Chanhun_چانهون
9 قصص
𝐋𝐢𝐦𝐢𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 بقلم Haratahug
Haratahug
  • WpView
    مقروء 220,912
  • WpVote
    صوت 40,899
  • WpPart
    فصول 100
•عنوان | محدودیت •کاپل اصلی | کریسهون، چانهون، کایهون (چانکایریسهون) •کاپل‌های فرعی | بکسوهان، سولی •ژانر | فانتزی [امگاورس]، امپرگ، تریسام(فورسام)، اسمات، انگست •محدوده‌ی سنی | +۱۸ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا ⚠️لطفا در صورت داشتن مشکلات روحی از خوندن این فیک صرف نظر کنین⚠️ •خلاصه در دنیایی که با معضل کمبود امگا مقابله می‌کنه، کُره جنوبی با فاصله از سایر کشورها و با در نظر گرفتن شیوه‌ی متفاوتی قصد داره از این چالش نجات پیدا کنه. شیوه‌ای که کمی از همسایه‌ی هم‌مرزش، کره شمالی، الگوبرداری شده. سهون امگاییه که سال‌ها از اجتماع دور بوده و حتی تولدش به صورت رسمی ثبت نشده تا جزء آمار کشور به حساب نیاد؛ یک فرار ماهیتی! اما سرنوشت چیز دیگه‌ای براش رقم می‌زنه. تقدیری که اطرافش حصار نامرئی می‌کشه و از دنیای امن خودش خارج می‌شه. باید دید می‌تونه بین فشار دیواره‌های محدوده‌ی کوچکش دووم بیاره یا...؟!!
black.roSe بقلم miSaaa_94
miSaaa_94
  • WpView
    مقروء 527
  • WpVote
    صوت 109
  • WpPart
    فصول 3
نام: رز مشکی-black.Rose ژانر:فانتزی(خوناشامی)-اسمات-کمی خشن-+18 کاپل:چانهون-کایهون-بکهون-کریسهون خلاصه ای از داستان: سهون پسری که برای ملاقات با پدر روحانیش وارد عمارتی میشه که شش برادر خوناشام زندگی‌میکردند و پسرک انسان قصه ی ما تبدیل به منبع خون اون شش برادرسنگدل خون خوار میشه! نویسنده:misa کاور:@purple-chimchim
No.72 بقلم firediluc
firediluc
  • WpView
    مقروء 1,856
  • WpVote
    صوت 294
  • WpPart
    فصول 7
کاپل های اصلی: چانهون، چانبک، کایهون، کایبک و ... خلاصه داستان: داستان درباره سهونی هست که سالهاست عاشق چانیوله و درست زمانی که سهون فکر میکنه فرصتی داره و میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول رابطه ای رو با عشق قبلیش شروع میکنه که کاملا دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی در این رابطه و شغلی که دارن پیش میاد ....
⛔I'm Your Karma Bitch بقلم real_Lollipop
real_Lollipop
  • WpView
    مقروء 7,251
  • WpVote
    صوت 1,539
  • WpPart
    فصول 17
𝓘𝓶 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓚𝓐𝓡𝓜𝓐 𝓫𝓲𝓽𝓬𝓱 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲𝘀:CHANHUN./hunhan.kaibeak. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:اسمات.عاشقانه.امپرگ.انگست.خشن.+18 مافیا ••• |سهون، پلی‌بوی بی‌خیالی بود که هیچ رابطه‌ای براش بیشتر از یک شب ارزش نداشت. دل‌های شکسته و نگاه‌های پر از درد پشت سرش، براش چیزی جز خاطره‌های محو نبودند. اما هیچ‌کس نمی‌دونست وقتی پای گناهی بزرگ وسط بیاد، دیگه فرار ممکن نیست. این بار قرار بود کارما مثل یک سایه ی سنگین سراغش بیاد! و این سهون بود که قرار بود مجازات بشه!| ••• Cover by:@im_jonas «بوک ترجمه شده اس»
Lord....can you hug me?  بقلم MK_bx7
MK_bx7
  • WpView
    مقروء 1,269
  • WpVote
    صوت 209
  • WpPart
    فصول 12
سهون پسره یتیمیه که بخاطر سادگیش زندگیش از این رو به اون رو میشه .. با اعتمای به حرفای یه غریبه یه زندگیه جدیدی براش رقم میخوره..زندگی ای که براش عذاب اوره اما بعد یه مدت... حالا ایا سهون این تغییر رو دوست داشته یا نه ؟...🔞
+7 أكثر
No.72 بقلم FireDulic
FireDulic
  • WpView
    مقروء 698
  • WpVote
    صوت 62
  • WpPart
    فصول 1
کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
 🐺ᴘᴀᴄᴋ ᴏғ 𝗔𝗟𝗣𝗛𝗔𝗦🐺 بقلم SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    مقروء 142,698
  • WpVote
    صوت 27,675
  • WpPart
    فصول 39
سهون ساده لوحانه قبول میکنه امگای یه پک آلفای پنج نفره باشه... امگایی با پنج آلفا که در تلاشه آلفاهاش رو راضی نگه داره. 🅒ᴏᴜᴘʟᴇ 🐺ᴇxᴏK verse 🅖ᴇɴʀᴇ 🐺 ᴄᴏᴍᴇᴅʏ, ғʟᴜғғ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ 🅐ᴜᴛʜᴏʀ 🐺2ᴘᴍ2ᴘᴍ2ᴘᴍ 🅣ʀᴀɴsʟᴀᴛᴏr ‌ 🐺 𝗦𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮 𝗦𝗮𝗴𝗲 روزهای آپ:چهارشنبه ها
+21 أكثر
𝙋𝙨𝙮𝙘𝙝𝙤 𝙍𝙖𝙫𝙚𝙣 بقلم dorkiitsune
dorkiitsune
  • WpView
    مقروء 455
  • WpVote
    صوت 116
  • WpPart
    فصول 5
خلاصه : چانیول گیتاریست جوونی که باعث بیکار شدن بَندش شده و حالا یه موقعیت خیلی خوب برای جبران اشتباهش پیدا کرده. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐡𝐮𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐝𝐫𝐮𝐦 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲 : 𝐘𝐮𝐤𝐢
as Beautiful as The Moon  بقلم real_Lollipop
real_Lollipop
  • WpView
    مقروء 8,998
  • WpVote
    صوت 2,400
  • WpPart
    فصول 30
«آپ متوقف شده» ◾ Name: As Beautiful As The Moon | به زیبایی ماه ◾ Couples: چانهون × نامجین × کریسهو Genre: عاشقانه | کمی انگست | اسمات | روزمره | امپرگ ... «ازدواج اجباری» فقط یه اسم نبود. یه تصمیم نبود... یه حکم بود. چیزی که بدون پرسیدن، بدون اجازه، بهش تحمیل شد. و وقتی فهمید واقعاً داخلش گیر افتاده، دیگه راه برگشتی وجود نداشت. اولش فقط سکوت بود... بعدش خشم. و بعد، چیزی که خودش هم نمی‌تونست اسمش رو بذاره. هر روزی که می‌گذشت، این وضعیت بیشتر از قبل فشار می‌آورد. نه فقط روی ذهنش... روی قلبش هم. ... × این اثر ترجمه است با کمی تغییرات. ×