mov_nychta7's Reading List
6 verhalen
Extinct | namjin door artonis02
artonis02
  • WpView
    reads 148,934
  • WpVote
    Stemmen 19,006
  • WpPart
    Delen 93
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
Nearest Him - VKook door NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    reads 4,304
  • WpVote
    Stemmen 733
  • WpPart
    Delen 36
Summary: جونگکوک، جانشین وارث امپراتوری جئون‌ها از پونزده سالگی به کیم تهیونگ، پسر رقیب تجاری پدرش، علاقه‌مند شده اما تموم این سال‌ها به خاطر اختلاف سنی و این حقیقت که تهیونگ الان یه پدره، تلاش کرده علاقه‌اش رو فراموش کنه. اون توی سرکوب احساساتش تا حدود زیادی موفق بود تا اینکه تهیونگ تصمیم می‌گیره به جای رقابت، با جئون‌ها شریک بشه. Couples: Vkook, Yoonmin Genre: Fluff, Romance, Slice of Life, Fake chat
A Griefful Speech Of Silence door NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    reads 7,012
  • WpVote
    Stemmen 1,540
  • WpPart
    Delen 90
تهیونگ جوانی کره‌ای است که پس از مرگ پدرش تصمیم می‌گیرد بیش از سی روز دیگر زندگی نکند. اگر در طول این سی روز نتواند دلیلی برای ماندن در زندگی پیدا کند، قصد دارد به همه‌چیز پایان دهد. او برای نرم‌تر و قابل‌تحمل‌تر کردن روزهای باقی‌ماندهٔ عمرش به ژاپن سفر می‌کند؛ جایی که با پسری ژاپنی با نامی کره‌ای آشنا می‌شود. تاناکا جونگ‌کوک، پسر صاحب مهمان‌خانه، نامی دارد آمیخته به راز، و حضوری که می‌تواند آیندهٔ شکنندهٔ سی روز پایانی زندگی تهیونگ را به تلاطم بیندازد. • Genre: Romance, Tragic, Comedy • Main Couple: Vkook
SaYoNaRa door kimsevil
kimsevil
  • WpView
    reads 1,632
  • WpVote
    Stemmen 320
  • WpPart
    Delen 3
•سایونارا (さよなら) •کاپل: یونکوک / تهکوک •Loading....
MY STUPID CRUSH | NAMJIN - YOONMIN door namjinbook
namjinbook
  • WpView
    reads 12,370
  • WpVote
    Stemmen 2,111
  • WpPart
    Delen 19
مدتی از دبیو پر چالش بوی بند جدید کمپانی bighit نگذشته که سوکجین، هیونگ گروه، متوجه می‌شه رو نامجون، لیدر گروه کراش داره و حالا سوکجین باید با نامجونی که تحت هیچ شرایطی متوجه علاقه هیونگش به خودش نمی‌شه، دست و پنجه نرم کنه. . . . جیمین وسط مشاوره‌های تخصصی خودش به جین هیونگش متوجه می‌شه مین یونگی به طور جدی قصد از راه به در کردنش رو داره و.. جیمین کسی نیست که گول اون چشمای گربه‌ای و لبای صورتی و صدای بم یه پسر رپر و خوش قیافه رو بخوره . . . سوکجین: حرفم رو اصلاح می‌کنم.. اون ایکیوش 148 نیست بلکه 148- عه.. چقد می‌تونی اسکل باشی کیم فاکینگ نامجون جیمین: هیونگ.. طبق آخرین اطلاعاتی که از خودم دارم من اصلا گی نیستم پس چرا به مدته می‌خوام لبای یونگی هیونگ رو از جاشون بکنم..؟ بنظرت اغفالم کرده..؟ . تهیونگ: منننن حوصلم سر رفتههههه جونگکوک: چرا فقط نمیزارین باهاتون بیایم ما حوصله خوابگاه موندن رو نداریم . Actores: bangtan boys &... Couple: NamJin, JinJoon | YoonMin, MinYoon smut, romance, real life, little drama, fluff, Start: 01/11/19---> 23/02/08
Tʜᴇ Rᴏᴏꜰ ∥ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ 🦋 door Dreamer_cupcake
Dreamer_cupcake
  • WpView
    reads 106,414
  • WpVote
    Stemmen 15,270
  • WpPart
    Delen 57
"تهش چی میشه؟" "تهشو تو می‌نویسی." "اگر اون چیزی بشه که نباید؟" "هرچی شد، فقط مسئولیتش رو بپذیر." یونگی آهی کشید و دستاشو رو صورتش گذاشت: "خیلی احمقم، مگه نه؟" گوروم سیمای گیتار سیاهرنگش که با استیکرای عجیب و غریب تزئین شده بود رو با نوک انگشتای زخمی نوازش کرد. ملودیش آروم و نوازشگر بود: "نیستی میو کون. آدمای احمق حماقت خودشونو باور نمی‌کنن." "همه چیز فقط داره بدتر میشه. نمی‌تونم کنترلش کنم..." "داره مسیرشو طی می‌کنه." "مسیرشو؟" "فقط کافیه بپذیری بعضی چیزا دست من و تو نیست و از ته قلبت باور داشته باشی، چیزی که باید اتفاق بیفته، اتفاق میفته." Story by: Upset Season 1: completed ☑ Season 2: completed ☑ Grey chapter: ongoing 🔛