read after!vk
200 stories
Serial Killer by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 1,518
  • WpVote
    Votes 172
  • WpPart
    Parts 6
نام: #serial_killer ژانر:Bdsm, romance,smut, horror کاپل:Vkook,yoonmin نویسنده: #Valdemar روزهای آپ: سه شنبه ها رده سنی .🔞 خلاصه: کوک و جیمین بهترین دوست های هم هستن و یک روز باهم به گالری جین، برادر جیمین میرن و توی نمایشگاه می‌چرخن. جیمین داره با برادرش حرف میزنه و حواسش پیش کوک نیست. موقع خداحافظی از برادرش و خارج شدن از نمایشگاه متوجه میشه کوک پشت سرش نمیاد برمیگرده میبینه به یک تابلو خیره شده. میره پیشش با خودش به بیرون میکشه اون رو ولی لحظه ی آخر کوک برمیگرده تا دوباره به تابلو نگاه کنه میبینه تابلویی دیگه اونجا نیست. _ _تو چی هستی؟ مرد بدون آنکه سرش رو از گردن پسر خارج کنه همونجا لب زد: +من محافظ روح توام
ADDICTED║VKKV  by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 55,816
  • WpVote
    Votes 12,057
  • WpPart
    Parts 65
«من و تو فقط دوتا دوست معمولی‌ایم؟!...» ❈نام‌اثر: |معتــاد| ❈کاپل: ویکوک / کوکوی ❈ژانر: یاداشت‌های روزمره / انگست‌عاشقانه‌ / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
fake chat, tweet | VKOOK by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 45,490
  • WpVote
    Votes 5,904
  • WpPart
    Parts 21
اگه عاشق لوزر هستی... این بوک شامل فیک‌چت‌های کمدیِ ویکوک و توییت‌های چند قسمتیه. امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین🌟
Scenarios ᵀᵃᵉᵏᵒᵒᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 3,739
  • WpVote
    Votes 249
  • WpPart
    Parts 3
• سناریوهای تک‌پارتی از تهکوک؛
𝗛𝗶𝗿𝗮𝗲𝘁𝗵ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 77,683
  • WpVote
    Votes 8,453
  • WpPart
    Parts 18
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک، پسری با عطر بلوبری که در کنج تنهایی‌هاش، غم رو در آغوش گرفته بود. زمان زیادی از دلباخته شدنش می‌گذشت؛ اما کیلومترها فاصله از کسی که عاشقش بود، قلب دلتنگش رو آزار می‌داد. زمزمه‌های "فراموشش کن" از هر طرف توی سرش اکو می‌شد؛ اما واقعاً اجازه می‌داد رویای آبیش رنگ ببازه و دلیل تپش‌های قلبش به دست فراموشی سپرده بشه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو؛ نور دور چشم منی. ضربان قلب بیمار منی. اکسیژن فراری از رگ‌های منی. تو؛ تمام وجود منی جونگ‌کوک. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hiraeth ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Angst ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 112,852
  • WpVote
    Votes 10,400
  • WpPart
    Parts 76
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
FloSin  by AliyaNikita
AliyaNikita
  • WpView
    Reads 1,784
  • WpVote
    Votes 275
  • WpPart
    Parts 15
جئون جونگ‌کوک، مدیرعامل کمپانی جی‌کی و امگایی با رایحه‌ی شامپاین و وانیل بود. امگایی که بعداز ملاقات کیم تهیونگ، مدل کمپانی و امگایی با رایحه‌ی تمشک، کنترل احساساتش رو از دست می‌ده. Up: هر پنج روز، یک پارت کامل. Omega×Omega / Romance / Slice of life couple: Verse (Vkook & KookV)
The NEXUS by CallMeAuro_
CallMeAuro_
  • WpView
    Reads 269
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 2
نتیجه‌ی یه گروگان‌گیری اشتباه، توی بدترین برهه‌ی زمانی ممکن، برای رئیس باند تازه‌‌تاسیس اما موفق هانتر چی می‌تونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچ‌کس نمی‌دونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخس‌ترین امگای باهوش قرن باشه. -تو کی هستی؟ +شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم می‌پرسید؟ می‌خوای کدملی ننه‌جونم هم بدم؟ -مزه نریز. +تنها چیزی که من می‌ریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. آلفا ابرویی بالا انداخت که امگا با نگاه خریدارانه‌ای به سرتاپای مرد و ثابت نگه‌داشتن چشم‌هاش روی پایین‌تنه‌اش، با تاخیر جواب داد: +که فکر نمی‌کنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همین‌جا، بس بود. همین‌طور هم می‌شد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمی‌داد.
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 397,323
  • WpVote
    Votes 48,352
  • WpPart
    Parts 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 6,947
  • WpVote
    Votes 604
  • WpPart
    Parts 22
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !