Vkook
35 stories
𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌'𝒔 𝒔𝒊𝒄𝒌 𝒎𝒊𝒏𝒅 by sarasnow00
sarasnow00
  • WpView
    Reads 76,753
  • WpVote
    Votes 7,952
  • WpPart
    Parts 10
𝗰𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱 یه جونگکوک بیمار (یه ذهن شلوغ و خسته و مریض) یه تهیونگ عاشق (یه قلب منتظر و مهربون و با وفا) یه زندگی در ظاهر پر زرق و برق ولی در باطن ... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _ آهه...ااییی ته..تهیونگ ب..بچمون...ییواشششترررر •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _بابا ولش کن روانیه تعادل نداره _ بچم و بارداره هیچ جوره بیخیالش نمیشم حتی اگه دیوونه باشه الان دیگ بچمو حاملس °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ∆ ذهن بیمار کوک ∆ ویکوک ∆ امپرگ رومنس اسمات #korea 🥇 #kpop 🥇 #fic 🥇 #mperg🥇
Stop Rewind Play | Vkook | mini fic by Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    Reads 92,760
  • WpVote
    Votes 12,177
  • WpPart
    Parts 6
خلاصه: جونگکوک و تهیونگ با وجود اینکه پنج ساله باهم ازدواج کردن اما تصمیم گرفتن که از هم جدا بشن؛ ولی مجبورن برای طلاق گرفتن جلسات مشاوره ای رو بگذرونن و سنیورا اسمیت، مشاور پیری که به کمک اون دو اومده، سعی میکنه تا مشکلاتشون رو بهشون نشون بده💞 ژانر: فلاف، روانشناسی، برشی از زندگی، درام کاپل: ویکوک نویسنده: Moonlike_Rmy چنل تلگرامی: @V_kooki
DIE║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 185,244
  • WpVote
    Votes 32,830
  • WpPart
    Parts 50
«از یه جایی به بعد این خوشی‌هاشون بود که توی گوششون بلند‌بلند فریاد می‌کشید... جونگکوک شد تمام زندگی پسری که تا قبل از اون با مرگ توی لحظه‌هاش دست و پنجه نرم می‌کرد.!» نام‌اثر: [ بمــیر ] کاپل: ویکوکـ ژانر: فلاف / انگست‌عاشقانه‌ / پایان‌خوش وضعیت: [کامل شده]✓ این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
FIRST CLASS LOSER ║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 9,906
  • WpVote
    Votes 1,682
  • WpPart
    Parts 19
«صادقانه بگم! دیدن بدبختیت خوشحالم می‌کنه...» نام‌اثر: [ بـــازنده‌ی بــرتر ] کاپل: ویکوکـ ژانر: عاشقانه‌ / ازدواج‌اجباری / انگست / اسمات / پایان‌خوش وضعیت: [پنجشنبه‌ها]-͟͟͞͞𖣘 این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Close Your eyes by _KIM_JUNGKOOKIE_
_KIM_JUNGKOOKIE_
  • WpView
    Reads 1,146
  • WpVote
    Votes 189
  • WpPart
    Parts 5
« تمامی کسانی که در حین جنگ، به سربازان دشمن پناه دادند، یا انان را تامین و با ایشان معاشقه داشته اند، به همراه کودکان حاصل از این عشق و خیانت به کشور، محکوم به اعدام در انظار عموم اند. » برخی از زنان محکوم اما از این قتل عام در امان ماندند و عده ای در گذر زمان، توسط اطرافیانشان در ازای دریافت جایزه، به دولت معرفی شدند و کودکان بی گناه نیز به واسطه ی داشتن چهره ای اروپایی همچون پدرانشان؛ رنگ چشم و موهایی روشن به دام می افتادند. و در این صفحه از تاریخ، قطعا به دنیا امدن نوزادی با چهره ای اسیایی و چشمانی به رنگ اقیانوس...دردسر های تمام ناشدنی را به همراه داشت. ___________________________ _ مرا زیر خال لبهایت چال کن... ___________________________ Couple ; Vkook Genre; lovely. Angst. Drama. Smut. + 18 ___________________________
GUILTY FEET by _KIM_JUNGKOOKIE_
_KIM_JUNGKOOKIE_
  • WpView
    Reads 24,790
  • WpVote
    Votes 3,450
  • WpPart
    Parts 26
