BOOK
63 قصة
White Peacock  بقلم Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    مقروء 29,234
  • WpVote
    صوت 3,924
  • WpPart
    فصول 18
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه
𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔  بق�لم Travis_vkooker
Travis_vkooker
  • WpView
    مقروء 17,219
  • WpVote
    صوت 2,133
  • WpPart
    فصول 33
▪︎از تپش تا تاریکی ▪︎ ▪︎خلاصه : جونگکوک در دنیایی که تاریکی سرنوشت ادم هارو میبلعه، تیغ جراحی به دست گرفت؛نه برای زخمی کردن ، بلکه برای درمان . اما یک دیدار،یک برخورد کوتاه با انیگمایی که اسمش لرزه به تن کل اسیا ... نه کل دنیا می‌انداخت کافی بود تا همه چیز تغییر کنه . از زندگیش تا تپش های قلبش... همه‌رو به پادشاه تاریکی باخت . ▪︎بخش های از داستان : _ما اینجا بازی نمی‌کنیم. اینجا قانون ساده‌ست... یا با منی، یا خاکی که زیر پاته تو رو می‌بلعه. ▪︎▪︎▪︎ _ من بازیکنم آلفا و اون کسی که مهره شاه رو حرکت میده...منم .نذار برق طلایی تاجت جلوی دیدت رو بگیره . _ بازی که درش شاه رو دست کم بگیری ... پایانی آغشته به خون داره. _اگه قراره خونی ریخته بشه من به عنوان بازیکن مطمئن میشم اولین قطره ای که میچکه ...متعلق به کسی باشه که منو بازی میده. ❤️‍🔥کاپل‌اصلی:ویکوک(تهیونگ☝🏻/جونگ‌کوک 👇🏻) ❤️کاپل فرعی : ؟؟ 🎭 ژانر : اسمات ، امپرگ ، مافیایی، ازدواج اجباری، امگاورس و.. 📝وضعیت : در حال آپ 🗓روز های آپ: یکشنبه ها ✍️🏻: تراویس 𝚃.𝚃𝙺"ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ"🦭
+16 أكثر
Train |vkook,kookv| بقلم Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    مقروء 8,482
  • WpVote
    صوت 778
  • WpPart
    فصول 11
-پایان یافته- اون هیچوقت توی لیست برنامه هاش سکس توی کوپه‌ی قطار رو نداشت... خب شاید اون فرمانده زیادی برای نادیده گرفته شدن جذاب بود... "+میدونی که چقدر دارم خودمو نگه میدارم درسته؟" زیر گلوش رو گاز گرفت و با ییشتر شدن فشار پاشنه کفش جونگ‌کوک رونش رو بیشتر فشار داد. "-چقدر؟" "+اونقدر که بعدش دوباره مجبور میشدی چند روز کلاساتو کنسل کنی و منم اونقدر از کارم عقب بیوفتم که وقت نکنم یک دقیقه هم از اون خراب شده بزنم بیرون." ○ این چند پارتی در دو ورژن ویکوک و کوکوی نوشته شده که هردو توی همین بوک آپ میشن.
My alpha بقلم alpha_zhr
alpha_zhr
  • WpView
    مقروء 4,466
  • WpVote
    صوت 489
  • WpPart
    فصول 8
مولتی شات:داستان از زبان جونگکوکه. از لحظه‌ی پیدا کردن جفتش تا زمانیکه بالاخره پیوندشون رو قبول می‌کند ---- نمیدونم یه روزی دلم می‌خواست اون لب ها رو ببوسم یا نه؟آخه الان هیچ علاقه‌ای بهش نداشتم!حس می‌کردم باید مزه‌ی تلخی بده!یه تلخ بد! اشک از شدت بدبختیم توی چشمام جمع شد و من آلفای قوی تری بودم که اجازه‌ی ریختن بهشون بدم.چشم‌هام رو بستم و سرم رو روی میز گذاشتم تا بخوابم!شاید وقتی بیدار شدم اون دیگه جفتم نبود! ---- ژانر:امگاورس،عاشقانه شروع: ۲۱شهریور۱۴۰۳ ۱۳:۰۴ پایان: ۱مهر۱۴۰۳ ۱۰:۵۹
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ بقلم vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    مقروء 111,985
  • WpVote
    صوت 10,383
  • WpPart
    فصول 76
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
The Color of bloody lilies  بقلم ImLeon
ImLeon
  • WpView
    مقروء 42,336
  • WpVote
