MPR_FIC
࿈ BTS Ver ࿈
_"گاهی...زمانی که دیگه خونی توی بدنم نمونده بود و میدونستم رو به نابودیم،فردی رو بالای سر خودم احساس می کردم...چهرشو نمی تونستم ببینم اما من یقین داشتم که اون خوده مرگه...اون سایه خودش رو روی بدنم انداخته و منتظره...خیلی وقته که منتظره...برای همین از خودم می پرسیدم مرگ چه حسی داره؟غمگین نمیشه که فردی رو میبینه که سال هاست در عذابه؟
بعد از اینکه برای چند ثانیه چشم هام رو بستم،چیزی پشت پلک هام رد شد...صدای گوش خراش اون پرنده افسانه ای تو گوشم پیچید و درحالیکه اشک می ریختم خودم رو آماده کردم....برای همین طولی نکشید که درد کشنده ای توی وجودم پیچید...دردی که تا گوشت و استخون وجودم رسوخ میکرد و روحم رو توی خودش می بلعید
دردی که باعث می شد با وجود تلاش هایم فراموش کنم که من کی هستم"
࿈═══════════►
.࿈| Cᴏᴜᴘʟᴇ : Vᴋᴏᴏᴋ - Yᴏᴏɴᴍɪɴ - Kʀɪꜱʜᴏ
.࿈| Gᴇɴᴇʀ : Mʏᴛʜᴏʟᴏɢʏ - Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ - Sᴍᴜᴛ - Fᴀɴᴛᴀsʏ
.࿈| Novelists : PʀᴏᴍᴇTʜᴇᴜs ᴍᴘʀ - LᴜCɪғᴇʀ ᴍᴘʀ
࿈═══════════►
توجه کنید که کارکتر های این فیکشن دو اسمه هستند و از هر دو اسم استفاده میشه...یکی اسم خدا یا موجود یکی اسم آیدل...اسم های اساطیری سخته اما یادتون باشه که:
دیونیسوس:تهیونگ
پرومتئوس:کوک
کرانس:شوگا
تریتون:جیمین