Yeah
61 stories
His Eyes... by fable_army
fable_army
  • WpView
    Reads 3,889
  • WpVote
    Votes 760
  • WpPart
    Parts 7
[COMPLETED] فکر می‌کنم وظیفه سوگواری برای کسانی که مردن اما کسی رو ندارن تا براشون سوگواری کنه هر روز به عهدهٔ یه نفر می‌افته، به همین خاطر بعضی وقت‌ها آدم بی‌دلیل غمگین می‌شه. ≈چشم‌هایش...≈ 〽شیپ: لری/ هری تاپ 〽وضعیت آپ: تکمیل شده 〽ژانر: درام، عاشقانه، کلاسیک
Mine (Persian Translation) by Smylinsonff
Smylinsonff
  • WpView
    Reads 5,001
  • WpVote
    Votes 1,105
  • WpPart
    Parts 9
هری یه آلفاست، کسی که همه دنبالشن و لویی امگای حسود اونه... "Persian Translation"
• 𝙖 𝙈𝙤𝙙𝙚𝙡 𝘼𝙣𝙙 𝙖 𝙁𝙖𝙣 • [𝙇.𝙎] by eris_e0
eris_e0
  • WpView
    Reads 20,701
  • WpVote
    Votes 4,357
  • WpPart
    Parts 104
لویی چند شب قبل از تولدش تصمیم میگیره که به خانوادش بگه که گی. بالاخره اونها پدر و مادرش هستن و ازش حمایت میکنن. اما وقتی اونو از خونه بیرون انداختن لویی تازه فهمید چه اتفاقی افتاده؟ هری همون شب فقط میخواست یه پیاده روی بی سر و صدا تو خیابون داشته باشه بدون اینکه مردم دورش جمع بشن اما وقتی میبینه پسری رو از خونه پرت میکنن بیرون چیکار میکنه؟ ~~~~~~ "اولین بوسه تون کجا و کی بود؟" "فکر کنم تو هتل...شب سال نو." هری سرش رو تکون داد "آره، وقتی سعی میکردی ازم فرار کنی." لویی سرخ شد و اروم به بازوش زد . "ما پنج، تقریباً شیش ماهه با هم قرار میذاریم؟" ~~~~~~ لویی یه پسر خجالتی و ساکت هری یه یوتیوبر و مدل مشهور ~~~~~~ نویسنده اصلی whatsuphello1@ [translated] [Larry , ziam] [𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗲𝗻𝗱]
Money Says [L.S] by Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Reads 502,577
  • WpVote
    Votes 61,779
  • WpPart
    Parts 71
Highest ranking : #1 in fanfiction [COMPLETED] هیچ چیز شبیه فیلم ها "بی نقص" نیست ⚠BDSM⚠ ⚠Rough type of love⚠
CPR (فصل سوم پدر کوچک) by unknownj7
unknownj7
  • WpView
    Reads 133,980
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 1
_ددی قلب و مغز زن و شوهرن؟ -شاید! _اونا هم با هم دعوا میکنن؟ -اره ولی اگه دعواشون شه خیلی بد میشه _اون وقت ما میمیریم؟ -فکر میکنم! _اگه آدما بمیرن دیگه نمیتونن برگردن؟ -شاید برگردن! _تو تا حالا مرده هارو زنده کردی؟ -اره _چجوری؟ -بهش میگن CPR _یعنی چی؟! -یعنی زندگی تموم نشده و هنوز ادامه داره... _بعدش همه چی مثل اولش میشه؟ -اره به شرطی که قلب ببخشه و مغز فراموش کنه! couple: kookmin ژانر: انگست، خانوادگی،فلاف
The little father by unknownj7
unknownj7
  • WpView
    Reads 407,046
  • WpVote
    Votes 12,549
  • WpPart
    Parts 11
خلاصه: جیمین و جونگوک تو سن دوازده سالگی بخاطر یه اشتباه بچه دار میشن...... و حالا اون بچه پونزده سالشه...... ژانر: عاشقانه،خانوادگی ،درام، غم‌ انگیز، امپرگ،امگاورس couple: kookmin وضعیت: پایان یافته
love will tear us apart L.S by Larrycupcaks28
Larrycupcaks28
  • WpView
    Reads 8,322
  • WpVote
    Votes 895
  • WpPart
    Parts 29
"نباید مزه ی خوبش رو میچشید، وقتی میدونست هرگز نمیتونه اونو داشته باشه..." قرار بود فقط یک شب باشه. اما وقتی تمام دنیا به قرنطیه میره، لویی تاملینسون، خواننده ی معروف و محبوب، خودش رو حبس شده در قلعه ویندزور میبینه. در کنار شاهزاده هریِ لعنتی..... Not my story. Credit to: ilove1dbro
The Vamps[NEW][L.S] by larry_ff_dd
larry_ff_dd
  • WpView
    Reads 1,196
  • WpVote
    Votes 128
  • WpPart
    Parts 3
من لویی تاملینسن ام و این واقعیت هارو روی کاغذ میارم چون 'سرنوشت' علاقه ای به خوندن کتاب نداره و شما باید بدونید... "داستان بر اساس دارن شان،سرزمین اشباح،شناخته شده به عنوان برترین و نزدیک ترین کتاب به واقعیت در قرن 21 با تغییر"
Wolve [L.S] by gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Reads 121,888
  • WpVote
    Votes 14,390
  • WpPart
    Parts 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
Truth or courage by ZAXstyles
ZAXstyles
  • WpView
    Reads 28,734
  • WpVote
    Votes 3,287
  • WpPart
    Parts 31
_گفت : جرأت یا حقیقت؟ +گفتم : مگه فرقی هم داره؟ _گفت : نه +گفتم : حقیقت؟ _گفت : دوسم داری؟ +گفتم : میشه جرأت رو انتخاب کنم؟ _گفت: باشه، جرأت! توو چشام زل بزن... "Cover by :IWontBeThe One