    صوت 4,786
  • WpPart
    فصول 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝑵𝑬𝑷𝑬𝑵𝑻𝒀   𝗅𝗅  ٺسڪؽݩ بقلم vkook_lover
vkook_lover
  • WpView
    مقروء 39,135
  • WpVote
    صوت 3,614
  • WpPart
    فصول 28
جئون جونگکوک پسری که با آرامش کنار تنها آدم مهم زندگیش درحال زندگی کردن بود، اما روزی میرسه که همه چیز با خاک یکسان میشه. پسر بدون هیچ خبری خونه ی مرد رو ترک می‌کنه و بعد با یک پیام کوتاه و غیر منطقی به دوست پسرش خبر میده که داره برای ادامه تحصیل از کشور خارج میشه و میخواد رابطشون رو تموم کنه... دوسال بعد بدون هیچ خبری، برای شروع زندگی جدید دوباره به کره برمیگرده و تو بزرگترین مجموعه مد به عنوان مدل قبول میشه. اما چی میشه اگه جونگکوک نه تنها قرار نکرده، بلکه توی مشت "کیم وی" رئیس شرکت لویی ویتون و دوست پسر سابقش بیفته!؟ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ بخشی از فیک: "تو تنها عشق تک عشقم بودی... تنها و دردناکترین جای قلبم. حتی حالا که نفس‌هات از یادم میره هنوز با تمام وجودت داره میاد جونگکوک من هنوزم دوستت دارم.... حتی اگه این عشق آخرین زخم بی التئام من باشه. ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ✢ کاپل اصلی: ویکوک ✢ کاپل فرعی: یونمین،نامجین ✢ نویسنده: ݪۅݩا ✢ تایم آپ: نامنظم ✢ ژانر:معمایی،درام،اسمات،انگست تلگرام:vkook_TK7
My Healer | Taekook بقلم vkookfic_
vkookfic_
  • WpView
    مقروء 3,062
  • WpVote
    صوت 353
  • WpPart
    فصول 10
هیلر | در حال اپ... خلاصه: جئون جونگکوک، پسری که تبعات کودکیش رو در اوج جوانی داره می‌پردازه. پسری سرشار از غم و کوله‌باری از عذاب وجدان وقتی به نقطه سر خط زندگیش رسیده بود، با مردی آشنا می‌شه که التیام زخم‌های کهنه‌اش می‌شه. «گریه؟ فقط فکر کردم چقدر دوستت دارم و چشمام خیس شد.» • کاپل‌ها: تهکوک، اندکی سپ • ژانر: عاشقانه، درام، انگست، معمایی و اسمات • نویسنده: Helli هیلر یعنی کسی که حضورش آرامش می‌ده و مثل یه "مسکن روحی" عمل می‌کنه.
『 𝑳𝑶𝑺𝑬 𝑰𝑻 𝑨𝑳𝑳 ᴬᵁ 』 بقلم Atlasless
Atlasless
  • WpView
    مقروء 112,099
  • WpVote
    صوت 11,675
  • WpPart
    فصول 14
≋ پایان یافته ≋ " چی میشه اگه پدر جونگکوک، اون رو بزور به شریکش، تهیونگ بده و هیچکس ندونه اون چه موجود لعنتیه و دنبال طمعس تا سیر بشه؟ " COUPLE: VKOOK GNRE: ROMANCE, FLUFF, SMUT, FANTASY "HAPPY ENDING"
Strange Start [vkook] بقلم mobinaashabi
mobinaashabi
  • WpView
    مقروء 28,041
  • WpVote
    صوت 3,800
  • WpPart
    فصول 22
«شروع عجیب» "درحال آپ..." کیم تهیونگ معتقده که به‌جز کارش و دخترش عاشق هیچکس نمی‌تونه باشه... اما وقتی جفت حقیقی‌تون رو پیدا می‌کنید مهم نیست نظرتون راجبش چیه به هرحال نمی‌تونید اون رو با کسی به غیر از خودتون ببینید! این داستان یک عشقِ پر ماجراست... . ✨️بخشی از متن فیکشن: تهیونگ اروم روی جونگ‌کوک خزید و با گرفتن مچ پاهاش، دستور داد: - وقتشه پاهات رو برای آلفا باز کنی، امگا. جونگ‌کوک که از لذت شنیدن امگا، گرگ بی‌قرارش از خود بی‌خود شده بود، با حس کردن خیسی بیش از حد شلوارش، ناله‌ی بلندی کرد. - هیش‌... بهتره صدات رو کنترل کنی. تو که نمی‌خوای رز کوچولو با صدات از خواب بیدار شه کارامل! ژانر: امگاورس، اسمات، رومنس،کمدی زمان‌آپ: جمعه_ منظمه کاپل: ویکوک(ورژن کوکوی داخل پیج) ●wrιтer: #mobina & #Camomile 𝑩𝑳𝑨𝑪𝑲 𝑺𝑾𝑨𝑵