☆my fav
20 stories
𝖌𝖗𝖊𝖘𝖊𝖆𝖑𝖆 by FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    Reads 56,372
  • WpVote
    Votes 7,308
  • WpPart
    Parts 40
و آخرین صدایی که به گوش رسید متعلق به پیرزنی بود که گفت: سرنوشت همیشه کار خودش رو می‌کنه و شما دوتا وقتی کنار هم قرار بگیرید مرگ خیلی ها رو رقم می‌زنید پس هرگز حتی یک قدم هم به سمت این مرد بر ندار... ↝ʙᴏʏ×ɢɪʀʟ ↝ɢᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴍʏꜱᴛᴇʀʏ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ #full ↜وضعیت: پایان یافته ⭒2021/06/05 ⟬ #ᴋ ⟭
𝗜𝗡𝗨𝗥𝗘 | عادت by thriley7
thriley7
  • WpView
    Reads 48,132
  • WpVote
    Votes 4,108
  • WpPart
    Parts 34
《+عشق تو هیچوقت امن نبود ... مثل رقصیدن روی پرتگاه که من هربار سقوط کردم.》 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘿𝙧𝙖𝙢𝙖, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙈𝙖𝙛𝙞𝙖 𝙟𝙪𝙣𝙜𝙠𝙤𝙤𝙠 & 𝙜𝙞𝙧𝙡
Psychotic | Persian Translation ( jungkook~jin) by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 82,316
  • WpVote
    Votes 9,461
  • WpPart
    Parts 51
"دوستش داشتم،نه بخاطر اینکه اون با فرشته های وجودم میرقصید,بخاطر اینکه آوردن اسمش شیطان های درونمو آروم میکرد" - Christopher Poindexter **** original Story Written By : @weyhey_harry *** این داستان ، بازگردانی شده !! ترجمه از #بث
Hireath by Eva_story
Eva_story
  • WpView
    Reads 78,051
  • WpVote
    Votes 8,529
  • WpPart
    Parts 41
•| اتمام یافته|• مردی با دستانی آلوده به مرگ، مجبور به همراهیِ معشوقه‌ای اجباری‌ست! آیا معشوقه‌ی تازه، قادر به لمس تاریکی آن روحِ زخمی است؟ یا اینکه خودش، همان آتش خاموشی‌ناپذیری‌ست که قرار است بسوزاند و روشنایی بیاورد؟ در دالان‌هایی پر از راز، جنون، و حادثه، گاهی عشق نه نجات است، نه نابودی؛ بلکه پیچیده‌ترین کابوس مشترک است... _ جونگ‌کوک (استریت) ویمین (کاپلی) به قلم ایوا🍃
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭 | سیاه قلب by btsfic696
btsfic696
  • WpView
    Reads 47,639
  • WpVote
    Votes 3,452
  • WpPart
    Parts 30
گاهی آدم‌ها در آتش نمی‌سوزند، در خاطره‌ای نیمه‌تمام خاکستر می‌شوند. نرا، دختری که به دنیا آمد تا مقصر باشد، در شبی تاریک جا گذاشته شد. جونگوک، پسری که همیشه برای دیگران جنگید، در همان شب همه‌چیز را فراموش کرد. سال‌ها گذشت، زخم‌ها عمیق‌تر شدند، و حالا آن دو در دو سوی یک بازی خون‌بار ایستاده‌اند. یکی با حافظه‌ای تار، دیگری با قلبی سیاه‌تر از هر گذشته‌ای... «منو یادت نیست، آره؟» «اسم تو رو همه فراموش کردن... حتی خودت.» «اما من هیچ‌کسو یادم نرفته... هیچ‌کسو.» •پایان یافته• 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 ↳ᴊᴋ & ɴᴏʀᴀ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 ↳ᴍᴀғɪᴀ,sᴍᴜᴛ,ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ،ᴍʏsᴛᴇʀʏ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 ↳ɴᴏᴜʀᴀ ★·.·'¯'·.·★ 𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦 ↳ʙᴛsғɪᴄ696 درحال ویرایش
+22 more
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 901,344
  • WpVote
    Votes 110,756
  • WpPart
    Parts 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
seal of ownership |  jungkook ✔️ by https_celara
https_celara
  • WpView
    Reads 116,628
  • WpVote
    Votes 5,487
  • WpPart
    Parts 31
" پایان یافته" اون فقط یه دختر ساده بود که برای استخدام توی شرکتی به نام J.k ، درخواست داده بود غافل از اینکه اتفاقات دارکی درونش به وجود میادو افراد سردو ترسناکی داره که باعث میشه هر کسی مو به تنش سیخ شه همش تقصیر خودش بود که با پای خودش رفت تو تله و درگیر ماجراهای عجیبی شد ... حالا تو اون گودال عمیق وسط گیجی و نا آگاهی ناخواسته به کسی دل میبنده ... ___________________________ شخصیت های اصلی : جونگکوک ، هه را ، شوگا ، جیمین ، مینا نویسنده : راشل کاپل : استریت ( boy × girl ) ژانر : انگست ، رمنس ، اسمات ، زندگی روزمرگی ، عاشقانه ، *قوانین و مقررات یه کشور . شغل ها و شخصیت ها هیچ ربطی به زندگی واقعیه ما نداره همه از ذهن نویسنده به وجود اومده ...
Dangerous Desires | 18+ by calimends
calimends
  • WpView
    Reads 535,936
  • WpVote
    Votes 5,529
  • WpPart
    Parts 36
"Lock the door" He demands. "Don't want anyone walking in on us?" I tease. He chuckles. "Yeah... Something like that" *** Running from her abusive ex, 21 year old Luna Cartrige didn't even imagine that the only place she could hide would be a BDSM and kink club in another city. She is afraid of letting anyone control her life after her ex. When sparks fly between her and the owner of the club, could that change? Will she continue on running from her ex and living in the shadows? Or will she fall for the mysterious and desirable charms of Alexander Foreman. Luna Cartrige, a 21 year old stripper, is the baddest bitch of them all. At her old strip club, Casa Nova, she was top stripper. She was the only thing holding that club together. But what chased her away was her abusive ex boyfriend. What will happen when he comes back after her? Alexander Foreman, a 28 year old CEO, is a highly desirable man. He has everything, the looks, the body, the charm. He could have anything he wants. Will Luna flirt her way into his life or will they keep things work appropriate? ⚠️CONTAINS MATURE THEMES AND SCENES⚠️ #1 in 'club' {12/12/22} #1 in 'stripclub' {13/12/22} #1 in 'protective' {02/01/23} #1 in 'toxic' {08/04/23}
Contract|JJK(COMPLETED)  by kookiemyeuphoria
kookiemyeuphoria
  • WpView
    Reads 34,550
  • WpVote
    Votes 2,362
  • WpPart
    Parts 14
بدبختی تو از اونجایی شروع شد که برای نجات شرکتت و برادرت پایین اون قرارداد جهنمی رو امضا کردی و وارد جهنم اختصاصی جئون شدی از کجا میدونستی قراره اون پسر کابوس زنده ای توی زندگیت باشه. ___________________________________ سر تیتر خبر ازدواج تاریخی رئیس دوتا از شرکت های موفق کره در سال های اخیر جئون جونگ کوک و اوه ا/ت ____________________________________ اوه ا/ت :28ساله، رئیس شرکت او اس اچ OSH جئون جونگ کوک:27ساله، رئیس شرکت جئون jeon ____________________________________ ژانر:زندگی روزمره، انگست، هپی اند کاپل: تو و جونگ کوک By @kookiemyeuphoria #1-imagination #2-jeonjungkook #1-girl×boy #1-boy×girl Start:2021/05/28 End:2021/08/26
City Of Dead [Vkook AU] by Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    Reads 163,437
  • WpVote
    Votes 26,428
  • WpPart
    Parts 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"