Kami telah memperbarui Pedoman Konten kami.
Tinjau pedoman terbaru untuk terus berbagi cerita dengan aman.
FV_Rosewater's Reading List
187 cerita
Payback|KV| oleh heylii111
heylii111
  • WpView
    Membaca 361,691
  • WpVote
    Vote 18,546
  • WpPart
    Bab 40
|انتقام| تهیونگی که تازه از لندن برگشته،مجبور به ازدواج با پسر داییش جئون جونگکوک میشه __________ جونگکوکی که به صورت پنهانی تحت درمان بخاطر مشکلات روانی ناشی از ترومای کودکیش قرار دارد! __________ نامه از دستش سر خورد،توی بهت فرو رفته بود،به سختی گردنشو چرخ داد و نگاه شوکه شو به بچه های خوابیده توی کالسکه انداخت. بچه هات؟! جونگکوک؟! اون دوتا طفل معصوم‌ نطفه های حرومزاده ی همسرش بودند؟! __________ گوشه ی دیوار کز کرده،به جونگکوک که چهره اش به طرز خطرناکی عوض شده بود،خیره شد! جونگکوک:«بهت گفته بودم اون روی سگ منو بالا نیار!!!!» couple:taekook(اصلی),yoonmin,.... Genre:smut,mystery,horror,(ازدواج اجباری),slice of life, روان‌شناختی,🔞 written by heyli شروع آپ"12 آگوست 2023"/22مرداد 1402 پایان آپ"...." هشدار!! داستان پره بگاییه وازلین به همراه خود داشته باشین!!!! "ستاد مبارزه با پارگی" بچه مچه نیاد🚷
вeтrαyer oleh Amaris_1400
Amaris_1400
  • WpView
    Membaca 13,184
  • WpVote
    Vote 1,055
  • WpPart
    Bab 3
_تو حق نداری بری +کی میخواد این حقو ازم بگیره؟؟ _من یعنی شوهرت عشقت تنها آدم توی زندگیت +میدونی برزخ یعنی چی؟؟یعنی این که تو هستی ولی ندارمت ،ندارمت و میخوام منو نداشته باشی... کاپل:ویکوک ژانر:رمنس،انگست،امپرگ،اسمات،خیانت،هپی اند
•Revenge• oleh TheErienne
TheErienne
  • WpView
    Membaca 7,729
  • WpVote
    Vote 508
  • WpPart
    Bab 6
باتک تک حرفهایی که می شنیدهرلحظه بیشترازقبل ناخناشو به کف دستش میفشرد و بغضی که مدام به گلوش چنگ میزد رو پس میزد. +من ازدواج نمیکنم. باحس سوزش و طعم گس خونی که حس کرد، ناباور دستشو روی گونه ی راستش کشید و اشکهایی که به اجبار پشت پرده ی چشماش حبس کرده بود ،بی اختیار مسیرشونو روی گونه ی سرخش پیداکردن. -ازدواج میکنی کیم تهیونگ؛ تو باکسی که من میگم ازدواج میکنی و قسم میخورم اگه فقط یک درصدمخالفت ببینم برای همیشه نابودش میکنم؛ بهترین راه نابودی تو، نابودی قلبته. تهیونگ پوزخندی زد و نگاه سردش رو به صورت بی حس فردمقابلش داد. چطورمیتونست تموم زندگیشو انقدر راحت نابود کنه؟! _توهمیشه به احساساتت باختی کیم تهیونگ و همیشه از راه قلبت کیش شدی و اینبار من برای همیشه ماتت میکنم. ●●●●● 🌱Story name: Revenge 🌊Genre:Romance, drama, mystery, smut 🌱Couple :Vkook 🌊writer :TheErienne
𝙄 𝘼𝙈 𝙎𝙏𝙄𝙇𝙇 oleh This_is_J
This_is_J
  • WpView
    Membaca 3,677
  • WpVote
    Vote 407
  • WpPart
    Bab 2
مرد دورگه کره ای و ایتالیایی بعد از طی این سال ها به کره برمیگرده چی میشه در اولین دیدار از پسر کوچیکتر کیم تهسونگ خوشش بیاد ! و چی میشه پسر رو تو روز تولدش بدزده ؟! 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲: با صورت اشکی تفنگ رو به سمت مرد گرفت و با داد گفت : +نیا ...ب ... برو عقب ... و ... وگرنه ... مرد پوزخندی زد و گفت : وگرنه چی ؟! با سکوت پسر پوزخندش از بین رفت و حالا با صورت بی حس رو به پسر لب زد : _تا حالا آدم کشتی ؟! تهیونگ تفنگ رو صفت تر گرفت و سعی کرد با تکون دادن سرش اشک هاش رو پاک کنه و با همون تن صدا گفت : +م..ماشه ..رو بکش تمام زهرخندی به حرف پسر زد و بدون توجه به تفنگ به ارومی به سمت پسر قدم برداشت و در همین هین گفت : _نه......تموم نمیشه !...چشم اولین نفر ی که بکشی تا آخر عمر دنبالته و عذابت میده ...چشم های کسی که جون از تنش می‌ره ...وقتی داری چیزی میخوری یا می‌خوابی تا آخرش دنبالت میاد...حتی تو ی رویاهات هم ولت نمیکنه ...زندگیت جهنم میشه وقتی توسط اون چشم ها ...مدام تعقیب بشی!!
