We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
امگاورس
95 stories
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 64,152
  • WpVote
    Votes 6,713
  • WpPart
    Parts 37
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel
Atonement / تاوان by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 301,296
  • WpVote
    Votes 26,208
  • WpPart
    Parts 35
تاوان / Atonement (کامل شده ) کاپل : تهکوک ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی ) امگاورس / امپرگ ( اسمات ) یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ... یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ... گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ، امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه .... و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛ پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم » حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛ « افسردگی از جنس غم نیست افسردگی از جنس خشمه » و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست ! این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود ! کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 145,583
  • WpVote
    Votes 11,150
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : هنوز نوشته نشده کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 552,753
  • WpVote
    Votes 69,266
  • WpPart
    Parts 67
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Cursed Omega [Vkook] by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 211,480
  • WpVote
    Votes 24,070
  • WpPart
    Parts 52
کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد جفت یعنی پاداش و یک هم‌خون، هم‌خواب، هم‌تاج؛ اما اون شب، با همون نگاه اول، همه‌ی تعاریفش از جفت داشتن، فرو ریخت. اون جفتش رو دید؛ عقلش از جا کنده شد و باورهاش رنگ باخت. یک امگا؟ باشه؛ اما نه اون، نه پسری از جامعه رعیت‌ها، نه با اون پوست روشن لعنتی، نه با اون چشم‌هایی که انگار هزار ساله داره توی ذهنش قدم می‌زنه و آشنا‌ترین نگاه دنیاست. تهیونگ ازش متنفر بود؛ اما با هر نفس، بیشتر دنبال بوی تنش می‌گشت. مغزش فریاد می‌زد: رعیته. قلبش زمزمه می‌کرد: مالِ منه. از اون شب، تهیونگ دیگه فقط یک پادشاه نبود؛شده بود شکارچی وسوسه‌ای که خواب و تاجش رو توی صدای نفس‌های اون پسر امگا گم کرده بود. .......... ژانر- رومنس،امگاورس،دراما، تخیلی، تاریخی کاپل- ویکوک زمان آپ- دوهفته یک‌بار یک‌پارت طولانی.
𝑐𝑢𝑝𝑐𝑎𝑘𝑒 𝑝𝑟𝑜𝑚𝑖𝑠𝑒🧁 by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 144,297
  • WpVote
    Votes 26,626
  • WpPart
    Parts 31
توی دنیایی که تولد هجده سالگی هر فرد برابر میشد با مشخص شدن موقعیتش در چارت امگاورس و دیدن رویای فردی که میتونست عشق واقعی رو بهش هدیه بده ؛ جونگکوک بدون اینکه حتی فکرش رو هم بکنه به چیزی تبدیل شد که فقط یک درصد جمعیت جهان رو تشکیل میدادن. بدبختانه تر از مورد قبلی رویایی بود که در شب تولدش پشت پلکهاش نمایش داده شد ... تصویر واضحی از دوست چندین سالش ، کیم تهیونگ!⭑ุ ˖🧁 قسمتی از داستان☁️🍧 _برای عذرخواهی کلی برات سوجو میخرم قایمکی بریم تراس اتاقت بخوریم...حتی میتونیم ددپول ببینیم! با دیدن این پیام از جونگکوک لبخند کجی روی لبش نشست و سری به نشونه تاسف تکون داد. +ترجیح میدم مرد آهنی ببینیم. پیامش سریع دوتا تیک خورد و بعد ویس ده ثانیه ای براش فرستاده شد. یه تای ابروش رو بالا فرستاد و بازش کرد....جونگکوک یه تیکه کوتاه از آهنگ فیلم رو خونده بود! _you'r my Iron man and I love you 3000 baby. ______________________________________________________ 𝘕𝘢𝘮𝘦 : 𝘊𝘶𝘱𝘤𝘢𝘬𝘦 𝘗𝘳𝘰𝘮𝘪𝘴𝘦🧁 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬, 𝘤𝘩𝘢𝘦𝘭𝘪𝘴𝘢 𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘚𝘔𝘜𝘛, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦🐺🍬 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘔𝘢𝘺𝘢^^ روزهای آپ: پنجشنبه ها☕
My Horny Omega [Vkook] by MooniShadoow
MooniShadoow
  • WpView
    Reads 709,091
  • WpVote
    Votes 81,284
  • WpPart
    Parts 38
[Completed] چی می‌شه اگه یه شب که جونگ‌کوک توی راهِ خونشه، به یه آلفا‌ی زخمی بر بخوره و ببردش خونه‌اش تا بهش کمک کنه؟ و چی می‌شه اگه اون آلفا‌ی زخمی، دقیقا تایپ کوک باشه و اون امگا کوچولو با دیدن اون آلفا، بره توی هیت؟ ═────•⊱❃⊰•────═ - بیا یه معامله‌ای بکنیم. تو می‌ذاری من توی خونه‌ات چند روزی پنهان بشم و من هم بعنوان تشکر، هر وقت هیت شدی به‌فاکت می‌دم. ═────•⊱❃⊰•────═ •کـاپـل اصـلـی: Vkook •کاپـل فـرعــی: secret •ژانــر:امگاورس،ددی کینک،هایبرید،اسمات+18، فلاف،رمنس، فانتزی، کمدی. •نــویـسـنــده: Mooni (❗درحال ادیت❗)
My little moon|VK| by Nika_vkookheaven_
Nika_vkookheaven_
  • WpView
    Reads 377,091
  • WpVote
    Votes 40,712
  • WpPart
    Parts 34
{𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝} جونگکوک امگای سرکشی که باید هرجور که شده به آلفای موردعلاقه‌ش میرسید • • • 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑴𝒐𝒐𝒏 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏, 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏, 𝒉𝒐𝒔𝒆𝒐𝒌× 𝒈𝒊𝒓𝒍 𝑮𝒆𝒏𝒆𝒓 : 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔, 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚, 𝑭𝒍𝒖𝒇𝒇, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄, 𝑫𝒂𝒅𝒅𝒚𝒌𝒊𝒏𝒌, 𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈, 𝑭𝒖𝒍𝒍 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒊𝒌𝒂
Love me again by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 87,457
  • WpVote
    Votes 11,372
  • WpPart
    Parts 27
Love me again Couple : Vkook Genre : Romance . Angst . Omegavers . Smut . Mpreg « موهایش شب ، چشم هایش همیشه بارانی ، دست هایش سرد ، لب هایش بدون حس و نگاهش خیره به مکانی مبهم و بی انتها ، او سالها منتظر کسی بود که رهایش کرده بود ، منتظر اویی که برگردد و ....» داستان زندگی مشترک عاشقانه ای که بعد از چهارسال به پایان رسیده ، اما در قلب همین داستان قدیمی به پایان رسیده ، حکایتی جدید شروع خواهد شد ... حکایت جدیدی که با یک انقلاب در دنیای پزشکی توسط محقق و دانشمند نوروساینس کیم تهیونگ آغاز خواهد شد ....! محققی که تراشه ای خلق کرده ، برای زدودن تروماهایی که حاصل ترک شدن توسط امگای زیباروش ، هستن ! اما این دانشمند هرگز تصور هم نمی کرد خلق همچین تراشه ای چه پیامد هایی در زندگیش خواهد داشت ...!
Punishment by purak_AnIs
purak_AnIs
  • WpView
    Reads 263,758
  • WpVote
    Votes 28,388
  • WpPart
    Parts 91
یونگی:ببخشید اقای جانگ میشه یه لحظه بیاید بیرون؟ هوسوک:میبینی که سرکلاسم زنگ تفریح بیا دفتر دبیران سرشو توی کتاب ادبیات توی دستش برگردوند و به قصد ادامه درس دهنشو باز کرد اما همون موقه صدای یونگی دوباره اومد. یونگی:لطفا خیلی بیچاره خواهش کرد و تنها چیزی که نصیبش شد چشمای کلافه و کمی عصبی الفاش بودن. هوسوک:یونگی کلافه کتابشو بست و به یونگی نگاه کرد. یونگی:ببخشید همین که خواست برگرده بره هوسوک صداش کرد و عینکشو دراورد. هوسوک:صبر کن از جاش بلند شد و توی فاصله یه قدمی امگاش ایستاد و سرشو خم کرد تا گوشش نزدیک دهن یونگی باشه. :اگه میخواید چشامونو بگیریم پسر با شیطنت پرسید و باعث رنگ گرفتن گونه های یونگی شد،هوسوک بی توجه بهش جوری که فقط یونگی بشنوه گفت. هوسوک:چی شده بیبی؟ سر استین لباس هوسوک رو بین انگشتاش گرفت و با دکمش ور رفت. یونگی:حالم بده لطفا ددی هوسوک:نمیشه حالام برگرد کلاست Punishment Couple: Sope..Nammin..Taejin..Jungook Genra: Omegaverse..Smut..Romance..Amperg Age limit: Unimportant 16