🥇
188 stories
⌠ Apocalypse¹, vkook ⌡ di Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    LETTURE 107,016
  • WpVote
    Voti 11,820
  • WpPart
    Parti 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ⋄‌ برشی از فیکشن: _تو یه حرومزاده‌ای! _معمولا همکارهات زیاد این واژه رو برامون به‌کار می‌بردن؛ ولی می‌دونی جئون؟ شنیدنش از لب‌های تو خاص‌تره! - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _این وقت شب تنهایی کجا رفتی؟ میخوای مثل یه ویرانگر شهر رو دوباره خاکستر کنی؟ _من یه شکارچی‌ام که داره توی تاریکی دنبال شکار می‌گرده؛ ولی طعمه خودش اینجاست! - کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، رمنس، مهیج، رقابتی، هارش، اسمات‼️ وضعیت آپ↵ فصل اول - کامل شده
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 di MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    LETTURE 154,514
  • WpVote
    Voti 10,612
  • WpPart
    Parti 80
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Dancing miracle [Completed] di Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    LETTURE 61,584
  • WpVote
    Voti 9,045
  • WpPart
    Parti 37
"پایان‌ یافته - 32 پارت" آلفایی‌که به‌نظر همه‌چیز برای داشتن یک زندگی‌ِفوق‌العاده داره، تصمیم به خودکشی می‌گیره! اما پیامک دعوت شدنش به پیست پاتیناژ که اولین پیام دریافتیش بعد از ماه‌هاست، اون رو به جفتش می‌رسونه. آیا امگایی که ماهرانه مقابل چشم‌هاش می‌رقصه، امید کافی‌ای برای ادامه دادن هست؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه آغاز: 1403/7/12 پایان: 1404/4/16
Fall Sleep [KookV] di Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    LETTURE 121,880
  • WpVote
    Voti 15,696
  • WpPart
    Parti 23
"میگن وقتی که عاشق میشی دیگه نمی‌تونی بخوابی، ولی حالا که دیدمت احساس می‌کنم که بالاخره می‌تونم بخوابم." - - جونگکوک و تهیونگ با هم هم‌اتاقی شدن. ولی جونگکوک دچار اختلال اینسامنیاست و نمی‌تونه کنار بقیه بخوابه در حالی که تهیونگ تنهایی خوابش نمی‌بره! · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name: Fall Asleep Couple: KookV Genre: Angst, Romance, Slice Of Life, Smut, Comedy Writer: drannie Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
Risk it all di ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    LETTURE 23,912
  • WpVote
    Voti 1,812
  • WpPart
    Parti 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ di ituhide
ituhide
  • WpView
    LETTURE 741,071
  • WpVote
    Voti 92,419
  • WpPart
    Parti 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ di ituhide
ituhide
  • WpView
    LETTURE 885,891
  • WpVote
    Voti 109,987
  • WpPart
    Parti 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
𝐕'𝐬 𝐂𝐚𝐦𝐩 𝐟𝐨𝐫 𝐏𝐞𝐜𝐮𝐥𝐢𝐚𝐫 𝐀𝐬𝐚𝐬𝐬𝐢𝐧𝐬 di ituhide
ituhide
  • WpView
    LETTURE 196,295
  • WpVote
    Voti 33,385
  • WpPart
    Parti 33
- تو بوسه اول منو دزدیدی .فکر نمی کنی باید مسئولیتشو قبول کنی؟ + جداً؟ تو بیشتر از دو هزار سالته و انتظار داری باور کنم من بوسه اولتو دزدیدم؟ - چی می تونم بگم؟ من آدم سنتی ام. منتظر پرنسس سوار بر اسب سفیدم بودم... ولی یه شاهزاده از آب در اومد. نه که مشکلی داشته باشم... 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏, 𝒆𝒕𝒄. 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒖𝒑𝒆𝒓𝒏𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒆 𝔚𝔢𝔩𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔱𝔬 𝔬𝔲𝔯 𝔣𝔯𝔢𝔞𝔨 𝔰𝔥𝔬𝔴, 𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔪𝔢𝔢𝔱 𝔪𝔶 𝔪𝔬𝔫𝔰𝔱𝔢𝔯𝔰:) ::::::::: 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫 DO NOT COPY THIS WORK🚫
Black sea [Vkook,Yoonmin,Namjin Au]~Completed~ di Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    LETTURE 135,331
  • WpVote
    Voti 17,127
  • WpPart
    Parti 39
🌊دریای سیاه🌊 [کامل شده] دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک... چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند.. این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش.. او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او.. ~~~ "گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن" "من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست" "نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...." • ~ • ~ • ~ بخش اول دوگانه ی Color nature • ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات • کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین • کاپل های فرعی: چانبک، سکرت • نویسنده: @Sheix_12 چنل: @yoonmin_area • تاریخ شروع: 2 آگوست 2019 • وضعیت: کامل شده • تاریخ پایان: 29 فوریه 2020 highest rank so far: #1 in یونمین #1 in تهکوک #1 in بی‌تی‌اس #1 in نامجین #1 in Fiction #1 in Angst #1 in Yoonmin #1 in Romance #2 in Suga #2 in Jimin #2 in Namjoon #2 in Hoseok #3 in ویکوک #3 in Yoongi #3 in Namjin #3 in Jhope and...more
Somebody to love | persian translate di ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    LETTURE 246,958
  • WpVote
    Voti 30,993
  • WpPart
    Parti 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...