BTS
93 stories
drowned in blood by jistoorkim
jistoorkim
  • WpView
    Reads 573
  • WpVote
    Votes 94
  • WpPart
    Parts 10
درست زمانی که کوک زندگی اش به کسالت بار ترین و تکراری ترین حالت ممکن در آمده است اتفاقی رخ میدهد که همه چیز را تغییر میدهد.. پس او میگردد تا انتقام بگیرد،اما غافل از اینکه هیولای شب در کمین نشسته.. میرود تا شکارچی و هیولا مقابل هم قرار گیرند،اما شکارچی نمیداند هیولای شب با قلبی که مدت هاست دست از تپیدن کشیده است منتظر اوست سوال اصلی اینه که،مگه هیولایی که قلب نداردمی تواند عاشق شود؟ ژانر:خوشنآشامی،سوپرنچرال،اسمات کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:جیکوک‌
✞︎  Beautiful slave ✞︎ by _vkook_night
_vkook_night
  • WpView
    Reads 7,888
  • WpVote
    Votes 701
  • WpPart
    Parts 11
کاپل :ویکوک کاپل های فرعی:؟ ژانر:انگست .bdsm. رمنس . روانشناسی . ارباب برده ای . هپی اند . اسمات. مافیایی روزهای آپ :یک‌شنبه جونگکوک پسری که به دلیل گی بودنش از خونه طرد میشه و مجبور به کار کردن برای عموش میشه تا بتونه برای خودش خونه بگیره ولی چی میشه اگر متوجه بشه که عموش برای نجات جون خودش بخواد اون رو بفروشه!؟ __________________________________✞︎ با برداشتن شلاق به سمت بدن پسر روی تخت حرکت کرد و شروع کرد به ضربه زدن ، با اولین ضربه داد پسر بلند شد +هققق خواهش م..میکنم ولم کنننننن ..ا.این درد داره خواهش میکنم من برده نیستم تهیونگ همون‌طور که داشت با شلاق نازک روی کمر و رون های کوک ضربه میزد ، دست از شلاق زدن پسر دست برداشت و بدون جواب دادن به التماس های کوک به سمت کمد رفت و بعد از برداشتن گگ و تیغ به سمت پسر برگشت ، جونگکوک با دیدن گگ و تیغ دست مرد که ارباب اینجا بود به خودش لرزید شروع کرد التماس کردن +خو..خواهش میکنم به من کاری نداشته باش هق من مال تو نیستم من برده تو نیستم تهیونگ بدون توجه به پسر با بستن دهن پسر مانع شنیدن صداش شد ، به سمت پاهای برهنه پسر رفت و بین زانوهاش نشست و با گرفتن تیغ و کشیدن اون روی رون های سفید، پسر داد بلندی زد که پشت گگ خفه شد ، و اینجا تنها صدایی که سکوت اتاق رو می‌شکست صدای خنده
God is Dead? | Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 43,611
  • WpVote
    Votes 5,306
  • WpPart
    Parts 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
My sweet strawebrry🍓 by natali_420
natali_420
  • WpView
    Reads 20,674
  • WpVote
    Votes 2,549
  • WpPart
    Parts 37
سلام بچه ها این نمیشه گفت اولین فیکمه چون قبلاً خیلی نوشتم ولی با بقیه به اشتراک نذاشتم و تنها کسی که نوشته هام رو خونده خودمم چون به نظرم اصلا خوب نمینویسم اما به اسرار دوستم اومدم این داستان رو با شما به اشتراک بزارم ⁦〜(꒪꒳꒪)〜⁩ اگه بد شده یا جایی رو خوب ننوشتم غلط املایی داشتم و خلاصه چیزی نفهمیدید و یا ایده ای داشتید درموردع پارت بعدی حتماً حتماً بهم بگید و واقعاً خوشحال میشم که بدونم نظرتون چیه و حتماً میخونم کامنتاتون رو ⁦(~‾▿‾)~⁩ خیلی دوستتون دارم امیدوارم که خوشتون بیاد⁦┌(・。・)┘♪⁩ ژانر:فانتزی،کمدی،لیتل اسپیس،درام (ژانر های اصلی ایناست اما ژانر های دیگه هم داریم که شما توی فیک متوجه میشید^^) کاپل اصلی :ویکوک کاپل فرعی:یونمین نامجین ٫٫هوسوک سینگل نیست٫٫
+ and -  :::... ✔ by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 389,803
  • WpVote
    Votes 53,927
  • WpPart
    Parts 31
+ مثبت و منفی - "شوخی میکنی یونگی هیونگ؟ من و جئون جونگکوک شبیه مثبت و منفی ایم! حتی تصورش هم ناممکنه. اون هیچوقت به کسی مثل من نگاه نمیکنه." ـ10MinUtEs LaTerـ "عاح....مارکم کن تهیونگ!" ژانر : ( فول سمات / رمنتیک / برشی از زندگی / طنز / ورزشی / تینِیجر پسند / ... ) کاپلز : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامعلوم
𝐈𝐧𝐭𝐨 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐀𝐫𝐦𝐬 | 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 by amir_vkook
amir_vkook
  • WpView
    Reads 220,339
  • WpVote
    Votes 27,001
  • WpPart
    Parts 36
