The Best
38 stories
Incubus | کابوس by byjeymin
byjeymin
  • WpView
    Reads 78,000
  • WpVote
    Votes 6,129
  • WpPart
    Parts 49
کونگ جو، دختر یتیم 18 ساله است که گذشته ی خیلی بدی داشته. مادر و خواهرش کشته شدن و پدرش فرار کرده. اما نمیدونه که گذشته همچنان داره مثل یه سایه دنبالش میاد. و این کابوس کسی نیست جز جونگ کوک! خون آشامی سایکوپات که محصول آزمایشگاه پدرشه. Psycho, University, Vampire, Smut
Chosen by destiny 🔆 by shmimsmh
shmimsmh
  • WpView
    Reads 32,246
  • WpVote
    Votes 2,141
  • WpPart
    Parts 36
فصل دومه chosen by moon 🌙 ژانر:عاشقانه .اسمات.کینکی.درام.تناسخ کاپل:jungkook &girl شما به تناسخ اعتقاد دارید؟! به نیمه ی گمشده؟! به سرنوشت؟! اگه نه که این داستان برای شما خوب نیست چون اینجا دوتا عاشقو داریم که بعد از ۶۰۰سال دوباره به هم رسیدن البته رسیدن که نه....هنوز خیلی مونده به هم برسن و کنار هم به ارامش برسن وگرنه من اینجا چیکار میکردم مگه نه؟
+11 more
𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮(آلفا) Completed  by ArushBK_Austin
ArushBK_Austin
  • WpView
    Reads 92,001
  • WpVote
    Votes 6,876
  • WpPart
    Parts 29
𖤜᭄ Fallow me Complete درد یعنی بعد سال ها بتونی عاشق یکی بشی و دقیقا زمانی ک قصد مارک کردنش رو داری سر و کله ی آدمی پیدا بشه که آیینه گذشته خودته... یک دوراهی دیوونه کننده بین عشق ورزیدن به دختری که همه جوره میخوایش و دختری که دقیقا شبیه گذشته ات تو عذابه و میخوای نجاتش بدی! Genre ⟱ ᯓ Omegavrs - Smut 🔞 - Romance Couple ⟱ ᯓ Straight Up⟱ ᯓ Complete ࿐* Writer ⟹ _DevilCarter_
Chosen by moon 🌙  by shmimsmh
shmimsmh
  • WpView
    Reads 60,531
  • WpVote
    Votes 4,015
  • WpPart
    Parts 55
ژانر:امگاورس-اسمات-عاشقانه-تاریخی-رازآلود-کمی درام Couple:jungkook&girl .namjin فصل دوم در حال اپ:chosen by destiny 🔆 -واسه این ولت کردم.پدرم میخواست منو به جنگ بفرسته.نمیدونستم زنده برمیگردم یا نه.نمیخواستم دختر کوچولوم هر هفته منتظرم بمونه و با نیومدنم ناامیدش کنم ماتم بردو اشک چشمامو پر کرد لبخندی زدو سرشو چرخوند:ببخشید اگه خیلی دلت برای خرگوشی تنگ شد.ولی خرگوشیت تو همون جنگ اول مردو من جاش به وجود اومدم.یه گرگ نفرت انگیز . . . . -اوم ...خیلی تنگی امگای من ولی الفات میدونه چجوری از پست بربیاد .اگه انقد چموش نبودی کاری میکردم الان حس کنی روی ابرایی ولی تو لیاقتشو‌نداری.تو فقط باید زیر الفات از درد ناله کنی دستشو آورد رو شکمم و همونجور که توم ضربه میزد دستشو رو نافم گذاشتو نیشخندی زد :حسش میکنی امگا؟؟؟؟دیک الفات که تا اینجا میاد توت رو‌حس میکنی مگه نه؟؟؟
Theta | تتا by byjeymin
byjeymin
  • WpView
    Reads 9,332
  • WpVote
    Votes 690
  • WpPart
    Parts 17
تنهایی... زخم کهنه ایی بود به قلب این گرگ پیر. مشت محکمی بود که اون هر روز به دیوار میکوبید. جنگی بود که هر روز با خودش داشت. اون نمیدونست نیمه ی دوم خودش، ماه خودش، تنها جواب این دردهاست. ⇴ Romance, Omegavers, Smut
𝐀 𝐁𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐆𝐢𝐫𝐥 𝐅𝐨𝐫 𝐀 𝐁𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐁𝐨𝐲 |𝐉𝐉𝐊 |𝐂𝐎𝐌𝐏𝐋𝐄𝐋𝐄𝐃 by sam_hanoul
sam_hanoul
  • WpView
    Reads 9,881
  • WpVote
    Votes 1,111
  • WpPart
    Parts 7
اگر یه خرگوش تو کیفت پیدا کنی چه حالی بهت دست میده؟ مطمئنا خوشحال میشی. حالا اگر همون خرگوش یه دختر با خال کنار لبش باشه چه حسی بهت دست میده؟ جانگکوک که عاشقش شد.... [تکمیل یافته] ♔︎𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 ♔︎𝐹𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦 ♔︎𝑩𝒐𝒖𝒙𝑮𝒊𝒓𝒍
Unwanted Killer | Jeon Jungkook by kimellarmy
kimellarmy
  • WpView
    Reads 123,586
  • WpVote
    Votes 8,564
  • WpPart
    Parts 32
-″اجازه نمیدم خودتو ازم دور کنی″ ″اگه من بخوام ازت دور بمونم چی؟″ -″اونوقت هیولایی میشم که ازش متنفر شی″🥀💛 Couple: Jungkook x Girl Genre: Angst, Romance, Psychology, Smut
BTS oneshots by Mayla_amour
Mayla_amour
  • WpView
    Reads 53,298
  • WpVote
    Votes 2,696
  • WpPart
    Parts 27
BTS + کوک من تصمیم و گرفتم و میخوام‌ازت ... انگشت اشاره کوک که رو لباش نشست ساکت شد _ هیس خواهش میکنم جملتو تموم نکن ، جیمینا لطفا عذاب دادن منو تمومش کن حس میکنم با این بی رحمی های جدیدت قلبم داره از کار میوفته *** + التماست میکنم یونگی .. خواهش میکنم اون بدون من نمیتونه من... فریاد زد _ منم بدون تو نمیتونستم لعنتی .. منم بدون دیدنتون نمیتونسم .. تو میدونی با رفتنت چه بلایی سرم اوردی ؟ oneshot straight - gay ... drama - smut - reallife ...
