اون تهی از هرگونه احساسیه درست مثل یه مجسمه ، مرموز با نگاهی خالی از زندگی،
چی میشه اگه سر از دنیای خوناشام ها دربیاره...
[توضیحات]
|وضعیت:کامل شده|
|تعداد پارت:۷۶|
|ژانر:تخیلی،گی،خوناشامی،رمنس|
{❗توجه: ناول های من فقط در واتپد آپ میشه، بدون اجازه جایی نشر ندید}
Language = persian
تهیونگ، امگاییه که تو یه خانواده ی متعصب به دنیا اومده
یه روز که داره از مدرسه بر میگرده مزاحمتی براش ایجاد میشه و بعد از اون به خاطر حرفایی که پشتش میزنن به انتخاب خانوادش با سوجون آلفایی از یک خانواده ی اصیل ازدواج میکنه ولی بعد از چند سال به خاطر بچه دار نشدنش از سوجون جدا میشه و برای گذران زندگیش توی یک مهدکودک مشغول به کار میشه که اونجا با داییه یکی از بچه ها آشنا میشه....
جونگکوک آلفا و دکتر موفقی که عاشق میتشه ولی به خاطر مریضی ه قلبی میتش در عذابه
با من همراه باشین تا با هم داستان زندگی تهیونگ و جونگکوک رو مرور کنیم....
کاپل:کوکوی
ژانر:امگاورس، روز مره، رمنس، فلاف،امپرگ، انگست و اسمات
روز های آپ:جمعه
~♡~
-ژنرال؟ هدف، موقعیت درجهات یا... دوردونهات؟
-شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم.
ـــــــــــــــــــــــــــ
بخشی از داستان:
«میگی که تموم رفتارات علاقهاست از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟»
«حق نداری بدون من نفس بکشی»
«من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت»
«تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟»
«برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
_برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
☆پایان یافته+افتر استوری☆
Kookv♡
••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff
_infatuation_amperg.