Monkymymonky's Reading List
155 قصة
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃�𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ بقلم meral_writ
meral_writ
  • WpView
    مقروء 244,682
  • WpVote
    صوت 28,030
  • WpPart
    فصول 73
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ بقلم ituhide
ituhide
  • WpView
    مقروء 760,273
  • WpVote
    صوت 93,526
  • WpPart
    فصول 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Deadly human weapon
 بقلم nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    مقروء 216,314
  • WpVote
    صوت 35,946
  • WpPart
    فصول 79
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
Entertainer [Z.M] (mpreg) بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 195,689
  • WpVote
    صوت 26,550
  • WpPart
    فصول 55
من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!
+3 أكثر
𝓕𝓸𝓻𝓬𝓮𝓭 𝓓𝓪𝓭𝓭𝓲𝓮𝓼 بقلم Evergreen-princess
Evergreen-princess
  • WpView
    مقروء 143,856
  • WpVote
    صوت 12,212
  • WpPart
    فصول 22
نامجون و جین، دوتا مافیای خطرناکن که یه روز دستور دزدی یه پسربچه رو دریافت میکنن. غافل از اینکه...... ژانر: مافیا، فلاف، امپرگ کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین
+7 أكثر
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV بقلم yamiic3
yamiic3
  • WpView
    مقروء 527,731
  • WpVote
    صوت 62,386
  • WpPart
    فصول 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
+22 أكثر
Red Flag بقلم Mariajin1994
Mariajin1994
  • WpView
    مقروء 16,523
  • WpVote
    صوت 2,357
  • WpPart
    فصول 28
_ بقیه هرچی میخوان میتونند صدام بزنند... سنگدل، بی رحم، هوسران... ولی حتی منم خط قرمزایی دارم و همون خط قرمز لعنتی، اجازه نمیده برای داشتنش تلاش کنم... میتونم دوست داشته باشمش... ولی نمیتونم داشته باشمش... یه تهجین استوری دیگه😉❤️ پایان یافته❤️
Fighter || KookV بقلم Nirvix_tk
Nirvix_tk
  • WpView
    مقروء 40,505
  • WpVote
    صوت 2,853
  • WpPart
    فصول 19
"صبر کنید تا کامل بشه " جهانی ‌که با امگا ها مثل برده رفتار میکنه و پر از تبعیض برای اون هاست فقط امگا هایی راحت زندگی میکنن که جفت دارن تهیونگ امگایی که همراه با بردار امگاش پیش خواهرش که آمریکا زندگی میکنه مهاجرت میکنه هر دوی اون ها سعی میکنن به عنوان دو تا امگای تنها توی این کشور جدید زندگی خودشونو بسازن ولی اینا برای تهیونگ تا قبل از این بود که اون بوکسور وحشی رو ببینه Capel || kookv...yonmin...namjin Romans...omegavers.....fantastic....soft....Happy ending
My Boy (Full) بقلم Soull_Healer
Soull_Healer
  • WpView
    مقروء 81,327
  • WpVote
    صوت 7,669
  • WpPart
    فصول 46
تهیونگ کیم، تازه‌ وارد دبیرستان تاونسند هریس ایالات متحده، فکرش رو نمی‌کرد پسری که توی پیست مسابقه شکستش داده یکی از دانش‌آموزهای اون مدرسه باشه. جونگکوک، پسری که سخت به‌ دست می‌اومد و تهیونگ پسر شر و دردسرسازی بود که به هر قیمتی اون پسر خوشگل که از همجنس‌گراها متنفر بود رو بین بازوهای خودش می‌خواست، حتی اگه دوست‌دختر داشت! ɴᴀᴍᴇ : My Boy _ VKook ɢᴇɴʀᴇ : School life, Competitive, Smut ᴡʀɪᴛᴇʀ :Taehyun @Taekook_Areaa
𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘧𝘶𝘭 𝘈𝘭𝘱𝘩𝘢 (𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬) بقلم Gelazh
Gelazh
  • WpView
    مقروء 2,203
  • WpVote
    صوت 246
  • WpPart
    فصول 12
"𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘧𝘶𝘭 𝘈𝘭𝘱𝘩𝘢" "آلفای رنگها" خیلی ها بزرگترین اشتباهاتشان رو توی مسائل ریاضی یا روابط عاطفی شکست خورده عنوان میکنن....اما برای جونگکوک مسائل همیشه بزرگتر بی رنگ تر و سیاه تر به نظر می‌رسید. جونگکوک بزرگترین اشتباه خودش رو زمانی مرتکب شد که برای ارضای حس کنجکاویش اکانت معروف ترین الفای مدرسه رو حک و اون رو برسی کرد. عمل ناشایستی که با ناشی گری محض حکم مرگش رو بی‌صدا برایش امضا کرده بود . و حالا جونگکوک چیزی رو میدونست که نباید ! "جئون جونگکوک 18 ساله محو تماشای الفایی شده بود که برعکس تمام اعتقاداتش رنگ داشت!. برعکس باور هایش....یافته ها و تجربیاتش....الفای سردی که دنیای اطرافش را، بی معنی میکرد:) دنیای سرد و خاکستری جونگکوکی که با اختلال مادرزادی اش‌ دست و پنجه نرم میکرد را هم همینطور.! با ورود جونگکوک به دبیرستانی در سئول ، اتفاقات خونین شروع به رخ دادن میکنند.....چی میشه اگه تهیونگ اون کسی نباشه که همه انتظارش را دارند؟ اون الفای قلدر و سرد که بود؟ نقش مین یونگی در زندگی تهیونگ چه بود و آن دو چه چیز را مخفی میکردند!؟ و بزرگترین سوال جونگکوک..... ~نیلوفر سفید~ که بود؟؟ تهیونگ الفایی که از بدو ورود جونگکوک به کلاس نظرش رو جلب کرد...الفایی که حالا توسط جونگکوک لقب گرفته بود.......الفای رنگ ها.....
+22 أكثر