPart
    Parts 14
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝑩𝒆𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏 𝑼𝒔|𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤| by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 2,714
  • WpVote
    Votes 504
  • WpPart
    Parts 5
⊹اسـم: خاکستر میان ما ⊹خـلاصه: تهیونگ و جونگ‌کوک، زوجی که بیش از ده سال از ازدواجشون می‌گذره و دو تا بچه‌ دارن، حالا مقابل هم ایستاده بودن؛ اون هم برای امضایِ برگه‌های طلاق توافقی! «وقتی سکوت بینمون دیوار شد، فقط چشم‌هات باقی موندن که حقیقت رو فریاد بزنن.» ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: انگست، رومنس، درام، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: درحال آپ
The EdgePlay by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 3,241
  • WpVote
    Votes 521
  • WpPart
    Parts 6
ارتباط اون رئیس و مترجم مرموز، بر مبنای یک قرارداد دوطرفه شکل گرفته بود. قراردادی که برای هر حرکتی زیر نور قرمز چراغ‌های اتاق بازی، یک مرز جداگانه تعریف کرده بود؛ اما برای ارتباطشون زیر نور عادیِ روز، هیچ بند و تبصره‌ای نداشت. برای نگاه‌هایی که بیش‌تر از حد لازم روی دیگری دقیق می‌شدن، احساس مالکیتی که خارج از بندهای قرارداد شکل می‌گرفت، و برای لحظه‌هایی که اراده‌ و خواست طرفین، ذره‌ ذره جای خودش رو به «باید و نباید» می‌داد. جونگ‌کوک مرزهای خودش رو می‌شناخت؛ و تهیونگ باور داشت که اگر همه‌چیز طبق قانون پیش بره، شکستن ارتباط حرفه‌ای بینشون هیچ پیامد و آسیبی به همراه نخواهد داشت. مشکل از جایی شروع شد که اون قرارداد از خاطر هر دو رفت؛ و زمانی که از زیر صدها لایه خاک بیرون کشیده شد، دیگه کسی نمی‌تونست نوشته‌های روش رو به یاد بیاره. *** - چرا... هر شب بازی رو عوض می‌کنی؟ - چون تو هر شب یه جای جدید برای شکستن داری. ⚠️⛓️ ⚠️⛓️⚠️⛓️⚠️ Genre: Angst, Drama, Psychological, Adult, Smut Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 178,631
  • WpVote
    Votes 11,727
  • WpPart
    Parts 81
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Sᴄᴇɴᴛ Oғ Hᴇᴀᴠᴇɴ 2 | Vkook, Hopemin by and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Reads 5,027
  • WpVote
    Votes 686
  • WpPart
    Parts 44
~ فصل دوم عطر خوش بهشت✨ و به نام پایانی که ما از آن آغاز می‌کنیم؛ قلب من، قلم من، بهشت من! "قبلاً همیشه می‌گفتم تنت، موهات، وجودت... همه‌ش بوی جنگل خیس بعد از بارون رو می‌ده، عطر چرم و چوب تمشک؛ اما الان، حتی توی خیالم... این جنگله که بوی تن تو رو می‌ده... این خیسی بعد از بارونه که عطر تو رو دزدیده. سنسه جئونِ من عطرشو لای برگ‌های گرین دریم جا گذاشته!" Nᴀᴍᴇ: Sᴄᴇɴᴛ ᴏғ Hᴇᴀᴠᴇɴ 2 Cᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ʜᴏᴘᴇᴍɪɴ Gᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ Wʀɪᴛᴇʀ: ᴀɴᴅʀᴏᴍᴇᴅᴀ Cʜᴀɴɴᴇʟ: @ᴘᴀᴘᴀᴄɪᴛᴀ_01
Dear Savior IU | VKOOK by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 841
  • WpVote
    Votes 152
  • WpPart
    Parts 11
┊Summary: این‌بار قراره با حال و هوای جزیره‌ی ججو مهمون هاتون باشیم داستان عاشقانه و پاییزی ای رو دنبال میکنیم که مثلش رو هیچ جا نخوندین :) "نجات دهنده‌ی عزیز" داستان دو مرده که آشنایی عادی ای باهم ندارن و قرار نیست رابطه‌ی عادی ای هم باهم داشته باشن، اما این مسیر سرنوشتی رو براشون میسازه هیچوقت فکرش رو نمیکردن... ┊Teaser: _ چرا باید توی این طوفان باهات آشنا میشدم؟ _ چه فرقی داره؟ پسر جوان لبخندی زد و زمزمه کرد: _ تو به آفتاب نیاز داری... _ نه...آفتابتو برای خودت نگه دار، قبل از اینکه گرفتار ابرهای من بشی... _ تو...به آفتاب نیاز داری! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, angst, smut ┊Couples: vkook ,yeongyu ┊Writers: Sylvie, Amara ┊Up: Sunday, Thursday
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 6,180
  • WpVote
    Votes 1,023
  • WpPart
    Parts 20
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
Mr. Narrator | Vkook/Kookv by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 580
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 13
┊Summary: اشراف‌زاده بودن همیشه شامل یک سری قوانین مشخص می‌شد اما جونگ‌کوک نه مثل بقیه بزرگ شده بود و نه هم ریشه‌ی اونها بود. به خاطر همین هم حاضر شد برای نجات دوستی که هرگز ملاقاتش نکرده بود، پا به کشوری بذاره که به خاکستری بودن شهرت داشت. حالا کی تضمین می‌کرد که تا چه مدت می‌تونه اونجا زنده بمونه؟ ┊Teaser: "- تهیونگ، خوشحالی؟ لرز نامشخصی از سوال پرسیده شده توی تنش نشست. - هستم. تو چی، خوشحالی؟ - هستم. سرش رو پایین انداخت و به دست آزاد جونگ‌کوک که فاصله‌ای با دست خودش نداشت، نگاه کرد. می‌تونست موقع راه رفتن دستش رو بگیره؟ - پس یعنی برمی‌گردی؟ قرار شد وقتی خوشحال کنار هم قدم زدیم برگردی. - بیا یه تعداد مشخصی رو تعیین کنیم. مثلا وقتی ده بار خوشحال کنار هم قدم زدیم من برمی‌گردم. انگشت اشاره‌اش رو به دست جونگ‌کوک زد و به سمتش برگشت. - با این تعدادی که تو گفتی تا ابد باید همین‌جا بمونی! - پس پنج تا؟ - سه تا. - قبوله!" ┊Genres: Romance, angst, smut, Political ┊Couple: Vkook (vers) ┊Writer: osiris ┊Up: saturday
𝗕𝗹𝗮𝗰𝗸 𝗥𝗼𝘀𝗲 ᵏᵒᵒᵏᵛ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 42,005
  • WpVote
    Votes 6,886
  • WpPart
    Parts 11
𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - 𝙛𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 یک عاشقانه‌ی سیاه، میان جادوگر و جادوگرکُش... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ رز سیاه برای تو، رقص لب هام به روی لب‌هات بود. رز سیاه برای تو، نبض دلپذیر نفس‌هام زیر گونه‌هات بود. رز سیاه برای تو، عشق بود، خاطره بود، زندگی بود، اما، رز سیاه برای من، فقط یه گل سیاه، از جنس تاریکی بود..!