fic¹🌱
50 stories
S1:TheHeart | S2:MICAH (Vmin/Kookmin) by blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    Reads 165,118
  • WpVote
    Votes 40,610
  • WpPart
    Parts 153
نیمه‌ی روح اون پسر، یک ببر بود! . . . . ژانر: تاریخی|افسانه‌ای|معمایی|رمنس|اسمات با الهام از سریال زیبای The Untamed و Dark و همچنین، رمان مشهور The Husky and his white cat Shizun تکمیل‌شده✓ به قلم بلک‌استار موزه‌ی داستان که شامل موسیقی و فنارت‌های شماست: @TheHeartFF
Pancake | Kookmin {COMPLETED} by blackstarWrites
blackstarWrites
  • WpView
    Reads 249,755
  • WpVote
    Votes 48,238
  • WpPart
    Parts 49
جیمین دلش می‌خواد از دست جئون جونگ‌کوک داد بزنه چون اون آدم نیست، بلای آسمونیه. چاپ شده توسط نشر مانگاشاپ #1 in fiction { comedy | fluff | smut }
𝑴𝑶𝑼𝑳𝑰𝑵 𝑹𝑶𝑼𝑮𝑬 [𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵] by panikamm
panikamm
  • WpView
    Reads 186,515
  • WpVote
    Votes 34,250
  • WpPart
    Parts 166
"مولن روژ" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی،رمنس،انگست،اکشن،اسمات" کاپل: "کوکمین/جیکوک،سپ،ناممین،نامجین، چانبک" ~•~•~•~•~•~•~•~• با آرامش شمع مشکی رنگ رو روی سکو گذاشت: _از کدوم خدا حرف میزنی پدر؟ وجود خدا توی زندگی من حتی یک لحظه ام حس نمیشه! کشیش به آرومی لب باز کرد: _خدا برای هر کسی به اندازه ای وجود داره که اون شخص بهش ایمان داره، این یه رابطه دوطرفه است! جیمین پوزخند بی صدایی زد، گردنبند صلیبش رو لمس کرد و با کنایه گفت: _پس خدا پارتنر خوبی نیست! بعد از مدتی سکوت حرکت تثلیث رو انجام داد: _به نام پدر، پسر و روح القدس کف دست هاشو جلوی سینه اش بهم چسبوند و نرم زمزمه کرد: _به مردانی که امشب جونشون رو از دست دادن آرامش ببخش... مکثی کرد و با پوزخند ادامه داد: _پارتنر مغرور من! ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ وضعیت: پایان یافته
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑴𝒊𝒏) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 175,933
  • WpVote
    Votes 9,467
  • WpPart
    Parts 54
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکمین ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگ‌کوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و پارک‌ جیمینی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگ‌کوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جیمین همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
Voice of Crime | Sope by Frank_fanfiction
Frank_fanfiction
  • WpView
    Reads 91,238
  • WpVote
    Votes 1,355
  • WpPart
    Parts 3
🔥پربازدید‌ترین فیک فارسی سُپ در واتپد🔥 ▫️وضعیت: پایان یافته|درحال ادیت ▪️خلاصه: جانگ‌هوسوک پسر ۲۲ساله‌ایست که در ۵‌سالگی پدر و مادرش به دست یک‌قاتل درست جلوی چشمانش سلاخی شده‌اند و تنها نشانه‌ای که از آن به یاد دارد، موسیقی بی‌کلامیست که آن را زمزمه می‌کند. او پس از این حادثه به کما می‌رود و پس از بهوش آمدن دارای قدرتی ماوراءالطبیعه می‌شود که با لمس اجسام و اشخاص می‌تواند خاطراتی را که در پشت چهرۀ خود مخفی کرده‌اند را ببیند؛ او هم اکنون به عنوان عکاس و روزنامه‌نگار خبرگزاری کره نیوز کار می‌کند و در این راه با مین‌یونگی یک کاراگاه برجسته بخش مبارزه با جنایات و جرایم خشونتی ادارۀکل پلیس سئول آشنا می‌شود. مرد منجمدی که در جریان یکی از پرونده‌ها برادر‌کوچکترش سلاخی و در یک بشکۀ اسید خیسانده شده. سرانجام همکاری این دو مرد چه خواهد شد؟! آیا هوسوک می تواند به یونگی در حل پرونده های جنایی کمک کنه ؟... #Policical🥇 #Horror🥇 #Smut🥇 #Action🥇 #Dark🥇 #yoonseok🥇 #Namjin🥇 #Criminal🥇 #vminkook🥇
Seesaw | ᴊᴍ+ᴊʜ by kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    Reads 34,949
  • WpVote
    Votes 5,851
  • WpPart
    Parts 32
[-کامل شده-] 𝐉𝐢𝐇𝐨𝐩𝐞/𝐇𝐨𝐩𝐞𝐌𝐢𝐧 تو منو توی آغوشت داشتی اما من برای آغوش تو تا خود بیمارستان مثل دیوونه ها دویدم... [ و همه چیز از اونجا شروع شد که جانگ هوسوک مترجم و مانگاکای معروف توی یک تصادف بیناییش رو از دست داد...] *** ▪Name: Seesaw ▪Main Couple: HopeMin/JiHope (vers) ▪Side Couple: NamJin (vers) ▪Gener: Drama, Slice of life, Romance, Smut *** توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) __________________________________
HeartBeat Hospital | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 797,772
  • WpVote
    Votes 78,862
  • WpPart
    Parts 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
This Is Not Real || Full || KooKmin by Nilo_o
Nilo_o
  • WpView
    Reads 87,470
  • WpVote
    Votes 10,314
  • WpPart
    Parts 56
" Completed " کاپل: کوکمین ژانر: رومنس،کمی هیجانی، اسمات، روانشناختی 《خلاصه 》 همه چیز درست پیش میرفت. همه چیز از نظر جونگ کوکی که زندگی رو تو آرامش و سرزندگیِ جیمین میدید،آروم پیش میرفت! اما اینطور نبود... جیمین بیشتر از این نمیتونست از چشمای عاشق جونگ کوک پنهانش کنه چون یه سری چیزایی که نباید میشنید رو دوباره شنید، صحنه هایی که نباید میدید رو دوباره دید. تو خواب و رویا؟ تو واقعیت؟ یه توهم ساختگی بود؟ یا یه گذشته ی تلخ و دردناک؟ یه شخصیت مملو از تاریکی که ملکه ی ذهنِ جیمین بود، قرار بود دوباره با آزاد شدنش، زندگی این دو پسرِ تازه به آرامش رسیده رو ویرون کنه؟ ولی این شخصیت تاریک نما دقیقا کجا آزاد شده بود؟ تو توهم جیمین یا.... امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید. لطفا با ووت هاتون ازم حمایت کنید و اگه دوست داشتید فالو کنید 🤍 #TINR #Nil
NOIR [BARCODE 2] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 79,511
  • WpVote
    Votes 11,410
  • WpPart
    Parts 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری