|سایه های اشکانی|
وقتی گذشته با زخمهایی عمیق از راه میرسد و عشق در میان دشمنی جوانه میزند، چه چیزی میان حقیقت و انتقام حائل خواهد شد؟
ایلیا، فرماندهای قدرتمند از اشکانیان، با کاسپینی روبهرو میشود که سایه تلخ جنگ، زندگیاش را ویران کرده است.
اما زیر پوست این دشمنی خونین، رازهایی مدفون است که میتوانند سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر دهند. آیا این دو قلب زخمی راهی برای فرار از کینه و یافتن حقیقت خواهند یافت؟
->وضعیت: در حال آپ
->تایم پارت گذاری: به محض آماده شدن پارت
->تعداد چپتر: نا معلوم
->ژانر: تاریخی، عاشقانه، بی ال
[توجه❗این رمان فقط در واتپد منتشر میشه و بدون اجازه جایی نشر ندید که برخورد میشه]
language =persian
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می ک نم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی.
و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه.
سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه."
با منو دراری همراه باشید لاوز:*
⊹ 𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞! ⊹
بیگناه ترین فردی که قربانی یک انتقام میشه ....
" _چرا من لعنتی؟ چرا من؟
چرا تقاص اشتباه های اون رو از من گرفتی ؟
_چون عزیز تر از تو کسی براش نبود
ضربه خوردن تو باعث شکستن کمر اون میشد ..... "
◆Genre : Omegaverse. Revenge. Mperg. Romance. Drama. Smut.
◆Main Couple : KOOKV
◆Writer : shahdokht✨️
ⵂ @Taekook_p ⵂ
تاریخ شروع فصل اول : 1403/05/12 02:18
تاریخ پایان فصل اول : 1404/01/28 16:04
تاریخ شروع فصل دوم : 1404/04/05 23:30
_ چرا یاشار ! چرا ؟
_ چرا چی ؟
_ اندازه من نه فقط کاش یک هزارم یا نه یک میلیونیوم اون عشقی بهت دارم رو بهم داشتی
اون وقت نمیزاشتی به این راحتی از هم جدا بشیم
°°°
_ پیش خودت چی فکر کردی ها
چرا فکر کردی به راحتی میتونی با احساست یه آدم بازی کنی
فقط چون بابات پولداره
°°°
_ میخوام به عنوان یه همجنسگرا به یک فرد نزدیک بشی
_ هیچ وقت راضی به انجام چنین کاری نمیشم
_ اگه پدرت رو از زندان بیارم بیرون تا باقی عمرش پیش مادرت باشه اونوقت چی ؟ راضی میشی؟
°°°
⚠️حاوی صحنه های باز ⚠️
ژانر : گی / bdsm/ اسمات / خشن
وضعیت : در حال آپ
برای کمتر کردن حبسِ ابدم فقط باید با دشمنی رو به رو بشم که هر وقت می بینمش میخوام چاقو رو تا ته توی گلوش فرو کنم ، آسونه نه؟
رندی واتسون، پسری که به خاطر بی احتیاطیش، واسه کشتنِ یه کله گندۀ آمریکایی به حبس ابد محکوم میشه. متاسفانه وقتی وارد زندان میشه میفهمه فقط یه راه برای کمتر کردن حبسش هست و اونم اغوا کردنِ زاکربرگ پرسکاته.
پرسکاتها و واتسونها، کسانی که از صد سال قبل تا حالا تنها هدفشون کشتنِ همدیگه بوده!
آیا رندی میتونه به دشمن قدیمیش خنجر بزنه و خودشو آزاد کنه؟
.
.
.
فن فیک نیست و کرکترا اورجینالن -
genre: #Action #LGBT #Romance