کیم تهیونگ همیشه فکر میکرد جفت یعنی پاداش و یک همخون، همخواب، همتاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همهی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت.
اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت.
یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیتها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشمهایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم میزنه و آشناترین نگاه دنیاست.
تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش میگشت.
مغزش فریاد میزد: رعیته.
قلبش زمزمه میکرد: مالِ منه.
از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسهای که خواب و تاجش رو توی صدای نفسهای اون پسر امگا گم کرده بود.
..........
ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی
کاپل- ویکوک
زمان آپ- دوهفته یکبار یکپارت طولانی.
کاپل اصلی: ویکوک.
کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین.
خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟!
بخشی از فیک👇🏼
_ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار میکنید؟
_ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم.
' البته من خوده پادشاهم!'
جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت:
_ چرا هیچ بویی نمیدی؟
ته لبخند کوچیکی زد و مسخرهترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد:
_ خب راستش... من بتام!
***
ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳
Start:02/05/01
End:03/01/15
Rankings:
🥇Bts
🥇Omegaverse
🥇Bangtan
🥇Farsi
🥇Persian
🥇Mpreg
فیک🥇
🥇NamMin
🥇Sope
🥇Jungkook
🥇Hoseok
ویکوک🥇
بنگتن 🥈
🥈Fiction
🥈Namjoon
🥈Jimin
🥉Vkook
🥉FanFiction
🥉Royal
وضعیت: اتمام یافته✨
نویسنده: DESA🐝
White Rose | رُز سفید
من به دلیل ترسی که از تو داشتم برای قویتر شدن تلاش کردم و به عنوان قوی ترین امگای پک رُز سفید شناخته شدم. ولی این کافی نبود نه تا وقتیکه تو دوباره برگشتی و ترسی که من چندساله در حال فرار کردن و انکار کردن آن هستم دوباره ظاهر شد.
:::
- ا-از من دور شو...
چشم های جونگکوک در یک لحظه از شیفتگی با برقی از خودخواهی درخشیدند. نگاه گرسنه ای به امگای اسیر شده بین دست هاش انداخت و هیسی کشید.
- دور بشم؟
چنگی به باسنش زد وباعث شد از جا بپره.
- اونم وقتی اینقدر برام خیس شدی؟
گونه هاش گل انداختن و با لپ های پف کرده و چشم های نمناکش هینی کشید.
نگاهی به دور و ورش انداخت و دستش رو روی دهن آلفا گذاشت.
- لطفا بس کن. الان یکی میشنوه.
:::
٭ کاپل اصلی : کوکوی، فرعی: یونمین
٭ ژانر : امگاورس/ رمنس/ تاریخی/ انگست/ اسمات
📌 وضعیت آپ : هروقت شرط اپ رسید !
_من سایه ام.
_و من نوری که سایه رو دنبال می کنه.
****************************************************
_توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟.
_برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی.
دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده.
اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده.
آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو
نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟
کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین
ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی