ویمین
24 stories
°• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •° by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 30,717
  • WpVote
    Votes 4,621
  • WpPart
    Parts 22
" اتمام یافته" پایان و شروعی که هم زمان اتفاق میوفته. میتونه جالب باشه. میتونه چیزی مثل یک معجزه باشه . اما میتونه تبدیل به یک کابوس واقعی هم بشه. تداخل تصادف پایان یک وصیت شروع داستانی تازه........ "" تو یه مهره ای اما من دارم بازی می‌کنم کیم "" •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ژانر: اومگاورس _ ازدواج اجباری_ رمنس_ اسمات ..............
The Lone | Complete by voyouone
voyouone
  • WpView
    Reads 28,263
  • WpVote
    Votes 4,118
  • WpPart
    Parts 23
در هر کجای تاریخ که باشی حتی جایی در دورترین نقطه ی کهکشان از من,بازهم تو را پیدا خواهم کرد. هزار شمشیر هم به سمتت نشانه رفته باشند در هر زمان هر ساعت و هر لحظه برای محافظت از تو,آنجا خواهم بود. ژانر : فانتزی / تراژدی/پلاتونیک رومنس(کاپلی نیست) کاپل: ویمین / جینمین / بقیه اعضا کامل شده و اجازه ی بازگردانی به هیچ کاپلی رو نداره.
Allanaria || Vmin by Black__Candy
Black__Candy
  • WpView
    Reads 17,163
  • WpVote
    Votes 2,908
  • WpPart
    Parts 10
|کامل شده| "انگشت‌هات بنظر مزه‌ی عسل میدن جیمینی!" ____________________________________ کاپل: ویمین🫧 ژانر: تخیلی، فانتزی، برومنس🫧 شروع: 16 ژوئن 2021 پایان: 8 جولای 2021 #1- bromance
■□ 𝑊ℎ𝑒𝑟𝑒 𝑠ℎ𝑎𝑙𝑙 𝐼 𝑔𝑜? □■ by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 40,690
  • WpVote
    Votes 4,351
  • WpPart
    Parts 23
کیم تهیونگ الفایی که هنوز نتونسته عشق گذشته خودشو فراموش کنه و هر روزِ خودشو، با دلتنگی برای امگاش میگذرونه....با تمام حسرت ها و درد های نبودنش...... جوری که تمام محبت عشق رو از قلبش بیرون کرده.... یعنی روزی میرسه که دوباره احساساتش بیدار بِشن؟ میتونه اون عکس ها و خاطراتو کنار بزاره؟ دوباره عاشق میشه؟ ■□ قسمتی از داستان□■ نامجون: هواستون کجاست ؟ پسر که بخاطر درد بیش از حد پاهاش خم شده بود دستشو بالا اورد و ضعیف زمزمه کرد: ب...بخشید. اما وقتی نگاه پسر بالا اومد. زمان بین دونگاه متوقف شد. تهیونگ مستقیم به اون چهره نگاه میکرد. نفسش حبس شده بود...... این غیر ممکن بود...تپش قلبش!.....اون لرزش..... حسش میکرد..... □■□ کاپل: vmin# ژانر : رمنس _ قسمتی از زندگی _ امگاورس _ اسمات ■□امیدوارم از این داستان لذت ببرین□■
love me(ویمین) by Fmary1999
Fmary1999
  • WpView
    Reads 15,906
  • WpVote
    Votes 1,521
  • WpPart
    Parts 33
جیمین،پسری وه بدون دونستن گناهش،هر روز توسط پدرش شکنجه میشه. چی میشه اگر یه روز یه فرشته نجات به زندگیش بیاد و واسه همیشه از دست اون شیطان جهنمی نجاتش بده؟ زمانی درد رو بیشتر حسم میکنیم که چیزی رو از دست میدیم. مثل از دست دادن یکی از عزیزانمون.مثل از دست دادن سلامتی.مثل وقتی که بچه ایم و بستنیمون از دستمون میوفته زمین.مثل زمانی که اعتماد یک نفر رو از دست میدیم.مثل زمانی که عشق کسی رو از دست میدیم. اما تمام این از دست دادن ها ماله زمانیه که از اول چیزی رو داشته باشیم. اما اگر چیزی از اول وجود نداشت چی؟ اونوقت دیگه درد نمیکشیم؟ یعنی دیگه عذابی در کار نیست؟ پس چرا اون هنوز داشت درد میکشید؟ چرا هنوزامید داشت وقتی در اتاق باز میشد کسی به کمکش بیاد در حالی که میدونست قراره درد جدیدی رو تجربه کنه؟ ایا کسی برای نجات جیمین میومد؟ ایا تهیونگ موفق به گرفتن انتقام مرگ پدرش میشد؟ ورژن کوکمین هم داره و میتونید ازش لذت ببرید. mary999
𝐌𝐲 𝐌𝐨𝐨𝐧 by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 100,563
  • WpVote
    Votes 11,339
  • WpPart
    Parts 50
(اتمام یافته ) . . "... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه. و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره..... و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه.... تا زمانی که.... زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..." °•°•°•°•°•°•°•°•°•° جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟ فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم. جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی. •°•°•°•°•°•° ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات کاپل اصلی: ویمین کاپل فرعی: نامجین _ چانبک ( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞) بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂
Blinded (Vmin/BTS) Completed by blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    Reads 200,367
  • WpVote
    Votes 34,230
  • WpPart
    Parts 80
برف می‌باره و من دوسِت دارم. عاشقانه‌ای لبریز از احساس، آبی و آرام. ● فصل یک : لبخندها ● فصل دو : اشک‌ها ● فصل سه : امید چاپ شده توسط نشر مانگاشاپ Highest ranking : #1 in Fiction #1 in BTS Written by BlackStar داستان در حالِ ویرایش می‌باشد :)))
 smile(ویمین) by poke_r833
poke_r833
  • WpView
    Reads 16,544
  • WpVote
    Votes 1,447
  • WpPart
    Parts 12
فیکشن(لبخند) راجب یه پسری هست که اختلال ذهنی تقریبا خفیف داره و خیلی مهربونه و همیشه لبخند روی لبشه و میخنده و اوماش با یه آقا ازدواج میکنه که اون آقا یه پسر داره که به شدت از جیمین و اوماش متنفره اما وقتی اوما و آپاشون میمیرن قراره هیونگش چطوری باهاش رفتار کنه؟ فضای فیک به شدت غمگینه و فیک از زبان جیمین نوشته میشه که راحت تر بتونید بفهمید چی تو مغزشه(هرازگاهی هم از زیان راوی نوشته میشه) وضعیت:پایان یافته✅️ کاپل:ویمین
/Sunflower/ by Vnice23
Vnice23
  • WpView
    Reads 1,791
  • WpVote
    Votes 335
  • WpPart
    Parts 5
کاپل: کوکمین ژانر: فلاف، انگست، رومنس _بخشی از متن: " وقتی برگشتم، ارباب هم خونه بود. صدام کرد. مثل همیشه بهم گفت: گل آفتابگردونم. همیشه وقتی اینطوری صدام میزد، بعدش همه چیز قشنگ میشد. انگار توی دشت آفتابگردون بودم و خورشید می‌درخشید. ولی اینبار فرق داشت. اینبار یه چیزی بهم گفت که همه ی اون گل‌های آفتابگردون پژمرده شدن. مثل لبخند من."