Vengeance_drc's Reading List
22 cerita
𝗖𝗜𝗥𝗜𝗟𝗟𝗔 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  oleh Kimjeuon
Kimjeuon
  • WpView
    Membaca 375,729
  • WpVote
    Vote 31,871
  • WpPart
    Bab 47
لب هایی که به روی هم لغزیدند و عشق خلق شد! شاید تمام این لغزش ها و بوسه ها، تنها در امتداد جوهر مشکی رنگ پسر، رخ داده بود.. _ _ _ _ برای بدست اوردن هر چیزی، باید یه چیز دیگه رو از دست بدی! و من برای بدست اوردنت، خودمو از دست دادم هیونگ.. Wr: Akuma Couple: VKOOK Genre: KINK-MAFIA-FULL SMUT- ROMANCE-TRAGEDY-TW- ANGST-MYSTERY
Our royal secret | KOOKV| Completed oleh qazalimi
qazalimi
  • WpView
    Membaca 135,233
  • WpVote
    Vote 11,133
  • WpPart
    Bab 30
کاپل: کوکوی ژانر: درام، عاشقانه، محافظتی، اسمات، اکشن خلاصه: جونگکوک، یکی از بهترین بادیگارد های بزرگترین شرکت امنیتی کرهاست که درگیر شغل مرموزی میشه. با این حال اون هیچ وقت تو رویاهاش هم تصور نمیکرد که بادیگارد شخصیِ دومین شاهزاده کره بشه، شاهزاده ای که با تمام محبوبیتش همیشه دردسر سازه و جونگکوک خیلی سریع فهمید که حفاظت ازش قرار نیست به آسونی پیش بره..
+14 lagi
Hold my Hand/KOOKV  oleh kook_AMY_v
kook_AMY_v
  • WpView
    Membaca 121,797
  • WpVote
    Vote 10,126
  • WpPart
    Bab 29
تهیونگ نفس سنگینی کشید و با حس کردن درد همیشگی آهی کشید: جونگ کوک... دستمو بگیر... جونگ کوک دست امگا رو محکم بین انگشت های سردش گرفت و گفت: من اینجام... امگا با نگاه کردن به صورت نگران آلفا لب زد: جونگ کوک... اگه من چیزیم شد... لطفا مراقب... خانواده م باش. باشه؟... من... فک نمیکنم بتونم از پسش... بر بیام...دارم می میرم جونگ کوک... COUPLE: KOOKV GENRE: HAPPY ENDING, ANGEST, OMEGAWERSE, PUSSY BOY, ROMANCE, SMUT, EMPREG. STARTED: 11 MARCH 2023 ENDED: 30 MAY 2024 Amy
𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 |جڱرڴۉشۂ(𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤) oleh SUNSET_Vk
SUNSET_Vk
  • WpView
    Membaca 73,068
  • WpVote
    Vote 6,783
  • WpPart
    Bab 23
_اگه دیدی این‌طور اینجا افتادم چیکار می‌کنی؟ با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید _میری پایین به؟ +میرم پایین به جیمینی خبر میدم! دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید _آفرین جگرگوشه من ____________________ اهمیتی نداشت کجا و کی؛ اون از پسرش محافظت می‌کرد،باید ازش مراقبت می‌کرد حتی اگه دیگه فرصتی برای موندن نداشت! ____________________ ~🅅𝒌𝒐𝒐𝒌_🅈𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏_🄽𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ~🅁𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄_🄰𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕_🄳𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆_🅂𝒐𝒇𝒕_ 🄿𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚_(🅂𝒎𝒖𝒕 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆) •🅆𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:🅂𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 "شروع 1402/11/24" "پایان 1403/08/18" *توجه؛ فیک به‌زودی تحت ویراستاری قرار خواهد گرفت*
NIAZ. oleh blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Membaca 10,664
  • WpVote
    Vote 2,613
  • WpPart
    Bab 16
من آدم نگاه کردنم؛ آدم‌ داشتن نبودم هیچوقت.
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر oleh BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Membaca 92,743
  • WpVote
    Vote 24,203
  • WpPart
    Bab 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
ELEVATOR [Z.M] oleh darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Membaca 1,800
  • WpVote
    Vote 497
  • WpPart
    Bab 3
✔Completed کامل شده --- اونها یاد گرفته بودن فرار کنن بدون اینکه واقعا بدونن چرا. بدون اینکه بپرسن چرا. و حالا تقدیر، لوله های قدیمی آسانسور رو از کار انداخته تا بفهمن چرا عشق کافی نبود. --- از مجموعه‌ی تنها شدن ژانویه ۲۰۲۱
Quotes from Books oleh kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Membaca 211,702
  • WpVote
    Vote 22,366
  • WpPart
    Bab 200
نقل قول از كتابها.
صدای سکوت.‌.. نوای کمان oleh ZiamsNation
ZiamsNation
  • WpView
    Membaca 52,224
  • WpVote
    Vote 6,068
  • WpPart
    Bab 36
ماهور عاشق موسیقی و صداست. امیرعلی از سکوت لذت میبره و مشکلی با ناشنواییش نداره💫💖 [اگه از رمان گی فارسی خوشتون میاد یه سر بزنید❤]
Suicide Notes oleh kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Membaca 267,455
  • WpVote
    Vote 37,424
  • WpPart
    Bab 37
مجموعه اى از يادداشت هاى خودكشى.