read after!vk
199 stories
| 𝗛𝗲 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝗣𝗲𝘁𝗿𝗶𝗰𝗵𝗼𝗿 | ⱽᵉʳˢ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 664,279
  • WpVote
    Votes 61,419
  • WpPart
    Parts 53
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - احمق تو پسرعمه‌ی منی! - ولی هیچ پسردایی‌ای زبونشو تو حلق پسرعمه‌ش فرو نمی‌کنه، هیچ پسردایی لعنتی‌ای نمی‌تونه تو همون حرکت اول نقطه‌ی فاکینگ لذت پسرعمه‌شو پیدا کنه!" ''' - جونگ‌کوک، ما مریضیم؟ - نه تهیونگ، من مریضتم. «عشق نامتعارف بین دو اُمگا در خانواده‌های هم‌خون و جامعه‌ای کاملا پایبند به سنت» - پی‌دی‌اف فول پارت رو می‌تونید از چنل بردارید. 🗨 تلگرام : @cityofcrazypeople . . . ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗏𝗄𝗈𝗈𝗄 / 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 [𝗏𝖾𝗋𝗌] 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌، 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖲𝗆𝗎𝗍، 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍، 𝖲𝗈𝖼𝗂𝖺𝗅 𝖼𝗋𝗂𝗍𝗂𝖼𝗂𝗌𝗆. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
Serial Killer by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 1,560
  • WpVote
    Votes 176
  • WpPart
    Parts 6
نام: #serial_killer ژانر:Bdsm, romance,smut, horror کاپل:Vkook,yoonmin نویسنده: #Valdemar روزهای آپ: سه شنبه ها رده سنی .🔞 خلاصه: کوک و جیمین بهترین دوست های هم هستن و یک روز باهم به گالری جین، برادر جیمین میرن و توی نمایشگاه می‌چرخن. جیمین داره با برادرش حرف میزنه و حواسش پیش کوک نیست. موقع خداحافظی از برادرش و خارج شدن از نمایشگاه متوجه میشه کوک پشت سرش نمیاد برمیگرده میبینه به یک تابلو خیره شده. میره پیشش با خودش به بیرون میکشه اون رو ولی لحظه ی آخر کوک برمیگرده تا دوباره به تابلو نگاه کنه میبینه تابلویی دیگه اونجا نیست. _ _تو چی هستی؟ مرد بدون آنکه سرش رو از گردن پسر خارج کنه همونجا لب زد: +من محافظ روح توام
ADDICTED║VKKV  by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 57,376
  • WpVote
    Votes 12,097
  • WpPart
    Parts 65
من و تو فقط دوتا دوست معمولی‌ایم؟
fake chat, tweet | VKOOK by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 58,805
  • WpVote
    Votes 7,514
  • WpPart
    Parts 21
اگه عاشق لوزر هستی... این بوک شامل فیک‌چت‌های کمدیِ ویکوک و توییت‌های چند قسمتیه. امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین🌟
Scenarios ᵀᵃᵉᵏᵒᵒᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 4,166
  • WpVote
    Votes 264
  • WpPart
    Parts 3
• سناریوهای تک‌پارتی از تهکوک؛
𝗛𝗶𝗿𝗮𝗲𝘁𝗵ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 82,405
  • WpVote
    Votes 8,910
  • WpPart
    Parts 18
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک، پسری با عطر بلوبری که در کنج تنهایی‌هاش، غم رو در آغوش گرفته بود. زمان زیادی از دلباخته شدنش می‌گذشت؛ اما کیلومترها فاصله از کسی که عاشقش بود، قلب دلتنگش رو آزار می‌داد. زمزمه‌های "فراموشش کن" از هر طرف توی سرش اکو می‌شد؛ اما واقعاً اجازه می‌داد رویای آبیش رنگ ببازه و دلیل تپش‌های قلبش به دست فراموشی سپرده بشه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو؛ نور دور چشم منی. ضربان قلب بیمار منی. اکسیژن فراری از رگ‌های منی. تو؛ تمام وجود منی جونگ‌کوک. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hiraeth ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Angst ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 156,405
  • WpVote
    Votes 13,639
  • WpPart
    Parts 80
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
FloSin  by AliyaNikita
AliyaNikita
  • WpView
    Reads 3,792
  • WpVote
    Votes 658
  • WpPart
    Parts 21
جئون جونگ‌کوک، مدیرعامل کمپانی جی‌کی و امگایی با رایحه‌ی شامپاین و وانیل بود. امگایی که بعداز ملاقات کیم تهیونگ، مدل کمپانی و امگایی با رایحه‌ی تمشک، کنترل احساساتش رو از دست می‌ده. Up: هر پنج روز، یک پارت کامل. Omega×Omega / Romance / Slice of life couple: Verse (Vkook & KookV)
The NEXUS by CallMeAuro_
CallMeAuro_
  • WpView
    Reads 680
  • WpVote
    Votes 96
  • WpPart
    Parts 5
نتیجه‌ی یه گروگان‌گیری اشتباه، در بدترین برهه‌ زمانی ممکن، برای رئیس باند تازه‌‌تاسیس اما موفق هانتر چی می‌تونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچ‌کس نمی‌دونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخس‌ترین امگای باهوش قرنه! - شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم می‌پرسید؟ می‌خوای کدملی ننه‌جونم هم بدم؟ - مزه نریز. - تنها چیزی که من می‌ریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. آلفا ابرویی بالا انداخت که امگا با نگاه خریدارانه‌ای به سرتاپای مرد و ثابت نگه‌داشتن چشم‌هاش روی پایین‌تنه‌اش، با تاخیر ادامه داد: - که فکر نکنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همین‌جا، بس بود. همین‌طور هم می‌شد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمی‌داد.
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 434,052
  • WpVote
    Votes 50,236
  • WpPart
    Parts 35
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403