kookmin
12 storie
❕Vietato❕ di MinBlume
MinBlume
  • WpView
    LETTURE 56,547
  • WpVote
    Voti 8,117
  • WpPart
    Parti 28
چی میشه اگه پسر تخس رئیس جمهور کشوری که همجنسگرایی توش رسما ممنوعه، عاشق بادیگاردش بشه؟ 🚫ژانر: درام، اسمات، رمنس، جنایی 🚫کاپل: کوکمین @minblume :نویسنده ❗️این فن فیک همش نوشته خودمه، لطفا این فیک رو هیچ جای دیگه اپلود نکنید❗️
🖤Kill me now 🖤 di Nava_zm
Nava_zm
  • WpView
    LETTURE 47,960
  • WpVote
    Voti 6,435
  • WpPart
    Parti 35
🖤 Fiction : kill me now 🖤 Couple : kookmin (اصلی) 🖤 Couple : sope , namjin , hunhan &... (فرعی) 🖤 Genre : اکشن ، اسمات ، رمنس ، هارر 🖤 Nc +18 جیمین و یونگی و جین سه تا پسری که به خاطر بی باک بودن همیشه تو دردسر میفتن و چی میشه اگه این سه تا پسر با سه تا از خفن ترین پسرای مدرسه برن به یه کلبه متروکه و ... + همین الان ... -نه نه خواهش میکنم‌ من نمیتونم +باید بتونی حالااااا _من بدون تو نمیرمممم + برو من دنبالت میام همین مسیرو برو بالاخره به جاده میرسی ×موشای کثیف گیرتون انداختم .... ادامه دارد ...
Big Hell di Nila_nilo
Nila_nilo
  • WpView
    LETTURE 42,250
  • WpVote
    Voti 4,024
  • WpPart
    Parti 33
-دنيا جاي كثيفي عه... -پر اَز غم...پر اَز نفرت...پر اَز كينه... -شايد با كمي عشق زيبا شه......💫🌙
+15 altre
Barkarole di Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    LETTURE 85,213
  • WpVote
    Voti 15,968
  • WpPart
    Parti 53
←[کامل شده]→ - تو مثل رز سیاهی. + چرا رز سیاه؟ - فکرکنم دلیلشو خودت خوب بدونی... جیمین دیگه اون امگای آروم و شاد و سرزنده‌ی چهار سال پیش نبود. بعد از گذشت سه‌سال توی سازمان، که حاصلی جز درد و رنج تمام‌نشدنی نداشت، حالا درست مثل یک گل رز یخ زده به پایگاه پناه آورده بود؛ جایی که تبدیل به مکان امنش شده بود. ولی مکان امنش میتونست تغییر کنه و جاش رو به میون بازوهای اون پسر مافیانمای خرگوشی بده؟ "از اخرش معلوم میشه زمین جهنم یک سیاره دیگه‌است..." ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، اسمات. کاپل: کوکمین. #🥇 in JUNGKOOK #4 in JIMIN #1 in Jikook #1 in Kookmin #1 in vmin #2 in smut
الفای عاشق di madgirl_baby_love
madgirl_baby_love
  • WpView
    LETTURE 239,704
  • WpVote
    Voti 29,242
  • WpPart
    Parti 72
کاپل: کوکمین . . . . ژانر : عاشقانه ، مثبت هجده ، امپرگ ، امگاورس ، درام ، خانوادگی ( اس*مات مثبت ???? داره ) #kookmin: #1 #jimin: #4 # امگاورس: #۱۰ #کوکمین: #۳ #kookmin: #3 #kookmin: #4 #kookmin: #5
🕯Dazhyar | KOOKMIN di evena202
evena202
  • WpView
    LETTURE 45,529
  • WpVote
    Voti 7,080
  • WpPart
    Parti 27
꒰.• #AU ⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤ جیمین مكانيك ٢٦ ساله اي كه بايد براي عمل پيوند خواهرش از خلبان جئون جونگکوک كه به تازگي همسرش مرگ مغزي اعلام شده ، رضايت بگيره... ↳Couple: Kookmin ↳Gener: Drama / Romance / Smut / Slice of Life روزهاي آپ: يكشنبه ها ساعت 7 عصر
Acting🎭 di jisalixx
jisalixx
  • WpView
    LETTURE 194,786
  • WpVote
    Voti 23,469
  • WpPart
    Parti 37
✳️نام فیک : Acting ✳️ژانر : ازدواج اجباری _ انگست_ رومنس _امپرگ ✳️روز های آپ : دوشنبه _پنجشنبه ✳️کاپل ها : کوکمین _ کوکوی ✳️وضعیت فیک : پایان یافته ✳️نویسنده : jikukaGCbook ✳️مترجم : jisa ✳️پارک جیمین پسری بود که مجبور شد برای خوشحالی پدر و مادرش و به دست آوردن مقام و پول با جئون جانگ کوکی ازدواج کنه که کس دیگه ای رو دوست داشت... جانگ کوکی که سرد و مغرور بود و اهمیتی به وجود جیمین نمی‌داد... جیمین فکر می‌کرد میتونه با جانگ کوک کنار بیاد ولی یه اتفاق باعث شد که همه چیز بین اون دوتا عوض بشه... ❌این فیک با اجازه نویسنده اصلی به فارسی بازگردانی شده... 🎭
𝐒𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐲𝐨𝐮 | 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 di its__bluegirl
its__bluegirl
  • WpView
    LETTURE 30,232
  • WpVote
    Voti 5,180
  • WpPart
    Parti 23
[ Still with you ] کاپل : کوکمین /جیکوک / تهجین ژانر : رومنس ، ریل لایف " به معجزه ها باور داری ؟... من دارم. تو معجزه زندگی من بودی! "
forever you  di meridamad
meridamad
  • WpView
    LETTURE 75,061
  • WpVote
    Voti 12,319
  • WpPart
    Parti 27
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟! جین نگاهی به جونگکوک انداخت. _پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم.. جیمین نگاهی به پدرش انداخت. _آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟ _وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟ جونگکوک جیمین رو بغل کرد. _پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید. _آپا...دوستت دامن میپوشید؟! جونگکوک قهقه زد. _نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد.... _ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست. جونگکوک خندید... _من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...