ویکوک
3 stories
✿∴BLOOM∴✿ by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 216,378
  • WpVote
    Votes 33,077
  • WpPart
    Parts 25
#HANAHAKI 🌸 هاناهاکی : بیماری ای که اگه یه نفر یه عشق یه طرفه داشته باشه ، گلی توی ریه هاش ریشه میده و گلبرگاش بعد از مدتی کل ریه شو پر میکنن و اون فرد به طور متوالی سرفه میکنه و گلبرگارو بیرون میده. هیچ راه درمانی نداره به جز اینکه اون طرف مقابل هم عاشقش بشه یا کل گیاه از ریه ش خارج بشه که این باعث فراموشی اون کسی که عاشقشه میشه :) ____________________ Name↬ #BLOOm ↳Genre↬ Fantasy, romence, Smut +18 ↳Couple↬ vkook .yonmin
Tell Me About The Dance Of Demons/ KookV by AhuFanFic
AhuFanFic
  • WpView
    Reads 773
  • WpVote
    Votes 156
  • WpPart
    Parts 5
برایـم از رقـص شیـاطـین بگـو ⛓'کاپل داستان :: کوکوی (جونگ کوک🔝 - تهیونگ)/ یونمین (یونگی🔝- جیمین) ⛓ژانر :: اسمات - درام - کلاسیک - رومنس ⛓تعداد قسمت ها :: نامعلوم ⛓وضعیت داستان :: تکمیل نشده خـلاصـه :: انگلستان سال ۱۹۷۰ "شهر خاکستری کیم تهیونگ‌ رو بلعیده بود.فقر و گرسنگی به ریشه های وجودش حمله ور شده بودند.تنها کاری که بلد بود ماساژ دادن پینزبرگ پیر،یکی از ثروتمندترین افراد کشور بود.اما با اومدن داماد پینزبرگ همه چیز تغییر کرد.جئون جونگ کوک داماد عزیز خانواده پینزبرگ،هیچ علاقه ای به فقرا نداشت!" @AhuFanFic :: داستـان از @HeliaThl :: پوستر داستـان از @AhuFanFic :: چنـل تلـگرام ما
 نویسنده عشق ویکوک | Автор любви Vkook  by vidles_queen
vidles_queen
  • WpView
    Reads 157,835
  • WpVote
    Votes 13,243
  • WpPart
    Parts 52
نام رمان : Автор любви نویسنده عشق ( کامل شده ) نویسنده : Queen ژانر : امگاورس / اسمات/ | کاپل: vkook « هپی انده » ******************* قسمت هایی از رمان ************************ تهیونگ : من جفت تو ام من پدر اون بچم نه اون جفت لعنتیت ! کوکی : بعد اون اتفاق بعد پنج سال شدی جفتم ؟!چه شوخی بامزه ای ! تو جفت من نیستی ! تو پدر اون بچه نیستی فهمیدی ؟! اینقدر نزدیک منو بچم نشو! تو هیچی اون نیست ! تو هیچی نیست تهیونگ ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تو قاتل امگای منی تو !تو امگای منو ازم گرفتی ،زندگیه منو ازم گرفتی فقط و فقط تو وجودت ، نفس کشیدنت اضافه هست تو باید بمیری همونطوری که امگای من مرد! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ +نههههه امگا ........ +آقای دکتر آقای دکتر امگام ..اون زنده است مگه ..نه اون نمرده مگه نه !؟~ متاسفم امگای شما...مردن !+نه ..نه امگای من نمرده نه اون نمرده امگااا ****************** تفنگ رو از روی سرش برداشت روی قلبش گذاشت + بزن ..پوزخندی زد وادامه داد منتظر چی هستی بزن دیگه ! نگاهی به چشمای فرد روبروش انداخت ، ~تو ..تو کی هستی ؟! +من ..من کسی هستم که قول دادی اولین و اخرین نفر عاشقش باشی البته تو خیلی وقته که فراموشش کردی . با یه حرکت الفا رو روی زمین انداخت و بدو بدو از اون محل دور شد