CODE NOIR  oleh 0_lahey_0
0_lahey_0
  • WpView
    Membaca 239
  • WpVote
    Vote 20
  • WpPart
    Bab 3
«در تاریکی، کسانی زندگی می‌کنند که قانون ازشون می‌ترسه... اما دنیا به وجودشون نیاز داره.» در دل سئول، جایی که شب‌ها همیشه روشن نیست، گروهی با کد سیاه فعالیت می‌کنن. اون‌ها قانون‌شکن نیستن... خودشون قانونن. اینجا، هرکسی که عضوی از Noir بشه، دیگه راه برگشتی وجود نداره Code Noir - گروهی که قانون‌هاش با کد نوشته شدن، و راه برگشت ندارن...
𝑾𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈✗ oleh Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Membaca 695,877
  • WpVote
    Vote 77,071
  • WpPart
    Bab 56
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: اون الان دیگه یک مجرد نبود. جونگ‌کوک نمی‌دونست که با انتخاب کردن کیم تهیونگ به عنوان همسر قراره از تمام رویاهای یک زندگی مشترک دل‌زده بشه. تهیونگ مردی نبود که درابتدا خودی نشون داده بود، درست لحظه‌ای که از کلیسا خارج شدن تغییرات شخصیتی همسرش شروع شد. پرخاشگری، بی‌علاقگی، آوردن هرزه‌های مختلف به خونه‌ی مشترکشون. هضم این موضوع برای جونگ‌کوک سخت بود، اینکه می‌دید چطور ازش سوءاستفاده شده قلبش رو به درد می‌آورد. جونگ‌کوک برای نجات زندگی‌ش باید خودش دست بکار می‌شد!
In "Kim" Mansion ⏳️ oleh Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Membaca 770,829
  • WpVote
    Vote 61,653
  • WpPart
    Bab 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
CURSED║VKOOK oleh sufiland
sufiland
  • WpView
    Membaca 110,938
  • WpVote
    Vote 17,589
  • WpPart
    Bab 33
جونگکوک از لحظه‌‌ای که چشم باز کرد و فرق بین درست و غلط رو فهمید ، یک جمله رو بارها و بارها توی گوشش خوندن تا بهش بفهمونن که اون جفت پادشاه خون‌خوار این سرزمینه.
Bella Ciao || KookV oleh Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Membaca 58,091
  • WpVote
    Vote 8,237
  • WpPart
    Bab 24
[ خداحافظ زیبا! ] ژانر : رمنس/ مافیایی / اکشن / معمایی / حاوی اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ ... روز آپ : یکشنبه‌ها - برای من برقص زیبای وحشی. اون غریبه‌ی عجیب با چشم های کشیده و اژدها‌ مانندش همراه بادیگارد هاش عادت داشت هر هفته ساعت هفت به آمفی تئاتر لا فنیچه در ونیز بره و نگاهش رو به بالرین روی صحنه بده. رفتارش باعث کنجکاوی جونگکوک،‌ ستاره‌ی اجرا ها میشه. واقعا نمیخواست بفهمه مرد غریبه کیه ولی ناخواسته خودش رو درگیر زندگی یکی از مهره های اصلی ریاست یک باند مافیا پیدا کرده بود و حالا اسم مرد به روی تک تک سلول هاش حک شده بود؛ کیم تهیونگ! - من بیدار شدم و دیدم دشمن دورم رو فرا گرفته، باید فریاد میکشیدم خداحافظ ای زیبا ولی تو تنها لبخندی زدی و با سلام هات خفه‌م کردی. [ آپلود فایل در چنل تلگرامی @army_area ]
𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒗𝒊𝒐𝒖𝒓 ᵏᵒᵒᵏᵛ  oleh AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    Membaca 77,911
  • WpVote
    Vote 7,353
  • WpPart
    Bab 21
[Completed] جونگ‌کوک آلفای مکانیکی که سال‌ها در جنگل به تنهایی زندگی می‌کرد، برای گرفتن انتقامش وارد بازی‌ای می‌شه که مدت‌ها انتظارش رو کشیده. با ورود امگایی کم‌یاب و سرکش به این بازی، هیچ‌چیز طبق خواسته‌اش پیش نرفت. اون امگا کی بود؟ چه سرنوشتی در انتظار آلفای تودار و رمزآلود که به‌عنوان بادیگارد امگا در کنارش قرار می‌گرفت، بود؟ 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫 𝘨𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝘼𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 چهارشنبه‌ها - ساعت ۸