᭝‌ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 26,051
  • WpVote
    Votes 3,380
  • WpPart
    Parts 74
،، وضعیت: پایان‌یافته𓏲 ⤎ زمانی که مین تیا از فشار زندگی نکبت‌بارش می‌خواست به زندگی خودش خاتمه بده، یک سانحه توی نظام هستی به وجود اومد. شاید تیا از درون مرد اما جسم اون هنوز زنده بود! یک سفرِ روح، شخصی رو از گذشته به آینده کشوند و در جسم اون زنده کرد. پارک تانیایی که توی تاریخ به زنی بی‌رحم مشهور بود حالا در جسم ضعیفی چشم باز کرده بود تا سرنوشتش رو کامل کنه. شاید تانیا دلش می‌خواست زندگی جدیدی رو شروع کنه اما خون یک نفر روی دست‌هاش سنگینی می‌کرد و به قتل متهم بود. عشق چطور؟ جونگ کوک می‌تونست قلب سرد اون رو گرم کنه؟ ⋅───╼─╾───⋅ جونگ‌کوک با انگشت شست مشغول نوازش گونه نرمم که به خاطر اشک‌ نسبتا مرطوب شده بود، شد. خشکی لب‌هام باعث می‌شد طعم بوسه‌ای که داشت بهم هدیه می‌داد مزه درد و عجز بگیره. - می‌ترسم از روزی که مجبور باشم این لب‌های باریک و این آغوش امن رو رها کنم و برم. با چشم‌هایی که تنها به لب‌هام خیره بود و چونه‌ام رو نگه داشته بود، زمزمه کرد: - نترس به خاطر اینکه حق همچین کاری رو بهت نمی‌دم... هر جا تو باشی من هم همون‌جا هستم چون ستاره همیشه کنار ماهِ تیره‌اش می‌درخشه! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Min Tia ⤷ Park Jimin x Kim Hara ⤷ Luhan x Park Tanya ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Fantasy ⤷ Historical ⤷ Mystery ᝰ UP: یک‌بار در هفته
Last decision by Sarinaf9
Sarinaf9
  • WpView
    Reads 145,635
  • WpVote
    Votes 10,797
  • WpPart
    Parts 41
Last decision : تصمیم آخر ژانر : عاشقانه - درام -انگست -جنایی -اسمات - معمایی ‌خلاصه‌ای از فیکشن: درد؟ کینه؟ انتقام ؟ تو نمیتونی همه رو با هم درک کنی و باهاشون بزرگ بشی چون یه بچه ی پنج ساله نیستی که پدر و مادرش رو جلوی چشماش به قتل رسوندن --- چی میشه اگه انتخاب های زیادی نداشته باشی؟ چی میشه اگه آدم های اطرافت متفاوت با چیزی باشن که انتظار داری؟! ازدواج یا مرگ؟ میتونی حسش کنی ؟ ✅بخش هایی از فیک ✅ بسته شدن چشمای اون زن فرتوت تنها ذره ی روشن وجودشو خاموش کرد و این آغاز تاریکی جونگ کوک و امپراتوری خونینش بود --- مرد مسن دستشو روی شونه ی جونگ کوک گذاشت :" دوباره که قرار نیست سرکشی کنی؟ به اندازه کافی برای تهیونگ اینکار رو کردی --- یکی از اونا از روی صندلیش بلند شد :" اینکه یه زن مسئولیت کامل باند رو به عهده بگیره اشتباهه..بیوه ی جئون باید زیر دست ما باشه نه توی مقام مشابهی با ما قرار بگیره --- +ن..نیازی نیست گدایی عشقی رو بکنی که داریش برخلاف انتظارش جونگ کوک فقط پوزخندی زد و پشت میز کارش نشست -مطمئنی که دارمش؟ یا فقط دارم خودمو احمق فرض میکنم که مثلا دارمش --- +حقیقت رو بهم بگو.. تو نمیتونی انسان باشی چون خود شیطانی -اشتباه نکن... من... جئون جونگ کوکم 1 #JungKook ❤