موردعلاقه‌هام
17 historias
lacuna [L.S] por darkblue_94
darkblue_94
  • WpView
    LECTURAS 13,022
  • WpVote
    Votos 2,591
  • WpPart
    Partes 46
[Completed] تو بهم فهموندی میشه یه تیکه از وجودت رو از دست بدی اما زنده بمونی! نه فقط زنده موندن، بلکه وادارم کردی زندگی کردنو دوباره به یاد بیارم. تو بهم یاد دادی میتونم با وجود یه خلا بزرگ توی قلبم، بازم به نفس کشیدن ادامه بدم! نه فقط نفس کشیدن بلکه عشق ورزیدن و عشق گرفتن رو به یادم آوردی. تو بهم یاد دادی میشه از یه خاک مرده، یه باغ سرسبز درست کرد، اگه فقط به اندازه کافی بهش توجه کنی. تو بهم یاد دادی میتونم دوباره دوست داشته بشم و عاشق باشم! تو منو به زندگی برگردوندی و من بخاطرش تا ابد به تو و قلبت مدیونم... Idea by: Gay_syndrome
Rogue [L.S] por AidaStylinson
AidaStylinson
  • WpView
    LECTURAS 101,809
  • WpVote
    Votos 20,873
  • WpPart
    Partes 48
[ C o m p l e t e d ] لویی یه امگای ولگرده که سال‌ها با آزار و اذیت دست و پنجه نرم کرده... تا اینکه توی مسیرش با گله‌‌ای مواجه میشه که احتمالا مهربون‌ترین کسایی هستن که توی عمرش دیده! •Persian Translation •امگاورس✓ • Original Story By: @Laventriloque • Translated by: @AidaStylinson / @lwtthesun / @ItsZealand / @LouTheSunFlower #1 in Persiantranslation #1 in Stylinson #1 in Omegaverse #1 in Larry #1 in LouisandHarry #1 in LiamPayne #1 in LouisTomlinson ___________________________ https://www.wattpad.com/story/205984891-rogue-a-b-o-universe-√
Liberte noire - 20th  por pegahfk
pegahfk
  • WpView
    LECTURAS 115,916
  • WpVote
    Votos 21,424
  • WpPart
    Partes 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
Take Me Down With You [L.S] por AidaStylinson
AidaStylinson
  • WpView
    LECTURAS 69,200
  • WpVote
    Votos 15,861
  • WpPart
    Partes 42
[ C o m p l e t e d ] لویی حالش خوبه فقط کاملا اتفاقی حداقل هفته ای یه بار به پلِ خودکشیِ بریستول میره و با یه دنیا اضطراب و ناراحتی دست و پنجه نرم میکنه و زندگی از نظرش تموم شده‌ست؛ اما به هر حال حالش خوبه. همه چیز خوبه تا وقتی که یه پسر مرموز، هر دفعه که لویی میخواد خودشو بکشه، سر و کله‌ش پیدا میشه... • Persian Translation #1 in Larry #1 in Persiantranslation #1 in Tomlinson #1 in LouisTomlinson • Original Story By: @harrystylesandstuff
Say Something~L.S [Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURAS 128,016
  • WpVote
    Votos 17,872
  • WpPart
    Partes 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) por PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURAS 140,131
  • WpVote
    Votos 30,097
  • WpPart
    Partes 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
Change My Mind~L.S [Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURAS 126,184
  • WpVote
    Votos 17,682
  • WpPart
    Partes 63
"یکم صبر داشته باش، همه‌چیز تغییر میکنه..." "همه‌چیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..." "پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..." پابلیش مجدد کتاب کامل شده‌ی change my mind. نوشته شده در اول فوریه‌ی 2018. پایان، پنجم سپتامبر2018.
Sea's whisper [L.S | Z.M] por Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    LECTURAS 197,070
  • WpVote
    Votos 44,534
  • WpPart
    Partes 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Birds in Gilded Cages(larry)(persian) por niallssm
niallssm
  • WpView
    LECTURAS 127,192
  • WpVote
    Votos 9,447
  • WpPart
    Partes 25
در لندن هتلی وجود داره که زنها و مردهای زیبا مثل پرنده های تو قفس،ازشون نگه داری میشه و زندانی ها ی اون مکان ملزمن عمیق ترین و تاریک ترین خواسته های شما رو براورده کنن.......
01:44 AM~L.S [Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURAS 98,688
  • WpVote
    Votos 17,857
  • WpPart
    Partes 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018