• خـلاصـه:
کیم تهیونگ مجبور میشه مدتی به جای مادرش توی محل کارش حاضر بشه؛ اما فکرش رو هم نمیکنه رئیسِ مادرش همون کسیه که قراره برای اولین بار عشق رو باهاش تجربه کنه.
• بـرشی از داسـتان:
- مثل اینکه یادت رفته چرا اینجایی.
+ مگه میشه بدبختیای که برام به وجود آوردی رو از یاد ببرم؟
زبونِ اون پسر همیشه همینقدر دراز بود؟
این مسئله چیزی نبود که جونگکوک بهخاطرش خوشحال بشه. اتفاقاً برعکس، ترغیب میشد تا تمام توانش رو به کار بگیره و پوستهی گستاخانهش رو از بین ببره. هیچکس حق نداشت روی حرف جئون جونگکوک حرف بزنه.
- تو با خواست خودت اینجایی، نارنجی. پس هر اتفاقی بیفته کسی مسئولِ بدبخت شدنت نیست. مفهومه؟
✗ اتمام یافته
⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Orange
⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV
⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Comedy, Smut
⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
[Completed]
"به شوهرم نگو، ولی قراره ازش طلاق بگیرم" تهیونگ مست در حال گفتن این حرف ها به جونگکوک بود.
کسی که در واقع شوهرش بود!
Genre: romance, General, Drama, Slice of life
Couple: Kookv
Writer: ongiepills
Translator: Helen___aw
⭐ورژن Vkook در اکانت موجوده.
🥇angst
🥇Lgbt
🏅boyxboy
🏅Kookv
🥇Fanfiction
🥇Jungkook
🥇fic
🥇taekook
🥇Romance
🥇جونگکوک
🥇ویکوک
🥇تهکوک
🥇فیک
〴︎Summary ৲︎
زندگی کردن بدون یکی از حسهایی که به روزهات آهنگ میبخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خوانندهی دلشکسته رو درک میکرد.
با این وجود، چقدر باید میگذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حسهاش رو داشت، دردهای ناگفتهی پسر رو درک کنه؟
〴︎Writer: Soodeh
〴︎Couple: Vkook
〴︎Sub Couple: Sope, Namjin
〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
فن فیکشن کوکوی/ویکوک
.
.
.
_قبل از اینکه منو ببینی کی بودی ؟
تهیونگ سرش رو بالا اورد و به جانگکوک نگاه ناباوری انداخت ، اون حق نداشت از قبلا حرف بزنه .
_تو نمیتونی... نمیتونی همینجوری بیای و بری و بخوای من همون ادم قبلی باشم عوضی .
تهیونگ ضربه ی محکمی به شونه ی جانگکوک زد، توقع داشت مثل همیشه پسر کوچیک بخنده و بگه شوخی کرده ولی نگاه جانگکوک که روی زمین قفل شده بود بهش میگفت این جدیه و مثل چیزی که از قبل براشون واضح بود داشت اتفاق میوفتاد ...
[ کامل شده]
+ اسمت چیه؟
_ لوسیفر
+ مثل شیطان؟
پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد...
_ دقیقا
مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد...
+ اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم
_ چه مخفف احمقانه ای!
+ احمقانه یعنی چی؟
پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید
_ از مامانت بپرس
مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد
+ ولی من خانواده ای ندارم
پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت!
ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین / نامجین
حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :)
(دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
بزرگترین دبیرستان خون اشام های جهان!
با قوانین سخت که شکوندن هر کدومشون عواقب سختی رو به دنبال داره
اما کی گفته همه ی دانش آموزا به قوانین پایبندن؟
Couple: Vkook
انگشتای کشیدش رو روی کلاویه های پیانو نشستن
"یه روز بهت یاد میدادم چطوری بزنی اما الان"
به بدن بی جون جانگکوک نگاه کرد
چشماش توی چشمای خیس کوک قفل شده بود
"جای کوک چند ماه پیش روی صندلیِ پیانوم خالیه جئون جانگکوک! "
جانگکوک اروم نالید
'روانی!'
"درسته، و تو هیچوقت نمیتونی یه روانی رو پیش بینی کنی"
Couple: VKook
Genre: Mafia, BDSM , Psychological