" پاهای گناهکار " انقدر بوسیدش که گویی از لبهایش او را به دار اویخته بود و سرانجام، مقابل چشمان خیسش که ملتمسانه نگاهش میکردند؛ در کلیسا حاضر شد و دیگری را به همسری خود دراورد.. جونگ‌‌کوک خود را همچون خاکی میدید که تهیونگ ریشه در ان ندوانده بود و هرچند این رخداد برایش غم انگیز و نگون بار بود اما..این را هم میدانست که بی ریشگان را باید به باد سپرد؛ تا هر انجا که لایقشان است..کوچشان دهد. ________________________________________________ " تو را به اندازه ی تمام گناهانم دوست دارم.. " " هر‌چند که تو خود نابخشودنی ترین انانی. " COUPLE : VKOOK GENRE : LOVELY. CLASSIC. ANGST. DRAMA. SMUT. +18 ________________________________________________
My daddy long legs | Vkook  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 404
  • WpVote
    Votes 48
  • WpPart
    Parts 2
خلاصه: کیم تهیونگ؛ خواننده‌ای معروف از بزرگ‌ترین گروه کیپاپ کره جنوبی. پسری که این روزها درگیر نامه‌هایی از یه طرفدار ناشناس شده. طرفداری که تونسته قلب خواننده معروف گروه پروانه رو هدف قرار بده. بخشی از داستان: _ اهلی کردن... یعنی عشق؟ جونگ‌کوک به سقف خیره شد و جواب داد: _ این هم می‌تونه باشه. با دم عمیقی هوای اطرافش رو که آغشته به عطر ناآشنایی بود توی ریه‌هاش کشید و گفت: _ اگه اهلی کردن یعنی عشق؛ پس من روباهم و تو گل. شازده کوچولو هم عشقه. چیزی که گل و روباه رو به هم پیوند می‌زنه. Couple: Vkook Sub Couple: hopemin Genre: Romance, slice of life, angst, smut Writer: dia Telegram: @Papacita_01
Beneath the Cross  by Luna_mzz
Luna_mzz
  • WpView
    Reads 1,754
  • WpVote
    Votes 223
  • WpPart
    Parts 15
کلیسا همیشه مکانی برای دعا و رستگاری به نظر می‌رسید.. اما پشت دیوارهای سنگی‌اش رازی نهفته بود که حتی نور هم از آن هراس داشت. جایی که دروغ، در لباس ایمان پنهان شده بود؛ جایی که قدرت و گناه، دست در دست هم می‌رقصیدند. تهیونگ، مأموری در سایه، مأموریتی داشت که می‌توانست پرده از این سیاهی بردارد؛ نفوذ، کشف حقیقت و سقوط امپراتوری فاسدی که خود را مقدس می‌نامید. اما هیچ‌کس او را برای دیدن آن پسر آماده نکرده بود. جونگ‌کوک.. قربانی جوانی که برای "پاک شدن" آورده شده بود. اما در چشمانش چیزی شعله می‌کشید که تهیونگ را می‌ترساند؛ حقیقتی وحشی، زخمی عمیق و وسوسه‌ای که نباید حتی به آن فکر می‌کرد. وقتی مرز بین وظیفه و احساس در میان صلیب و خون محو شود، چه کسی نجات‌دهنده خواهد بود و چه کسی گناهکار؟ ~𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: VKook ~𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Drama, Romance,Thriller, Mystery, Forbidden love, Angst, Religious themes روزهای آپ: پنجشنبه‌ها
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,330,341
  • WpVote
    Votes 89,554
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
Saudade | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 8,757
  • WpVote
    Votes 411
  • WpPart
    Parts 15
𓂃𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞𓍯 "_گمونم دیگه نمی‌خوام بدونم! _چی‌؟ _عطرت؛ دیگه نمی‌خوام بلدش باشم..._" -- عشقِ ممنوع، مرد ساعت‌ساز را هر هفته‌ به تماشای یک نمایش می‌نشاند. نمایشی که برای او معنایی پنهان و بهانه‌ی از سر گذراندن شب‌هایش بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر در آخرین بازدید، تئأترِ محبوب ساعت‌ساز کنسل و چشم‌های بی‌روح مرد با فردی غریب دیدار می‌کرد؟ فردی که شاید در ظاهر مزاحم اما، اصلی‌ترین قطره‌ی جوهر، برای سرآغازی سپید و پایان پاییز بود. آن دو تیله‌ی سیه و سرکش، به راستی متعلق به که بود؟ ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟درام، رمنس،‌ انگست، معمایی، اسمات ⊹ نویسنده⤟ #Saren