• 𝐍𝐚𝐦𝐞 : 𝐈𝐧𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐚𝐫𝐦𝐬 | در آغوش تو • 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 • 𝐎𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 * 𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 • 𝐆𝐧𝐫𝐞 : 𝐒𝐜𝐡𝐨𝐨𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞 , 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 𝐤𝐢𝐧𝐤 , 𝐂𝐮𝐭𝐞 , 𝐬𝐦𝐮𝐭 , 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐜𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲 , 𝐡𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐞𝐧𝐝 _ دوست داشتن تو شیرین تر از هر آبنباتیه که دور از چشم مامانم از کیفش برمیداشتم و بدون توجه به غوغای اطرافم گوشه اتاقم میرفتم و مشغول لذت بردن از طعم لذیذش میشدم :) .......... داستان عشق شیرین جونگکوک 17 ساله و معلم خوشتیپش کیم تهیونگ 23 ساله .......... *قرار نیست زیاد لوس باشه روند فیک و شخصیت هاش بهتر بگم تعادل رعایت شده ولی مطمعنم موقع خوندنش لبخند به لبتون میاد :) .... love ya all ✨⛓️💕
My Bro's Darling 🌈 Season.2 by Eris_grays
Eris_grays
  • WpView
    Reads 844
  • WpVote
    Votes 96
  • WpPart
    Parts 1
•وضعیت: درحال آپ •ژانر: Romance, Fluff, 🔞, ChatStory •زوج‌ها: TaeKook,Yoonmin,Namjin •تعداد قسمت‌ها: Season2 >>> 29 Part Season1 >>> https://rizy.ir/HJfB •خلاصه: داستان از اونجایی شروع شد که جونگکوک تصمیم گرفت موبایل برادرش رو وارسی کنه؛حین همین سرک کشیدن‌ها با یکی از رل‌های برادرش آشنا میشه که از قضا معلم مدرسه‌اش هم هست. شروع چت کردن همانا و وابستگی همانا...
My bro's darling 📚 Season.1 by Eris_grays
Eris_grays
  • WpView
    Reads 34,908
  • WpVote
    Votes 5,813
  • WpPart
    Parts 33
•وضعیت: اتمام فصل یک •ژانر: School Life, Chat Story, Romance, Fluff, 🔞 •زوج‌ها: TaeKook,Yoonmin,Namjin,MinJoy •تعداد فصل‌ها و قسمت‌ها: Season1 >>> 30 Part •خلاصه: داستان از اونجایی شروع شد که جونگکوک تصمیم گرفت موبایل برادرش رو وارسی کنه؛حین همین سرک کشیدن‌ها با یکی از رل‌های برادرش آشنا میشه که از قضا معلم مدرسه‌اش هم هست. شروع چت کردن همانا و وابستگی همانا...
Love is an emotional accident by mobinaMoshtagh
mobinaMoshtagh
  • WpView
    Reads 186,179
  • WpVote
    Votes 18,743
  • WpPart
    Parts 51
اسم بوک ^^عشق تصادف احساسی ژانر^^عاشقانه♡سافت♡لیتل♡اسمات کاپل^^ویکوک ♡سپمین♡چانبک♡یوگبم♡نامجین♡سوگیو خلاصه^^ تهیونگ یکی از بزرگترین سهامداران شرکت کیم طی یه سری حاشیه ها مجبور میشه سرپرستی یه لیتل و قبول کنه پس به آموزشگاه بیون میره و با چانبک که موسس این آموزشگاه هستن آشنا میشه و ساکت ترین پسر اونجا یعنی جئون جونگکوک یا بهتره بگیم کیم جونگکوک و به سرپرستی میگره ولی چی میشه که جونگکوک ددی تهیونگشو به عنوان بابا دوست نداشته باشه!؟ چجوری میخواد دلش و به دست بیاره و بقیه رو خط بزنه؟ وضعیت^^تکمیل شده نویسنده ی این فیک فقط خودم هستم و فقط داخل واتپد آپ شده کپی ممنوعه اگر جای دید اطلاع بدید:)باتشکر
Do not leave me in the arms of reality by mobinaMoshtagh
mobinaMoshtagh
  • WpView
    Reads 1,523
  • WpVote
    Votes 235
  • WpPart
    Parts 7
اسم چند شاتی ^^مرا در آغوش واقعیت رها نکن ژانر^^عاشقانه♡روانشناسی♡ ♡چند شاتی کاپل^^ویکوک شایدم نامجین این بوک راجب یه پسر تنها به اسم جونگکوکه که با وجود خودش دوست میشه آره وجودش آدم های خیالی مثل فرشته ی درونش که اسمش جینه یا شیطان درونش که اسمش نامجونه و درآخر صدای درون یا همون وژدان درونش یونگی جونگکوک بعد از فوت مادرش و پدری که خودش و غرق کار کرد مردم گریز شد و آدمای خیالی ساخت اون فوبیای ارتباط برقرار کردن داره و اوضال بدتر میشه وقتی که به شهر دیگه ای میرن و اونجا دوستی به اسم جیمین پیدا میکنه که سعی دار مشکل جونگکوک و بفهمه و البته اتفاق بدتری هم می افته جونگکوک روی پولدار ترین پسر مدرسه یعنی کیم تهیونگ کسی که مثل جیمین سعی داره کمکش کنه تا بتونه ارتباط برقرار کنه و مشکلشو بفهمه کراش میزنه و این اوج فاجعه برای پسری که نمتونه سلام کنه هست:) و چی میشه اگه تمام خاطارت اونا توهم کوک توی کما باشه؟ وضعیت^^تکمیل شده