nobody9719's Reading List
20 stories
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 994,914
  • WpVote
    Votes 126,190
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
In the name of you- به نام تو  by Farapo21
Farapo21
  • WpView
    Reads 7,503
  • WpVote
    Votes 1,538
  • WpPart
    Parts 47
در نهایت... آخر هر روز، تو ظلمات شب، توی این اتاق منحوس، زین امگای تنهایی بود که تا پاسی از شب برای جسپر قصه تعریف می‌کرد. امگایی که هر روز به امید جوونه زدن بوته‌های گل یاس چشم باز می‌کرد و به امید دیدن دوباره آلفاش چشم می‌بست. ⭕️زیام - لیام تاپ هشدار سنی 🔞 ** اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند**
+16 more
Rejection of blood by _Sogand_
_Sogand_
  • WpView
    Reads 16,640
  • WpVote
    Votes 2,755
  • WpPart
    Parts 32
دوئلی که با مرگ شروع میشه اما به زندگی ختم میشه. . کی برنده‌ی این جنگه؟
•silent love• [Z.M].[L.S] by ncwox3580
ncwox3580
  • WpView
    Reads 1,714
  • WpVote
    Votes 242
  • WpPart
    Parts 22
" اما من نمیتونم لیام ... من نمیتونم رهات کنم " " باید رها کنی زینم ... باید رهام کنی " " ولی من نمیتونم لیام " دستشو روی سینه پسر گذاشت‌ " من همیشه باهاتم زین " قطره اشکی از چشمش جاری شد و اون پسر به عقب هل داد و زین شاهد سوختن بدن لیامش وسط اتش بود اتشی که حتی از اتش عشقشون بیشتر زبانه میکشید و زندگیشو داخل زبانه هاش غرق میکرد *اون سوختن تمام وجودشون داخل اتش میدید ولی کاری از دستش بر نمیومد *
laferrari by lunapalik
lunapalik
  • WpView
    Reads 2,420
  • WpVote
    Votes 386
  • WpPart
    Parts 11
زمانی که اسمان رو به تاریکی میرود و خورشید را با بی رحمی درون خود میبلعد زیر سایه خروشان ماه یاد اور چشم هایی میشوم که بعد از هر اشتباه ،دستان من را سفت تر گرفت ، همراه من شد ، و به وقت لذت من را تیکه ای از بهشت دانست. اما حالا در این لحظه خانه ما خاکستری شده...‌ . خاکستری که از جنس نگاه شعله ور زین مالیک. زین : لیام؟ یعنی این قهرمانی لعنتی انقدر برای تو مهمه؟ لیام: دقیقا همین طوریِ مالیک این برام خیلی مهمه این از هر رابطه و دوست‌ داشتنی برام بالاتر و مقدس تره. من خود سرعتم، و زندگی توی همین سرعت خلاصه میکنم. زین: پس به تنهایی به موفق شدن ادامه بده و پشت سر هم وین بیار اقای پین . _کاپل : زیام /لری _ژانر: رومنس-طنز-فانتزی- معمایی- تریلر _زین تاپ🌱 _تایم اپ منظمی خواهیم داشت✨
far from love [Z.M]°•°[L.S] by sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    Reads 113,749
  • WpVote
    Votes 17,112
  • WpPart
    Parts 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
Insomnia [Z.M] by Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    Reads 41,203
  • WpVote
    Votes 7,935
  • WpPart
    Parts 29
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه... کاور:deborah_me@ [وضعیت:کامل شده!] 1 #ziam 1 #zaynmalik
all the things I've never said(book2eyes)  by setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Reads 10,793
  • WpVote
    Votes 2,165
  • WpPart
    Parts 25
یه جا خونده بودم، ما عشقی رو دریافت می‌کنیم که فکر میکنیم لایقشیم اما من لیاقت داشتنت رو نداشتم
Ziam one shot by NargesMayne
NargesMayne
  • WpView
    Reads 4,576
  • WpVote
    Votes 324
  • WpPart
    Parts 14
هیچی فقط وانشات از زیام مینویسم🤓
Deceive [Ziam Mayne Version - Completed] by lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    Reads 4,606
  • WpVote
    Votes 754
  • WpPart
    Parts 7
یه پلیس به عنوان جاسوس وارد یه شرکت می‌شه تا بتونه به رئیس مافیا نزدیک شه و سوابق جرمش رو دربیاره و بفرستتش هلفدونی. هر کدوم از اون‌ها اون یکی رو بازی می‌ده و هر دو بازیچه‌ی هم می‌شن. -I don't want to deceive you... مترجم : -Liammalik-
+14 more