my favourites
17 stories
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 49,119
  • WpVote
    Votes 6,124
  • WpPart
    Parts 20
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
Mr KAWASAKI  by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 18,972
  • WpVote
    Votes 1,854
  • WpPart
    Parts 8
←[کامل شده]→ جیسونگ عاشق موتور بود، ولی نه پول داشت و نه مهارت. مینهو هم عاشق موتور بود. اما اون هم پولش رو داشت و هم مهارتش. این یک نشونه بود. یک نشونه از طرف سرنوشت برای اینکه این دوتا باید برای هم دوست‌های خوبی می‌شدن، یا حتی بیشتر... به هرحال این نظر جیسونگه و درست و نادرست بودنش اهمیت نداره! ✨ Couple: Minsung ✨ Gener: Romance, comedy, smut ✨Writer: The Ocean "لعنت بهت. یک کیلو عسل که هیچی... بهم ده کیلو شکلات تلخ ۱۰۰درصد هم بدن، باز هم حاضرم تو رو بخورم!"
Pretty Please by zeirella
zeirella
  • WpView
    Reads 884
  • WpVote
    Votes 54
  • WpPart
    Parts 2
وویونگ و سان ایتیز،بنا به دلایلی که جز خودشون کسی ازش مطلع نیست،رابطه ی خوبی ندارن.نفرت و غروری که نسبت بهم دیگه حس میکنن،درمقابل منطقشون ایستاده،ولی در نهایت-
505( Woosan, Yungi, Winrina) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 18,778
  • WpVote
    Votes 2,394
  • WpPart
    Parts 34
Name: 505 Genre: Romance , Sci-fi , drama, smut Couples: woosan, yungi, winrina خلاصه: در دنیایی که همه چیز بر اثر یک بیماری ناشناخته در خطرـه و حیات بشر دچار تهدید شده، چوی سان، فضانوردی که با فداکاری و پا گذاشتن به مأموریت تأیید نشده‌ای برای نجات بشریت، راهی میشه؛ غافل از اینکه با رو به رو شدن فضاپیما با کد خطای 505 ، سال‌های بسیاری بی‌خبر در کرهٔ زمین می‌گذره؛ در حالی که در اون طرف کهکشان ها، وویونگ، تنها کسی‌ـه که هنوز به زنده بودنش باور داره. چه اتفاقی میوفته وقتی که پس از بیست سال، برخلاف تصور همه، سان زنده به زمین برگرده؟!
Let's Play  by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 19,581
  • WpVote
    Votes 2,288
  • WpPart
    Parts 7
←[کامل شده]→ پسرها حوصلشون سر رفته بود؛ پس تصمیم گرفتن هشت نفری یک بازی متفاوت انجام بدن. بازی که اگه توش می‌باختی جریمه‌ی سنگینی داشت... حالا سناریوی بازی چی بود؟ هیچی! فقط میخواست یکی از فن‌فیکشن‌های واتپد رو انتخاب کنی و خودت رو جای کاراکتر بذاری. به نظرتون چه کسی برنده میشه؟ ~°{با هنرمندی اکثر کاپل‌ها} ~°ژانر: کمدی، فلاف، ریل لایف(Canon)، رومنس ~°به قلم: اقیانوس
Lie To Me by zeirella
zeirella
  • WpView
    Reads 13,714
  • WpVote
    Votes 2,273
  • WpPart
    Parts 73
خلاصه داستان : وویونگ کارمندی که از زندگی یکنواختی که برای خودش ساخته راضیه و همه ی تلاشش رو میکنه تا زندگیش رو به همین منوال ادامه بده و سان بارتندری که عاشق هیجان و شلوغی موجود توی زندگیشه،از کجا هم دیگه رو میشناسن و چجوری باهم آشنا ان؟چطور میتونن باهم کنار بیان؟آیا تنها تفاوتشون لایف استایلشونه؟یا چیز بزرگتری وجود داره که از هم متمایزشون میکنه؟
𝗐𝖺𝗋𝗆 𝗐𝗂𝗇𝗍𝖾𝗋 . by kumonia
kumonia
  • WpView
    Reads 34,102
  • WpVote
    Votes 2,571
  • WpPart
    Parts 21
𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 - عشق مثل ستاره‌‌هایِ کوچک روی بینی و زیر پلک فلیکس متولد شده بود تا ابدش رو متعلق به خودش بکنه، اون ها داغ بودند و سوزناک و هیونجین بی پروا به سمتشون اوج می‌گرفت، اما حواسش نبود که ستاره‌ها مریض شده بودند. " میتونی لمسم کنی؟ اونا میگن لمس کشنده‌یِ تو تنها راه درمان ستاره‌های بیمار منه. " ‌‌‌ - - - - psychological. romance . angst . drama . smut .
Fudoshin ( Hyunlix , seungin ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 149,704
  • WpVote
    Votes 14,668
  • WpPart
    Parts 54
داستانی از هیونجین ، نقاشی که بعد از عمل پیوند قلب مادرش به لی فلیکس، نویسنده دورگه ای که درسشو ول کرده بود زندگی براش روی دیگه ای از خودشو نشون میده و چی میشه اگه این‌ بین اتفاقاتی بیوفته که همه چی رو تغییر بده؟! « - بهم گفتی فودوشین، این یعنی چی؟! هیونجین به چهره خنثی پسر کناریش زل زد، زیادی زیبا بود: - اول بهم بگو الان چه احساسی داری؟! - منظورت چیه؟! انگشت های کشیدشو بین انگشت های کوچیک فلیکس قفل کردو گفت: - منظوری ندارم فقط احساستو بهم بگو فلیکس به دست های قفل شدشون زل زد و بعد از مکثی ادامه داد: - خوشحالم اما کمی هم میترسم لبخند لبای هیونجین از چشمای فلیکس دور نموند: - فودوشین یعنی همین! نگاه کنجکاو فلیکسو که دید ادامه داد: - من نمیتونستم از چشمات بخونم چه حسی داری چون نشونش نمیدی اما خوشحالی و داری اینو پنهان میکنی، مامانم بهم گفته بود فودوشین به کسایی میگن که علی رغم احساساتی که تجربه میکنن اونو از بقیه پنهان میکنن؛و تو لی فلیکس...تو فودوشین منی!»
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 793,557
  • WpVote
    Votes 101,588
  • WpPart
    Parts 72
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017